به گزارش آتیه آنلاین، در ابتدای این نشست علی نیکبخت کارگردان این مستند ضمن اشاره به حساسیتهای این مستند انتقادی درباره حوزه اقتصاد سیاسی آموزش، از یاریهای دانشجویان و اساتید علوم اجتماعی در شکل گیری این مستند تشکر کرد. وی همچنین از حضور نداشتن کارشناسان اقتصادی لیبرال باوجود تلاش طولانی مستندسازان انتقاد کرده و علت یکسویه شدن مباحث مطرح در مستند را خودداری حامیان بازار آزاد از گفتگو در مستند معرفی کرد.
در ادامه این نشست، رضا امیدی در تماس برخط با سالن، با انتقاد از سیاستهای پولی سازی آموزش در حوزه سیاستگذاری اجتماعی گفت: «دموکراسی با سرمایهداری سازگار نیست و تنها چیزی که آنها را سازگار میکند، دولت رفاه است. دولت رفاه دولت توزیع محور نیست، بلکه بازسازی رابطه دولت و جامعه است و نباید سیاست اجتماعی دولت رفاه را به فقرزدایی تقلیل داد. یکی از جلوههای این سیاستگذاری، ایجاد فرصتهای برابر آموزشی و تامین امنیت اجتماعی است.»
او با انتقاد از سیاستهای توسعه محور بازارگرا در حوزه اجتماعی بیان کرد: «پس از جنگ هشت ساله روند خصوصی سازی بیمارستانها و مدارس آغاز شد و امروز ۵۰ درصد هزینههای مراکز درمانی توسط خود بیمار و خانواده وی پرداخت میشود. کالایی سازی در حوزه بهداشت در ایران به حدی است که برای مثال خرید و فروش اعضای بدن در ایران قانونی است و از معدود کشورهایی است که این مساله در آن قانونی اعلام شده است؛ این درحالی است که افراد فروشنده کلیه در بازار، معمولاً بعد از جراحی بدهکارتر میشوند.»
این پژوهشگر سیاستگذاری اجتماعی با اشاره به مشکلات پولی سازی آموزش تصریح کرد: « اینکه در ایران به مراکز آموزش و مدارس دولتی اجازه داده شده تا از فضای آموزشی کسب درآمد کنند، از دستاوردهای روند پولیسازی آموزش است. گسترش خرید خدمات آموزشی، جلوهای از این روند است که با گذشت زمان تشدید نیز شده است.» امیدی با اشاره به قیمت واقعی سرانه آموزش اختصاص داده شده به هر دانش آموز، ادامه داد:« برخی میخواستند حتی بخشی از کتابهای درسی دانش آموزان را هم برای درآمدسازی به آگهیهای تجاری شرکتها اختصاص دهند که با مقاومت صورت گرفته در درون نهادهای موثر، این اقدام صورت نگرفت.»
او با اشاره به سرانه بالای معلم در کشورهای اروپایی با وجود جمعیت کمتر دانش آموزان نسبت به ایران، توضیح داد: «بودجه آموزش و پرورش فرانسه که اخیرا اعتراضاتی درباره کمبود معلم در آن شکل گرفت، سه برابر بودجه ایران است و این نشان میدهد که استاندارد توسعه یافتگی چیست. این کشور چهار میلیون دانش آموز از ایران کمتر دارد، اما همزمان ۲۰۰ هزار معلم بیشتر دارند»
این استاد دانشگاه با پرداختن به واکنش حامیان بازار آزادگرایان مدافع پولی سازی آموزش به منتقدان پولیسازی گفت: «آنها منتقدان را عمدتا ایدآلیست، روشنفکر، آرمانگرا و بیتوجه به محدودیتهای اقتصادی معرفی میکنند. در صورتی که خود محرومیت آموزشی مجددا برای کشور هزینهزاست و تجربه کشورهای توسعه یافته دقیقا خلاف نظر آنهاست.»
در ادامه این نشست، یوسف اباذری، استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران ضمن انتقاد از اخراج استادانی مانند رضا امیدی از دانشگاه تهران، بیان کرد: «کسانی مانند غنی نژاد و حامیان بازار آزاد حاضر نیستند در هیچ برنامه انتقادی جدی شرکت کنند. از جمله فضاهایی که باید شرکت میکردند، دقیقاً پاسخگویی نسبت به افکار خود در چنین مستندهایی است. اما با تریبونها و رسانههای اختصاصی گسترده، پاسخگوی نقد نیستند.»
او افزود:« آزادی سیاسی واقعی با آزادی (بازار آزادی) بسیار متفاوت است. حامیان این اقتصاد با آزادی سیاسی زاویه دارند. فردریش هایک از بزرگان آنها مقالهای دارد که در آن میگوید باید شورا یا مجمعی باشد که اگر مجلس قانون ضد بازار آزاد تصویب کرد، مثل شورای نگهبان فعلی رد و وتو کند.»
این استاد دانشگاه تهران با انتقاد از کالایی سازی آموزش در ایران گفت: مارکس در کتاب سرمایه نشان میدهد که سرمایهداری نمیتواند همه روابط را کالایی نکند. لوکاچ نشان میدهد سرمایهداری روابط بین زن و شوهر هم کالایی میکند. در ایران اما انتقاد از کالاییسازی تکفیر میشود و در این زمینه اصولگرا و اصلاحطلب فرقی با هم ندارند.»
اباذری در ادامه با انتقاد از سیاستگذاری اجتماعی دست راستی در ایران، توضیح داد: «مکتب اتریش و شیکاگو در سیاستگذاری اجتماعی چنین سیاست میگذارند که سرمایه انسانی مطلوب برای مکتب مطلوبیت نهایی (مارجینال یوتیلیتی) را ایجاد کند. بعد از جنگ جهانی دوم حامیان این تئوری متوجه شدند که تئوری توسعه ندارند. مکتب تاریخی آلمان و مارکسیسم تئوری توسعه داشته و نیازمند آن بودند.»
این پژوهشگر و نظریه پرداز اجتماعی اضافه کرد: «علت اینکه آنها تئوری توسعه ندارند این است که در فرضیات آنها تاریخ و مرحله وجود ندارد. آنها دیزایر یا میل اکنونی را تنها ملاک رفتار اقتصادی میدانند و برنامه توسعه که آقای نیلی از آن صحبت میکند، یک دروغ است. نهایت ایده آنان این است که هرچه امیال انسان برآورده شود، آن جامعه توسعه یافته است که طبیعتاً این ایده یک تئوری توسعه نیست.»
او با تاکید بر مشکلات مدلهای آموزشی در نظام سرمایهداری گفت: «توسعه و فعالیت اقتصادی انسان از ابتدا دانش بنیان بوده است و در ایران بدون تخریب محیط زیست، هزاران سال آب مدیریت میشد. اما امروز به میانجی هوش مصنوعی به دنبال بیکارسازی افراد هستند و این اتفاق امروز در آمریکا در حال وقوع است. پس نهاد دانش میتواند قربانی نظم موجود شود.»
اباذری با مقایسه اقتصاد دوران دولت پزشکیان با دوره یلتسین گفت:« سیاست ریاضتی و شوک درمانی به فاشیسم و نابرابری قطعا دامن خواهد زد. در فرانسه هم روند به همین سو رفته است. آنها در سیاستهای خود میدانند نابرابری و بیعدالتی به وجود میآید. اما حامیان این سیاستها هنوز به راحتی صحبت میکنند. اولیگارشها شاید حتی بیایند و به کالایی سازی حمله کنند، اما در عمل کار خودشان را میکنند.»