با پنج میلیون تومان چطور میشود هزینه زندگی یک خانواده را پرداخت کرد؟ این پرسشی است که یکی از کارگران آرادکوه در تجمع اعتراضی خود مطرح میکند. او از همکارانی میگوید که با حقوق ۲۰ میلیون تومانی، ناچارند ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان اجارهخانه بدهند. بعضی بیمار دارند و بعضی دیگر حتی از گفتن میزان واقعی حقوقشان به خانواده خجالت میکشند.
کارگر دیگری میان صحبتها از فرزندش میگوید: «خیلی درد دارد بچهات دستت را بگیرد و بگوید بابا، اگر حقوقت اضافه شد، فلان چیز را برایم میخری؟»
این حرفها در تجمع اعتراضی کارگران فضای سبز آرادکوه مطرح شد؛ کارگرانی که با پرچمهای ایران و پلاکاردهایی خواستار حذف پیمانکاران و انعقاد قرارداد مستقیم با شهرداری تهران شدند. آنها پس از ماهها انتظار برای تبدیل وضعیت استخدامی، هنوز نمیدانند چه زمانی قرار است قراردادشان تغییر کند.
روی یکی از پلاکاردها نوشته شده بود: «پایان پیمانکاری و بلاتکلیفی؛ تحقق استخدام مستقیم و تبدیل وضعیت نیروهای باسابقه و زحمتکش».
کار در آرادکوه برای این کارگران با آنچه از عنوان «نیروی فضای سبز» به ذهن میرسد، تفاوت زیادی دارد. آنها میگویند بخشی از فعالیت روزانهشان در محیطی انجام میشود که با زباله، شیرابه و آلودگیهای مختلف در تماس هستند.
یکی از کارگران در توضیح شرایط کار خود میگوید: «رفقای ما از سال ۸۴ و ۸۵ آنجا کار میکنند. زبالههای عفونی بیمارستانهای تهران میآید آنجا. ما با انواع آلودگیها سروکار داریم. سرنگ و آمپول توی پایمان رفته. با شیرابه و زباله کار میکنیم.»
او از مشکلات جسمی خودش هم میگوید و مدعی است که بر اثر کار در این محیط به بیماری ریوی مبتلا شده و دچار خونریزی شده است. به گفته این کارگر، تعدادی از همکارانش نیز بر اثر بیماریهای ناشی از آلودگی جان باختهاند. البته درباره علت فوت این افراد و ارتباط بیماری آنها با محیط کار، اطلاعات پزشکی مستقلی ارائه نشده است.
یکی دیگر از کارگران به تفاوت شرایط آنها با نیروهای سایر بخشهای فضای سبز شهرداری اعتراض میکند: «اسم آنجا فضای سبز است، ولی ما همه کار میکنیم. توی شیرابه کار میکنیم. انصاف است با این حقوق؟»
او معتقد است محاسبه حقوق و مزایای آنها بدون در نظر گرفتن شرایط محل کارشان عادلانه نیست. کارگران همچنین از تفاوت مزایای معیشتی خود با برخی دیگر از نیروهای شهرداری گلایه دارند.
یکی از معترضان میگوید در حالی که برای کارگران بعضی بخشها بستههای گوشت و مرغ در نظر گرفته شده، نیروهای آرادکوه حتی از این کمکها هم برخوردار نشدهاند.
بخش دیگری از اعتراض کارگران به قراردادهای پیمانکاری برمیگردد. آنها میگویند از اردیبهشت امسال مراحل اداری تبدیل وضعیت را پشت سر گذاشتهاند و تصور میکردند دیگر فاصلهای تا تغییر قراردادشان باقی نمانده است.
یکی از کارگران توضیح میدهد: «گزینش رفتیم، چکاپ کامل رفتیم، آزمایش دادیم، تعهد محضری گرفتند. تحقیقات محلی و تحقیقات سر کار را هم انجام دادیم. هر ماه میگویند این ماه حکمتان میخورد، ماه بعد حکمتان میخورد. هنوز هم پیمانکاری هستیم.»
به گفته معترضان، پیش از این نیز برای تبدیل وضعیت آنها مکاتباتی انجام شده، اما نتیجهای نداشته است. مشخص نیست با وجود انجام مراحل اداری مورد اشاره کارگران، چه مانعی بر سر راه انعقاد قرارداد مستقیم وجود دارد و شهرداری چه زمانی قرار است درباره وضعیت آنها تصمیم بگیرد.
برای کارگرانی که بعضی از آنها نزدیک به دو دهه سابقه فعالیت دارند، ادامه قرارداد پیمانکاری فقط به میزان دریافتی مربوط نمیشود. آنها نگران تمدید قرارداد و از دست دادن کارشان نیز هستند.
یکی از کارگران میگوید: «هر روز تهدیدمان میکنند. دردمان را هم که میگوییم، میگویند اخراج. حراست تهدیدمان میکند.»
کارگران آرادکوه از روزهایی میگویند که با وجود شرایط بحرانی، کارشان تعطیل نشده است. یکی از آنها یادآوری میکند که در دوران شیوع کرونا و روزهای جنگ نیز در محل کار حاضر بودهاند.
«موقع کرونا سر کار بودیم. سه شبانهروز در مصلی کار کردیم. روزهای جنگ هم هر روز سر کار بودیم. نمیگوییم کار خاصی کردیم، وظیفهمان بوده.»
او معتقد است با وجود این سابقه و شرایط دشوار کار، دستمزد دریافتی برای تأمین هزینههای خانواده کافی نیست.
یکی دیگر از معترضان میگوید: «همه خسته شدهاند. فشار زندگی زیاد است. خیلیها گرفتار مشکلات خانوادگی شدهاند. با این حقوق نمیشود زندگی کرد.»
مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران، پس از شنیدن اعتراضها، با اشاره به مسئولیت شهرداری در مدیریت پسماند گفت: «امروز با ۲۰ یا ۳۰ میلیون تومان حقوق، زندگی در این شرایط تورمی امکانپذیر نیست.»
او اعلام کرد موضوع تبدیل وضعیت کارگران را در صحن شورا مطرح خواهد کرد و از مدیران شهرداری پیگیری میکند. یکی از کارگران در پاسخ گفت: «نامه زدهاند، ولی انجام ندادهاند.»
بعضی از کارگران معترض از سالهای ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵ در آرادکوه مشغول کارند. آنها میگویند از اردیبهشت امسال مراحل گزینش، آزمایشهای پزشکی، تحقیقات و تعهد محضری را گذراندهاند، اما هنوز قراردادشان تغییر نکرده است.
یکی از کارگران ز چیزی حرف میزند که حتی در خانه هم نمیتواند درباره آن راستش را بگوید: «به خدا دیگر رویمان نمیشود به زن و بچهمان بگوییم چقدر حقوق میگیریم. خجالت میکشیم بگوییم ۲۰ میلیون تومان. به جان بچهمان میگوییم ۴۰ میلیون میگیریم.»
کارگر دیگری هم از فرزندش میگوید که برای خرید یک وسیله باید منتظر افزایش حقوق پدر بماند: «خیلی درد دارد بچهات بگوید بابا، اگر حقوقت اضافه شد، برایم میخری؟»