آب زلال از کنار دیوارههای ایستگاه متروی قیطریه پایین میآمد. «مثل اشک چشم». این تصویری است که نجمه رجب خبرنگار حوزه اقتصاد و شهر از اتفاقی در نیمه دهه ۹۰ به یاد دارد. آن روز آب از جدارههای ایستگاه جاری شده بود و در بخشهایی به کف ایستگاه میرسید. بعدها در یکی از نشستهای تخصصی متوجه شد که در آن محدوده قناتی وجود داشته است. ظاهراً تلاش برای مسدود کردن یا کنترل مسیر آب نتیجه مطلوبی نداشته و در مقطعی حجم آب ورودی از ظرفیت مسیرهای پیشبینیشده بیشتر شده بود.
چند سال پیش از آن هم تونل توحید از نخستین روزهای بهرهبرداری با نفوذ آب و نمزدگی روبهرو شده بود. در جریان بررسی علت این اتفاق بحث وجود قنات و جریان آب زیرزمینی در محدوده تونل مطرح شد. توضیحاتی نیز درباره فاصله واقعی مسیر آب با سازه تونل و کافی نبودن ضخامت آببندی ارائه شد.
اما در نقطه دیگری از تهران برخورد متفاوتی با قنات صورت گرفت. در جماران به جای حذف جریان آب تلاش کردند آن را در فضای محله حفظ کنند. طرحی که احمد مسجدجامعی در دوره سوم شورای شهر دنبال میکرد و قرار بود قنات قدیمی محله را به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل کند.
این سه تجربه در نشست «هفتشهر» با عنوان «قنات؛ فرصتی برای بازآفریدن» در خانه آفرینشها مطرح شد. نشستی که در آن سمیرا عابدی پژوهشگر منظر شهری از امکان بازگرداندن قنات به شهر سخن گفت و احمد مالکی که بیش از پنج دهه درباره قناتهای تهران کار کرده است از دشواری شناسایی مسیرهای زیرزمینی آب و نبود نقشههای دقیق صحبت کرد.
گفتوگو از قناتهای تاریخی تهران آغاز شد اما به وضعیت امروز شهر رسید؛ به آبهایی که وارد فاضلاب میشوند و درختانی که با کمآبی روبهرو هستند. به تونلها و ساختمانهایی که در مسیر آب ساخته شدهاند و به نظام قدیمی تقسیم آب که روزگاری مردم محله مسئول اداره آن بودند.
بسیاری از تهرانیها وقتی نام قنات را میشنوند به یاد یزد میافتند. سمیرا عابدی میگوید نسل جدید حتی از شنیدن اینکه تهران قنات دارد تعجب میکند. درحالیکه بعضی از قناتهای تهران صدها سال پیش از گسترش پایتخت امروز وجود داشتهاند.
به گفته او یکی از قدیمیترین قناتهای شناختهشده در محدوده تاریخی تهران حدود ۷۰۰ سال قدمت دارد. این قنات از حوالی بهجتآباد و خیابان کریمخان آغاز میشده و پس از عبور از زیر زمین در محدوده کاخ گلستان به سطح میرسیده است.
آب پس از خروج از مظهر روی شیب طبیعی زمین حرکت میکرد. جویبارها مسیر خود را پیدا میکردند و گذرها و معابر شهر نیز بهتدریج در ارتباط با جریان آب شکل میگرفتند.
عابدی معتقد است اگر بخواهیم ساختار تهران قدیم را بشناسیم نمیتوانیم قناتها را نادیده بگیریم. آب تنها برای آشامیدن و آبیاری نبود. مسیر آن بر شکلگیری فضاهای شهری تأثیر داشت و بخش مهمی از زندگی مردم در اطراف همین جویبارها جریان پیدا میکرد.
حوضهای خانههای تاریخی و مدارس و سراها و تیمچههای بازار به این شبکه وابسته بودند. سقاخانهها و آبانبارها نیز در ارتباط با همین منابع شکل گرفته بودند. در میدانگاهها و حیاط مساجد و امامزادهها آب حضور داشت و بخشی از خاطرات جمعی مردم در کنار آن ساخته میشد.
عابدی در پژوهش خود نقشههای تاریخی تهران را کنار هم قرار داده و ارتباط مسیر قناتها با شکلگیری بافت تاریخی شهر را بررسی کرده است. در این نقشهها حوضها و حیاطهای متعدد میان ساختمانهای متراکم بازار دیده میشوند. فضاهایی که بعضی از آنها امروز به انبار تبدیل شدهاند و دیگر اثری از جریان آب گذشته در آنها نیست.
او میگوید مشکل از جایی آغاز میشود که قنات فقط یک کانال زیرزمینی برای انتقال آب تعریف شود. در چنین نگاهی کار قنات با رساندن آب به سطح زمین پایان پیدا میکند. درحالیکه از نظر او زندگی قنات درست از همان نقطه آغاز میشود؛ از جایی که آب وارد شهر میشود و مردم با آن ارتباط پیدا میکنند.
در بررسی تاریخ قناتهای تهران همه چیز را نمیتوان از روی نقشهها فهمید.
عابدی برای شناخت نقش قنات در زندگی بازار به سراغ افراد سالخورده رفته است. کسانی که هنوز خاطراتی از دوره حضور پررنگ آب در زندگی روزمره تهران دارند.
یکی از روایتهایی که بارها شنیده درباره آبفروشان قدیمی است. افرادی که بشکههایشان را در محدودهای نزدیک دانشکده هنر امروز پر میکردند و سپس با اسب در محلهها میچرخیدند و آب میفروختند.
این خاطره در روایت افراد مختلف تکرار شده است. خاطرهای از زمانی که تأمین آب بخشی از رفتوآمد و مناسبات روزانه شهر بود.عابدی میگوید بسیاری از این روایتها در هیچ سند رسمی ثبت نشدهاند. تنها در حافظه کسانی باقی ماندهاند که آن دوران را تجربه کردهاند.
او معتقد است اگر امروز این خاطرات ثبت نشوند با از دست رفتن راویان بخشی از تاریخ اجتماعی تهران هم از میان میرود. تاریخی که میتواند برای شناخت هویت محلهها و بازآفرینی فضاهای قدیمی به کار بیاید.
از نگاه او شهرسازی که گذشته یک مکان را نمیشناسد برای طراحی آینده آن هم بخشی از اطلاعات ضروری را در اختیار ندارد.
یکی از انتقادهای اصلی عابدی به شیوه احیای قنات در تهران است.او در نشست تصاویری از پروژهای در محدوده بالای توپخانه نشان داد که شهرداری منطقه ۱۲ در سال ۱۴۰۱ تهیه کرده بود.
در این تصاویر آب از یکی از میلهچاههای قنات پمپاژ میشود و با شلنگ به جوی خیابان میریزد. سپس پروژه با عنوان احیای قنات معرفی میشود.
عابدی ارزش استفاده از این آب برای آبیاری فضای سبز را انکار نمیکند اما معتقد است احیای قنات نمیتواند در همین مرحله پایان پیدا کند.از نظر او وقتی تمام توجه به برداشت و انتقال آب محدود میشود دیگر جایی برای ارزشهای اجتماعی و فرهنگی قنات باقی نمیماند.
در گذشته آب از مظهر خارج میشد و در مسیر خود از کنار خانهها و مدارس و سراها عبور میکرد. مردم آن را میدیدند و صدایش را میشنیدند. امروز ممکن است همان آب از طریق لوله به فضای سبز برسد بیآنکه شهروندان بدانند منشأ آن کجاست.عابدی میخواهد این رابطه دوباره برقرار شود.
او به سراها و تیمچههای بازار تهران اشاره میکند که بسیاری از حیاطهای آنها امروز متروک شده یا به انبار تبدیل شده است. از نظر او اگر آب دوباره در مسیر تاریخی خود جریان پیدا کند میتوان حوضها و حیاطهای قدیمی را احیا کرد و برای این فضاها فعالیتهای تازه تعریف کرد.
چنین اقدامی میتواند بخشی از مسیرهای گردشگری شهر تاریخی تهران را نیز شکل دهد. مسیری که شهروندان در امتداد آن با آبانبارها و سقاخانهها و مدارس و مساجد و دیگر بناهای تاریخی آشنا شوند.
عابدی معتقد است قنات میتواند مانند یک روایتگر طبیعی عمل کند و رابطه میان فضاهای مختلف شهر قدیم را نشان دهد.
او حتی از صدای آب سخن میگوید. صدایی که زمانی بخشی از محیط تهران بود و امروز در بسیاری از محلههای تاریخی شنیده نمیشود.
به گفته این پژوهشگر حضور دوباره آب در میدانها و حیاطهای قدیمی میتواند بخشی از خاطرات شهر را زنده کند. او برای توضیح این موضوع به حوضهای تاریخی میدان ارگ و اشارههایی که در خاطرات دوره ناصری به حضور آب در فضاهای جمعی شده است استناد میکند.
بااینحال همه حاضران نشست با این تصویر از بازآفرینی موافق نبودند.
در میانه نشست وحید قاسمی این پرسش را مطرح کرد که آیا چنین نگاهی قنات را به عنصری تزئینی در فضای شهری تبدیل نمیکند؟
او معتقد بود بازآفرینی نباید تنها به نمایش جریان آب و بازسازی شکل تاریخی فضاها محدود شود.از نظر او مهمتر از دیدن قنات شناخت شیوه زندگی و نظام همکاری مردمی است که قرنها با این فناوری آب را مدیریت کردهاند.
قاسمی با اشاره به دیدگاه سیدمحمد بهشتی درباره زندگی در سرزمین کمآب ایران تأکید کرد که باید از تجربه تاریخی قنات برای پاسخ دادن به نیازهای امروز استفاده کرد.
پرسش او این بود که اگر مردم ایران در گذشته نظام مشارکتی اداره آب داشتهاند چرا نباید این تجربه در زندگی معاصر دوباره به کار گرفته شود؟
او همچنین یادآوری کرد که سبک زندگی امروز با گذشته تفاوت دارد. بنابراین نمیتوان صرفاً شکل تاریخی قنات را بازسازی کرد و انتظار داشت همان مناسبات اجتماعی گذشته دوباره شکل بگیرد.
قاسمی برای توضیح اهمیت تجربه مشترک انسانی به فیلم «خسته نباشید» اشاره کرد. در یکی از صحنههای این فیلم مردی ایتالیایی همراه یک مقنی وارد قنات میشود. آنها زبان یکدیگر را نمیفهمند اما تجربه حضور در قنات میانشان ارتباطی ایجاد میکند.
از نظر قاسمی چنین تجربههایی نشان میدهد که میراث تاریخی میتواند فراتر از یک سازه یا منظره زیبا به فضایی برای ارتباط انسانها تبدیل شود.
عابدی در پاسخ تأکید کرد که منظورش استفاده تزئینی از آب نیست.
او توضیح داد که قنات باید کارکرد واقعی خود را حفظ کند. برای نمونه بعضی از درختان قدیمی بافت تاریخی تهران روزگاری با آب قنات آبیاری میشدند اما امروز آب مورد نیاز آنها از منابع دیگری تأمین میشود.
از نظر او میتوان این کارکرد را دوباره برقرار کرد و همزمان با برنامههای آموزشی و فرهنگی مردم را با تاریخ قنات آشنا ساخت.
البته عابدی هم تأکید میکند که نظام مشارکتی گذشته را نمیتوان عیناً و با دستور اداری بازسازی کرد. برای چنین کاری باید زمینه حضور دوباره مردم در تصمیمگیری فراهم شود.
اما پیش از آنکه بتوان درباره بازگرداندن قنات به زندگی شهر تصمیم گرفت مسئله مهمتری وجود دارد.
تهران هنوز نقشه دقیق و کاملی از مسیر قناتهایش ندارد.این موضوع در گفتوگوی نجمه رجب با عابدی مطرح شد. رجب یادآوری کرد که تا چند سال پیش اطلاعات شهرداری از شناسایی حدود ۶۰ تا ۷۰ قنات حکایت داشت اما نقشههایی که در نشست ارائه شده بود تعداد بسیار بیشتری را نشان میداد.
عابدی توضیح داد که یکی از کاملترین نقشههای موجود توسط سازمان مدیریت بحران تهران تهیه شده است.
اما این نقشه بیش از آنکه با هدف حفاظت از یک میراث تاریخی تهیه شده باشد برای شناسایی مخاطرات زیرسطحی و مشکلات احتمالی پروژههای عمرانی مورد استفاده قرار گرفته است.
از نظر او همین موضوع نشان میدهد قنات در مدیریت شهری بیشتر بهعنوان یک عامل دردسرساز دیده شده است.
این نقشه نیز به گفته عابدی خطاهای زیادی دارد و باید با مطالعات میدانی اصلاح شود.
احمد مالکی که بیش از پنج دهه درباره قناتهای تهران کار کرده است در همین بخش از نشست از مشکل دیگری سخن گفت.
بسیاری از نقشههای قدیمی تنها مسیر افقی قنات را نشان میدهند. یعنی ممکن است مشخص باشد قنات از کدام محدوده عبور میکند اما اطلاعات دقیقی درباره عمق آن وجود نداشته باشد.
درحالیکه هنگام حفاری مترو یا ساخت یک تونل دانستن عمق مسیر آب به اندازه موقعیت افقی آن اهمیت دارد.
مالکی به مطالعات انجامشده در بخشهایی از شمال تهران از محدوده حقانی تا تجریش اشاره کرد و توضیح داد که وضعیت آبهای زیرزمینی و تغییر تراز مسیرها باید در طراحی پروژههای زیرسطحی بررسی شود.
او از تجربههایی سخن گفت که هنگام اجرای پروژههای فاضلاب و حفاری با مسیرهای ناشناخته آب یا موانع زیرزمینی برخورد شده بود.
به گفته مالکی تهیه نقشه کامل قناتهای تهران به مطالعات دقیق میدانی نیاز دارد و نمیتوان به نقشههایی که فقط موقعیت افقی مسیرها را نشان میدهند اکتفا کرد.
او همچنین به تغییر وضعیت قناتها پس از گسترش شبکه آب لولهکشی تهران اشاره کرد.
در دهه ۱۳۴۰ یکی از شرایط واگذاری انشعاب آب این بود که منبع قبلی تأمین آب کنار گذاشته شود. این تصمیم با هدف جلوگیری از آلودگی شبکه گرفته شده بود اما در عمل بر ادامه استفاده از قناتها تأثیر گذاشت.
حالا بخشی از اطلاعات دقیق مسیرهای زیرزمینی تهران همچنان در حافظه کارشناسان باتجربه باقی مانده است.
رجب در نشست برای نشان دادن تفاوت نگاه مدیریت شهری به قنات سه تجربه را کنار هم گذاشت.
نخست جماران بود.در دوره سوم شورای شهر تهران احمد مسجدجامعی تلاش کرد موضوع بازآفرینی محله را با قنات قدیمی آن پیوند بدهد.
این طرح در دورهای مطرح شد که موضوع ساختوساز خارج از ضوابط معمول در جماران و بررسی پرونده برخی ساختمانها در کمیسیون ماده پنج جریان داشت.
ایده مسجدجامعی این بود که بخشی از هویت بافت روستایی شمیران با محوریت قنات حفظ شود.
قرار بود آب هم دیده شود و هم صدایش شنیده شود. کفسازی و جدارهسازی و ایجاد فضاهایی برای نشستن مردم در اطراف مسیر آب از جمله اقداماتی بود که برای این محدوده در نظر گرفته شد.
طرح بهطور کامل اجرا نشد اما بخشی از آن عملی شد و قنات معروف به قنات امام جماران همچنان زنده است.
در مقطعی نیز عبور خودرو از بخشی از مسیر محدود شد اما این محدودیت بعدها برداشته شد.
نمونه دوم تونل توحید بود.به روایت رجب این تونل از نخستین روزهای بهرهبرداری با مشکل نفوذ آب روبهرو شد. در جریان بررسی موضوع مشخص شد که شناخت وضعیت آبهای زیرزمینی و فاصله مسیر آب تا سازه تونل اهمیت زیادی داشته است.
نمونه سوم ایستگاه متروی قیطریه بود. همان جایی که رجب جریان آب زلال را از کنار دیوارهها دیده بود.
او با طرح این مثالها پرسید آیا در دوره توسعه سریع بزرگراهها و تونلها و مترو به شبکه تاریخی آب تهران به اندازه کافی توجه شده است؟
عابدی در پاسخ گفت که بازگرداندن قنات به شهر یک تصور خیالی نیست.
او از محلههایی مانند یوسفآباد و نیاوران نام برد که هنوز قناتهای زنده و بقایایی از تأسیسات آبی تاریخی در آنها وجود دارد.
برای نشان دادن امکان حفاظت از قنات در کنار ساختوساز جدید نیز نمونه ساختمانی را تعریف کرد که قنات از زمین آن عبور میکرد.
طراح ساختمان بهجای مسدود کردن مسیر آب لوله بزرگی را در طبقه منفی دو تعبیه کرده بود. آب از داخل آن عبور میکرد و پس از استفاده در حوضهای حیاط به مسیر خود ادامه میداد.
عابدی معتقد است چنین نمونههایی نشان میدهند که مشکل همیشه ناتوانی فنی نیست. گاهی مسئله به این برمیگردد که قنات در نگاه طراحان و مدیران یک مانع عمرانی است و نه میراثی که باید حفظ شود.
بحث قنات در تهران امروز فقط موضوع میراث تاریخی نیست.
خشکشدن بخشی از درختان جنگل چیتگر و مشکلات آبیاری دیگر فضاهای سبز پایتخت این پرسش را جدیتر کرده است که آیا میتوان از منابع آب قدیمی شهر استفاده بیشتری کرد؟
عابدی میگوید همین حالا هم در بعضی نقاط تهران آب قنات برای آبیاری به کار میرود.یکی از نمونهها در محدوده جردن است.در این محدوده قنات زندهای وجود دارد که آب آن در استخری جمعآوری میشود و سپس از طریق شبکه لولهکشی مستقل از آب شهری به مصرف میرسد
حقابهداران این قنات همچنان برای نگهداری و بهرهبرداری از آن مشارکت میکنند و هزینه میپردازند.
این نمونه از نظر عابدی اهمیت دیگری هم دارد. بخشی از نظام قدیمی اداره قنات هنوز در آن حفظ شده است.
اما همه قناتهای تهران چنین وضعیتی ندارند.بخشی از آب قناتها وارد شبکه فاضلاب میشود و امکان استفاده مستقیم از آن از دست میرود.
در نشست توضیح داده شد که این آب لزوماً از چرخه طبیعی خارج نمیشود. ممکن است دوباره وارد سفرههای زیرزمینی شود یا همراه جریانهای دیگر به پاییندست برسد.
اما مسئله این است که برای استفاده دوباره از چنین آبی ممکن است نیاز به استحصال و پمپاژ و پرداخت هزینه باشد.
یکی از کارشناسان حاضر با اشاره به اهمیت حجم آب قناتها توضیح داد که جریان آبی با دبی ۸۰ لیتر در ثانیه در صورت استمرار طی یک سال میتواند نزدیک به دو و نیم میلیون مترمکعب آب فراهم کند.
او همچنین با استناد به برآوردهایی از کاهش آبدهی قناتهای کشور از حدود ۱۶ میلیارد مترمکعب در گذشته به حدود هشت میلیارد مترمکعب سخن گفت.
این اعداد در نشست بهعنوان نمونههایی برای نشان دادن اهمیت منابع محلی آب مطرح شدند.
در بخش دیگری از نشست حسنی از کارشناسان حاضر به موضوع ثبت و حفاظت از قناتها پرداخت.
او یادآوری کرد که فناوری قنات در کشورهای مختلف جهان از جمله چین و حتی مناطقی دورتر گسترش یافته است.
در سال ۲۰۱۶ پرونده «قنات ایرانی» شامل ۱۱ قنات در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
اما به گفته حسنی وضعیت ثبت و حفاظت از قناتهای تهران با قدمت تاریخی آنها تناسب ندارد.
او از برآوردهایی درباره وجود حدود ۴۰۰ رشته قنات در تهران سخن گفت و تأکید کرد که بسیاری از آنها بیش از صد سال قدمت دارند.
حسنی همچنین به تجربه معرفی و حفاظت از سازههای آبی تاریخی در چین اشاره کرد. در جریان نشست نمونه تورفان مطرح شد که از مسیرهای زیرزمینی انتقال آب برای بازدید و معرفی میراث آبی استفاده شده است.
به اعتقاد او چنین تجربههایی نشان میدهند که قنات میتواند علاوه بر تأمین آب موضوع فعالیتهای فرهنگی و گردشگری نیز باشد.
اما از نظر حسنی فقط خود قناتها اهمیت ندارند.تهران در گذشته صدها حمام و دهها یخچال و آسیاب داشته است. سازههایی که بخش مهمی از آنها با نظام تأمین و توزیع آب شهر ارتباط داشتند.
او در نشست از وجود حدود ۴۰۰ حمام و ۸۰ یخچال و نزدیک ۵۰ آسیاب در تهران قدیم سخن گفت و تأکید کرد که امروز فقط بقایای محدودی از بعضی از این بناها باقی مانده است.
همچنین به منابع تاریخی اشاره کرد که در آنها نام بیش از صد سقاخانه تهران ثبت شده است.
به گفته او قرار نیست تمام بناهای باقیمانده به موزه آب تبدیل شوند.
میتوان با حفظ ارزش تاریخی آنها کاربریهای فرهنگی و اقتصادی تازهای تعریف کرد تا دوباره وارد زندگی شهر شوند.
حتی نام محلههایی مانند سنگلج و آبمنگل نیز از نظر او نشانههایی از ارتباط تاریخی زندگی شهری تهران با آب هستند.
بحث از قناتهای تهران به تجربه تأمین آب در دیگر مناطق ایران هم رسید.
عباسی از مهمانان بندرعباس درباره برکههای جنوب کشور صحبت کرد. سازههایی که در بسیاری از نقاط ایران با نام آبانبار شناخته میشوند.
در بخشهایی از جنوب ایران بارندگی بسیار محدود است و مردم ناچار بودند آب چند روز بارندگی را برای ماههای طولانی ذخیره کنند.
عباسی توضیح داد که در بعضی مناطق هنگام نخستین بارندگی مسیر ورود آب به برکه را میبستند و از بارندگی دوم به بعد آب را ذخیره میکردند.
اما بخش جالب روایت او به نقش زنان در ساخت و نگهداری برکهها مربوط بود.
به گفته عباسی در مناطقی مانند بستک زنان در این کار نقش مهمی داشتهاند و مجموعهای از آیینها و قصهها در اطراف برکه شکل گرفته است.یکی از این آیینها به سالهای کمباران مربوط میشد.مردم برکه را عروس و باران را داماد میدانستند.
وقتی بارندگی کم میشد برکه را با آیینهای محلی و آواز و موسیقی تمیز و آماده میکردند تا از باران استقبال کنند.
این روایت نشان میداد که سازههای تأمین آب در گذشته فقط محل ذخیره یک منبع طبیعی نبودهاند. روابط اجتماعی و باورهای مردم نیز در اطراف آنها شکل گرفته بود.
عابدی در توضیح امکان بازگرداندن نظام مشارکتی قنات به تجربه عمان اشاره کرد.
در عمان سامانههای سنتی انتقال آب با عنوان «افلاج» شناخته میشوند.بعضی از این سامانهها از نظر شیوه برداشت و انتقال آب به قناتهای ایران شباهت دارند و بعضی دیگر متناسب با شرایط طبیعی منطقه از چشمهها استفاده میکنند.
به گفته عابدی در عمان علاوه بر مرمت و احیای سازههای آبی به شیوه اداره آنها نیز توجه شده است.او از نقش پژوهشگران ایرانی در مطالعات و پروژههای احیای افلاج یاد کرد و گفت حفظ نظامهای مشارکتی در کنار حفاظت فنی یکی از ویژگیهای مهم این تجربه است.
عابدی همچنین از نمونههای مشابه در اسپانیا سخن گفت که در آنها شیوههای سنتی تقسیم و مدیریت آب همچنان در زندگی اجتماعی حضور دارند.
از نگاه او تجربه این کشورها نشان میدهد که حفاظت از قنات بدون توجه به مردم و نظام اداره آب ناقص خواهد بود.
در گذشته مدیریت قنات فقط در اختیار حکومت نبود.میرابها و حقابهداران در قالب انجمنهای محلی درباره تقسیم آب و نوبت استفاده از آن تصمیم میگرفتند.
اگر بخشی از قنات خراب میشد همان کسانی که از آب استفاده میکردند در تعمیر و نگهداری آن مشارکت داشتند.
عابدی میگوید با گسترش تهران و افزایش نقش نهادهای دولتی در مدیریت آب سهم مردم بهتدریج کاهش پیدا کرد و بسیاری از این انجمنها از میان رفتند.
امروز دستگاههای مختلفی در حوزه قنات مسئولیت دارند. از شهرداری و میراث فرهنگی تا نهادهای مرتبط با آب و کشاورزی.
اما گاهی وظایف این دستگاهها با یکدیگر تداخل پیدا میکند و در مواردی نیز هیچ نهادی مسئولیت مشخصی نمیپذیرد.پیشنهاد عابدی تشکیل «خانه قنات» است.
جایی که حقابهداران و ساکنان محله در کنار کارشناسان و نمایندگان دستگاههای مسئول بنشینند و درباره حفاظت و استفاده از قنات تصمیم بگیرند.
او معتقد است چنین نهادی نباید صرفاً به یک ساختار اداری دیگر تبدیل شود.
هدف باید این باشد که مردم بهتدریج دوباره در اداره منابع محلی آب نقش پیدا کنند.
از نظر عابدی انجمنهای مشارکتی را نمیتوان با دستور احیا کرد. ابتدا باید اعتماد و زمینه همکاری شکل بگیرد و سپس بخشی از مسئولیت مدیریت به جامعه محلی بازگردد.
گلپایگانی از دیگر سخنرانان نشست بحث قنات را به دشواری بازآفرینی بافتهای تاریخی پیوند داد.
او یادآوری کرد که اجرای پروژه در یک زمین خالی با مداخله در محلهای قدیمی تفاوت زیادی دارد.
در زمین خالی میتوان با تأمین زمین و قطعهبندی و تعریف پروژه ساختوساز را آغاز کرد.
اما در بافت تاریخی باید با ساکنان و مالکان و مجموعهای از روابط اجتماعی روبهرو شد.
گلپایگانی از تجربهای در ژاپن یاد کرد که در آن جلب رضایت مردم یک محله برای اجرای پروژه ۱۳ سال زمان برده بود.
او این مثال را برای توضیح دشواری پروژههایی مطرح کرد که نیازمند مشارکت واقعی مردم هستند.
از نظر او یکی از دلایلی که مدیران شهری گاهی ساختوساز در زمینهای خارج از شهر را ترجیح میدهند همین پیچیدگیهای اجتماعی و حقوقی است.
او به تجربه مسکن مهر نیز اشاره کرد و گفت در دورهای این پرسش مطرح بود که چرا به جای ساخت مجموعههای بزرگ در زمینهای دور از شهر از ظرفیت بافتهای قدیمی استفاده نمیشود.
اما بازآفرینی چنین بافتهایی نیازمند زمان و جلب رضایت ساکنان است.گلپایگانی همین مسئله را درباره آب نیز مطرح کرد.
به گفته او انتقال آب از مناطق دوردست مانند طالقان به تهران به اجرای پروژههای پرهزینه نیاز دارد. از خطوط انتقال و تأسیسات تا تملک زمین در مسیر.
درحالیکه پیش از اجرای چنین پروژههایی باید ظرفیت منابع محلی آب دقیق بررسی شود.
او از رودخانه درکه و نهرهای قدیمی تهران نام برد که در بخشهایی از مسیر هنوز آب نسبتاً زلال دارند اما در پاییندست با آلودگی و فاضلاب روبهرو میشوند.
از نظر گلپایگانی بخشی از این منابع میتوانند موضوع مطالعات احیا و استفاده دوباره قرار بگیرند.
او معتقد است در دورهای استفاده از پمپ و چاه به دلیل سهولت برداشت آب جایگزین نگهداری دشوار قناتها شد و بهتدریج بخشی از دانش تاریخی سازگار با اقلیم ایران کنار گذاشته شد.
گلپایگانی همچنین به قواعد حقوقی و فقهی مربوط به قنات اشاره کرد. مقرراتی درباره حقابه و مالکیت و ارث و فاصله حفر چاهها که نشان میدهد قنات تا چه اندازه در زندگی اجتماعی مردم اهمیت داشته است.
در بخشی از نشست نجمه رجب به دیدگاه سیدمحمد بهشتی درباره ایران اشاره کرد؛ اینکه ایران سرزمین «قرار در بیقراری» است.
سرزمینی که مردم آن طی قرنها با خشکسالی و سیل و دیگر مخاطرات طبیعی روبهرو بودهاند و برای ادامه زندگی راهحلهایی متناسب با شرایط محیطی پیدا کردهاند.
قنات یکی از همین راهحلها بوده است.عابدی نیز معتقد است این فناوری در گذشته فقط شیوه برداشت آب نبود. زندگی مبتنی بر قنات مردم را ناچار میکرد مصرف خود را با میزان آب موجود هماهنگ کنند.
وقتی آبخوان با کاهش ذخیره روبهرو میشد میزان آب قنات هم کمتر میشد و مردم باید مصرف و شیوه کشت خود را تغییر میدادند.
او این تجربه را در برابر رویکردهایی قرار میدهد که امروز برای جبران کمبود آب بیشتر بر انتقال منابع از مناطق دوردست متکی هستند.
از نظر این پژوهشگر در سرزمینی که منابع آب محدود است ادامه زندگی نیازمند همکاری و رعایت حقوق دیگران بوده است.
قنات سازهای طولانی و آسیبپذیر بود. تخریب یک بخش از آن میتوانست آب یک روستا یا محله را قطع کند و زمینهای کشاورزی را از بین ببرد.بنابراین حفظ قنات به همکاری و پرهیز از تنش نیاز داشت.
عابدی معتقد است بخشی از تجربه تاریخی مدارا و همکاری در جامعه ایرانی را میتوان در همین شیوههای زندگی جستوجو کرد.
البته او تأکید میکند که قنات بهتنهایی نمیتواند مشکلات اجتماعی امروز را حل کند اما میتواند فرصتی برای بازخوانی این تجربه تاریخی باشد.
در پایان نشست بحث دوباره به تهران برگشت.به قناتهایی که بخشی از مسیرشان هنوز ناشناخته است و به آبهایی که در زیرزمین جریان دارند اما جایگاه مشخصی در برنامهریزی شهری پیدا نکردهاند.
حسنی بر ضرورت ثبت و مستندسازی قناتهای تاریخی تأکید کرد و گلپایگانی خواستار تبدیل حفاظت از آنها به مطالبه عمومی شد.
نجمه رجب نیز از خبرنگاران خواست بیشتر درباره این موضوع کار کنند تا قنات از یک بحث محدود تخصصی به مسئلهای شناختهشده در شهر تبدیل شود.
در همین حال احمد مالکی همچنان مشغول تکمیل اطلاعات و مستندسازی قناتهای تهران است و سمیرا عابدی از مسیرهایی سخن میگوید که میتوان دوباره آب را در آنها جاری کرد.
اما هنوز پرسشهای مهمی بیپاسخ مانده است.چه تعداد از قناتهای تهران زندهاند؟ مسیر دقیق آنها از زیر کدام خیابانها و ساختمانها عبور میکند؟ چه مقدار آب دارند و کدامیک میتوانند در تأمین آب فضای سبز یا بازآفرینی بافت تاریخی نقش داشته باشند؟
در محدوده جردن هنوز حقابهداران برای نگهداری قنات هزینه میکنند. در جماران آب قنات قدیمی همچنان جریان دارد. در بخشهایی از بافت تاریخی تهران نیز حوضها و آبانبارها و گذرهایی باقی ماندهاند که روزگاری با همین آب زندگی میکردند.در سوی دیگر بخشی از قناتها همچنان در نقشههای ناقص زیرسطحی ثبت شدهاند و آب بعضی از آنها وارد شبکه فاضلاب میشود.
تهران برای توسعه شبکه مترو و تونلها و ساختمانهایش به اطلاعات دقیق زیرزمین نیاز دارد. همان اطلاعاتی که میتواند مشخص کند زیر خیابانهای امروز کدام مسیرهای چندصدساله آب هنوز زندهاند.