انتخاب عبدالرحمان السید بهعنوان سناتور ایالت میشیگان در انتخابات نوامبر ۲۰۲۶، رویدادی تاریخی بود: او نخستین مسلمانی شد که به مجلس سنای آمریکا راه یافته است. بااینحال، تیتر تاریخی این خبر ممکن است ماجرای مهمتری را که پشت پیروزی او قرار دارد، تحتالشعاع قرار دهد. السید نه با تکیه بر هویت مذهبی خود، بلکه با ارائه برنامهای مشخص در حوزه اقتصاد و عدالت اجتماعی پیروز شد؛ برنامهای که به نگرانیهای معیشتی رایدهندگان میشیگان پاسخ میداد. او همچنین اجازه نداد حملات به باورهای مذهبیاش، توجهها را از این برنامه منحرف کند.
مهمترین پیشنهاد السید، اجرای طرح «مدیکر برای همه» (Medicare for All) است؛ نظامی فراگیر برای پوشش خدمات درمانی که هزینه آن از منابع دولتی تامین میشود. در طرح او، امکان استفاده از بیمههای خصوصی همچنان وجود خواهد داشت، اما پوشش درمانی عمومی برای همه شهروندان تضمین میشود. بخشی از منابع مالی این طرح هم قرار است از طریق وضع مالیاتی گسترده بر ثروت میلیاردرها تامین شود.
نکته مهم برنامه السید این بود که خانوادههایی با درآمد سالانه حدود ۱۰۰ هزار دلار، در صورت اجرای این طرح مجبور نخواهند شد مالیات بیشتری بپردازند؛ چون مجموع هزینهای که در قالب این نظام برای خدمات درمانی پرداخت میکنند، از حق بیمهها و هزینههای مستقیم درمانی کنونیشان کمتر خواهد بود.
او این موضوع را با این عبارت توضیح میدهد: «پرداخت کمتر در برابر دریافت خدمات بیشتر.» چنین رویکردی توانست طرحی را که اغلب بهعنوان برنامهای پرهزینه معرفی میشود، به مطالبهای ملموس برای کاهش فشار بر هزینههای خانوار تبدیل کند. بر اساس یکی از نظرسنجیهای اخیر، ۶۰ درصد رایدهندگان مستقل از پوشش درمانی همگانی با تامین مالی دولتی حمایت میکنند؛ همان ایدهای که اساس طرح بیمه سلامت دولتی آمریکا ( مدیکر) برای همه را تشکیل میدهد. تاکید السید بر مقرونبهصرفه بودن خدمات درمانی هم به بسیج رایدهندگان کمک کرد.
برنامه السید به حوزه درمان محدود نمیشد. او برای سالمندان طرحی با عنوان «برنامه AAA» ارائه کرد که شامل حذف سهم پرداختی بیماران در بیمه سلامت دولتی آمریکا (مدیکر)، افزایش سقف درآمد مشمول مالیات حقوق و دستمزد تامین اجتماعی، رفع کمبودهای پوشش مدیکر در خدمات بینایی، دندانپزشکی و شنوایی و ایجاد چارچوبی فدرال برای اجرای طرحهای تثبیت مالیات بر املاک در سطح ایالتها بود. برای خانوادههای شاغل هم او پیشنهاد کرد که سقف درآمد مشمول مالیات حقوق و دستمزد افزایش یابد تا افراد پردرآمد سهم متناسبتری از مالیات را بپردازند.
این پیشنهادها صرفا تعهداتی کلی و ایدئولوژیک نبودند؛ بلکه پاسخهایی مستقیم به بحران هزینههای زندگی بودند؛ بحرانی که به یکی از محورهای اصلی رقابت انتخاباتی در میشیگان تبدیل شده بود.
برنامه السید در حوزه کار هم بر پیشنهادهایی مشخص استوار بود. او خواستار ممنوعیت بازخرید سهام شرکتها شد؛ روشی که در آن شرکت بهجای سرمایهگذاری سود خود در توسعه فعالیتها یا افزایش دستمزدها، سهام منتشرشده خود را از بازار میخرد. این کار میتواند با کاهش تعداد سهام در گردش، قیمت سهام و سود پرداختی به هر سهم را افزایش دهد و به نفع سهامداران، بهویژه مالکان بزرگ تمام شود. السید برای پیشبرد این سیاست، پیشنهاد کرد قانونی در کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (SEC) لغو شود که چنین اجازهای میدهد؛ مقررهای که برای بازخرید سهام در بازار، ضوابطی تعیین میکند و در صورت رعایت آنها، شرکت را از برخی مسئولیتهای حقوقی مرتبط با اتهام دستکاری قیمت سهام مصون میدارد.
یکی دیگر از پیشنهادهای او، الزام شرکتهای سهامی عام به اختصاص کرسیهایی در هیئتمدیره به نمایندگانی بود که خود کارکنان انتخاب میکنند.
السید همچنین وعده داد از طرحهای بازنشستگی چندکارفرمایی دفاع کند و با تضمین پوشش درمانی از طریق مدیکر برای همه، زمینهای فراهم آورد تا اتحادیههای کارگری بتوانند بهجای مصالحه بر سر مزایای درمانی، برای افزایش دستمزدها مذاکره کنند.
این برنامه به او امکان داد مستقیما با خانوارهای کارگری عضو اتحادیهها و رایدهندگان طبقه کارگر ارتباط برقرار کند؛ گروههایی که نسبت به پیامهای اقتصادی حزب دموکرات در سالهای اخیر بدبینتر شده بودند.
در حوزه مسکن، برنامه او شامل کمکهزینه تامین پیشپرداخت خرید خانه، اصلاح مقررات منطقهبندی شهری، تدوین منشور حقوق مستاجران و بهرسمیتشناختن حق تشکیل اتحادیههای مستاجران بود. برنامه مسکن السید بر این تشخیص ساده استوار است که بیخانمانی و غیرقابلاستطاعت شدن مسکن، نتیجه کمبود عرضه و سلطه شرکتهای بزرگ بر بازار مسکن است. او نخست خواستار یک «جهش ساختوساز» با سرمایهگذاری گسترده فدرال و کاهش موانع مقرراتی و منطقهبندی است تا عرضه مسکن در جاهایی افزایش یابد که مردم کار و زندگی میکنند.
دوم، او میخواهد قدرت شرکتها را محدود کند: شامل ممنوعیت خرید خانه توسط شرکتهای بزرگی که بر مسکن سوداگری میکنند و ممنوعیت نرمافزارهای هماهنگکننده اجارهبها یا دریافت «هزینه جابهجایی مسکن» از پلتفرمهای اجاره کوتاهمدت مانند Airbnb و VRBO است. او همچنین از لایحه حقوق مستاجران در سطح فدرال حمایت میکند تا مستاجران در برابر افزایش اجاره و تخلیه ناعادلانه حمایت شوند.
همچنین السید وعده داده که کمکهزینه پیشپرداخت و دسترسی به وامهای مسکن را در محلههای عمدتا سیاهپوست و لاتینتبار گسترش دهد. خط مشترک این سیاستها روشن است: افزایش عرضه، شکستن قدرت قیمتگذاری شرکتها و کاهش هزینه ورود مستاجران و خریداران نخستین خانه.
شاید غیرمنتظرهترین بخش برنامه السید، تمرکز او بر هوش مصنوعی بود. او میگفت هوش مصنوعی مهمترین نگرانیای است که از زبان رایدهندگان میشنود؛ از دانشجویانی که نگراناند مشاغلی که برای آموزش و کسب مهارت در آنها ۶۰ هزار دلار وام گرفتهاند، بهزودی از بین برود، تا ساکنان مناطق روستایی که بیم دارند ساخت مراکز داده هزینه خدمات عمومی و قبوض انرژی را افزایش دهد و منابع آب را به خطر بیندازد.
برنامه او با عنوان «هوش مصنوعی تحت کنترل» (AI Under Control) شامل تشکیل نهادی در سطح کابینه برای تنظیمگری هوش مصنوعی، توقف موقت پژوهشها درباره هوش مصنوعی پیشرفته، ممنوعیت توسعه هوش مصنوعی فوقهوشمند، حمایت قانونی از افشاگران و الزام به حسابرسی و بررسی امنیتی موارد نقض دادهها بود.
این برنامه را نمیتوان بهسادگی در چارچوب تقسیمبندیهای متعارف چپ و راست قرار داد. هدف آن پاسخگویی به نگرانیهای واقعی مردم درباره پیامدهای تحول فناوری و اختلالاتی بود که ممکن است در زندگی و اشتغال آنها ایجاد کند.
راهبرد جمهوریخواهان برای مقابله با السید آشکارا اسلامهراسانه بود. دونالد ترامپ و متحدانش بر مسلمان بودن او تاکید میکردند و کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل (AIPAC) نیز دهها میلیون دلار صرف تبلیغاتی کرد که او را حامی تروریسم معرفی میکردند.
واکنش السید این بود که صریحا این تلاش برای منحرف کردن توجهها را افشا کند. او گفت: «نام و ایمان من دلیل این نیست که نمیتوانید بنزین بخرید. جنگ آنها در ایران دلیل گران شدن بنزین و مواد غذایی ماست... آنها نمیخواهند درباره این مسائل صحبت کنند؛ بنابراین بهجای آن، انگشت اتهام را به سوی من میگیرند.»
او با حفظ تمرکز بر هزینههای زندگی، از خدمات درمانی و مواد غذایی گرفته تا بنزین و مسکن، حملات هویتی را به نشانهای از ناتوانی مخالفانش در دفاع از عملکرد خود تبدیل کرد.
این راهبرد نتیجه داد: السید با اختلافی روشن، رقیبش مایک راجرز را شکست داد. تحلیلگران هم تاکید کردند که تمرکز او بر مدیکر برای همه و کاهش هزینههای زندگی، در بسیج رایدهندگان نقش مهمی داشته است.
پیروزی السید نمونهای از این است که یک نامزد ترقیخواه چگونه میتواند در ایالتی که رقابت انتخاباتی در آن نزدیک است، با مخاطب قرار دادن رایدهندگان بهعنوان افرادی با نیازها و دغدغههای مادی، به موفقیت برسد؛ نه با تبدیل کردن آنها به نمادهای هویتی.
برنامههای او، از اجرای مدیکر برای همه با تامین مالی از محل مالیات بر ثروت میلیاردرها گرفته تا کاهش هزینههای زندگی سالمندان و خانوادهها، تقویت قدرت اتحادیههای کارگری در برابر شرکتهای بزرگ و تدوین چارچوبی برای تنظیمگری هوش مصنوعی، محور اصلی پیروزیاش بودند.
مسلمان بودن السید از نظر تاریخی اهمیت دارد، اما توضیحدهنده پیروزی او نیست. عامل اصلی موفقیتش این بود که به مهمترین پرسش رایدهندگان پاسخی مشخص داد: آیا زندگی من مقرونبهصرفهتر خواهد شد؟