دهها نماینده از جوامع بومی چهار قاره هشدار میدهند طرحهای زیستمحیطی که بدون مشارکت و رضایت آنان در سرزمینهایشان اجرا میشود، شیوه زندگیشان را تهدید میکند. نمونهها از ممنوعیت چرای دام در تانزانیا تا اخراج خانوادهها از جنگلهای هند را در بر میگیرد. «میریهای نگیلپوی» میگوید برنامه تجارت کربن استفاده از زمین او و جامعهاش را محدود کرده است. «جی.ای. شیوا» هم اخراج هزاران خانواده را برای ایجاد منطقه حفاظتشده ببر در هند دیده است. با وجود تفاوت قارهها و فرهنگها، نگرانی هر دو یکی است: از دست رفتن قلمرو، محدودیت استفاده از زمین و تصمیمگیری بیرون از جوامع. آنان با الگوی «حفاظت قلعهای» مخالفاند؛ الگویی که سرزمینهای مسکونی را به مناطق حفاظتشده تبدیل و زندگی مردمان محلی را محدود میکند.
«جی. ای. شیوا»، ۳۱ ساله، یکی از رهبران جوان قوم بومی جِنو کوروبا در جنوب هند است. خانواده او پیش از تولدش از جنگلهایی اخراج شدند که اکنون بخشی از پارک ملی ناگاراهوله را تشکیل میدهند؛ پارکی که در سال ۱۹۸۳ تاسیس شد. طی دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در این مناطق، بیش از سه هزار خانواده از جنگل بیرون رانده شدند. خانواده شیوا سرانجام در مزرعه قهوهای نزدیک جنگل مشغول کار شدند؛ جایی که او متولد و بزرگ شد. شیوا میگوید شرایط کار وحشتناک بود و مردم او در نظامی از بردگی گرفتار شدند که نسل به نسل منتقل میشد.
در سال ۱۹۹۹، ناگاراهوله منطقه حفاظتشده ببر هم اعلام شد. به گفته شیوا، از آن زمان حدود ۲۰ هزار نفر از قوم جِنو کوروبا از زمینهایشان اخراج شدهاند و اجازه بازگشت ندارند. او تناقض آشکار وضعیت را چنین میبیند: پارک به روی گردشگران باز است، اما به روی جوامعی بسته شده که تاریخی ساکنان جنگل بودهاند. به گفته او، گردشگران استقبال میشوند اما آنها را برمیگردانند؛ این نشان میدهد جنگل و حیوانات منبع درآمد دیده میشوند و این کار را نمیتوان حفاظت از طبیعت نامید.
پس از دههها درگیری، در ماه مه ۲۰۲۵ بیش از ۵۰ خانواده به رهبری شیوا به روستای سابقشان، کارادیکالو آتور کولی، در محدوده منطقه حفاظتشده ببر بازگشتند، سرپناه ساختند و در زمینهایی ساکن شدند که چهار دهه پیش از آن اخراج شده بودند. این بازگشت با استناد به قانون حقوق جنگل مصوب ۲۰۰۶ هند انجام شد که برخی حقوق جوامع وابسته به منابع جنگلی را در استفاده، دسترسی و مدیریت به رسمیت میشناسد. بااینحال، به گفته شیوا، اداره محلی جنگل بازگشتکنندگان را «متجاوز» میداند. او میگوید: «ما را بهطور غیرقانونی از زمینهایمان بیرون کردند. قانون از ما حمایت میکند، اما باز هم ما را متجاوز مینامند. هیچکس نباید نام این کار را حفاظت از طبیعت بگذارد.»
شیوا بهتازگی همراه با دهها رهبر بومی دیگر در نشستی شرکت کرد که سازمان «سروایول اینترنشنال»(Survival International) در کنیا برگزار کرده بود. نمایندگانی از آفریقا، آسیا، آمریکای شمالی و آمریکای لاتین در این گردهمایی حضور داشتند تا درباره طرحهای حفاظت از طبیعت و پیامدهای آنها برای جوامع بومی گفتوگو کنند.
در بیانیه مشترک نشست «سرزمین ما، طبیعت ما» که در اواخر سپتامبر در نایروبی برگزار شد، شرکتکنندگان موضع خود را چنین اعلام کردند: «ما با تبدیل روابطمان با زمین، هوا، آب و هر موجود زنده به کالا مخالفیم؛ با تجارت کربن و جبران انتشار کربن، برنامه رد پلاس (REDD+) برای کاهش انتشار ناشی از جنگلزدایی و تخریب جنگلها، اعتبارات و طرحهای جبرانی تنوع زیستی و مهندسی زمین مخالفیم. ما با حفاظت استعماری و حفاظت قلعهای مخالفیم. ما با استخراج منابعی در پوشش حفاظت از طبیعت مخالفیم.»
از نگاه این رهبران، مسئله فقط اخراج مستقیم مردم از مناطق حفاظتشده نیست. گاهی جوامع همچنان در سرزمینهای خود زندگی میکنند، اما طرحهای جدید بهتدریج اختیار آنها را برای استفاده از زمین، آب و دیگر منابع محدود میکنند. در چنین شرایطی، مالکیت رسمی ممکن است باقی بماند، اما کنترل واقعی بر تصمیمگیری از دست ساکنان محلی خارج شود.
در سال ۲۰۲۴، خودروهای شاسیبلند شرکت «سویلز فور دِ فیوچر تانزانیا» وارد روستای الوی در تانزانیا شدند. نمایندگان این شرکت خصوصی که با «کربنسالو» و فولکسواگن ارتباط دارد، با سران جامعه ماسایی دیدار کردند و «پروژه کربن مراتع لونگیدو و موندولی» را پیشنهاد دادند. این پروژه شامل واگذاری ۹۷۰ هزار هکتار از زمینهای چرای ماساییها برای ۴۰ سال و اجرای برنامهای سختگیرانه برای چرای نوبتی با چرخه ۱۴روزه بود.
«نگیلپوی» میگوید آنها آمده بودند تا به ماساییها یاد بدهند چگونه دامهایشان را بچرانند. به گفته او، سلفش قرارداد را بدون رضایت آزادانه، قبلی و آگاهانه جامعه امضا کرده بود؛ اصلی که بر اساس آن، جوامع باید پیش از اجرای طرحهای اثرگذار بر سرزمین و زندگیشان، بدون فشار و با آگاهی کافی رضایت دهند. شرکت در ازای امضا، ۵۱ میلیون شیلینگ تانزانیا معادل ۱۹ هزار دلار به روستا پیشنهاد کرده بود؛ مبلغی کمتر از قیمت یک خودروی فولکسواگن پولو.
او توضیح میدهد این توافق شامل فروش اعتبارات کربن حاصل از زمینهای چرای جامعه بود. قرارداد امکان استفاده از زمین را برای پروژه کربن فراهم میکرد، اما محدودیتهای شدیدی داشت: ممنوعیت چرای دام، حضور انسان و هرگونه فعالیت دیگر در منطقه. اعتبارات کربن سازوکاری است که در آن کاهش انتشار گازهای گلخانهای یا جذب کربن به واحدهایی قابل معامله تبدیل میشود و خریداران میتوانند برای جبران بخشی از انتشار خود آن را بخرند.
فولکسواگن اعلام کرده به «تاریخ، تابآوری و چالشهای مردم ماسایی» احترام میگذارد و پروژه شامل خرید یا انتقال مالکیت زمین نیست، بلکه حقوق جوامع بر سرزمینها و شیوههای سنتی چرای دام را حفظ میکند. فولکسواگن کلایمتپارتنر و شرکایش در بیانیه مارس ۲۰۲۵ از مدتزمان طولانی پروژه دفاع کردند، آن را برای احیای مراتع ضروری دانستند و بر رعایت اصل رضایت آزادانه، قبلی و آگاهانه و ایجاد مزایای اقتصادی و زیستمحیطی از طریق مدیریت پایدار زمین و تقسیم منافع تاکید کردند. اما ائتلاف همبستگی بینالمللی ماساییها (MISA) در ژوئیه ۲۰۲۵ این موضع را نجاتبخشنمایانه و بیتوجه به نگرانیهای واقعی ماساییها خواند. این ائتلاف تاکید کرد نمیگوید فولکسواگن زمینها را میخرد و زمین روستایی همچنان در مالکیت جوامع محلی میماند؛ نگرانی اصلی این است که ماساییها عملا اختیار و کنترل خود را بر تصمیمگیری درباره نحوه استفاده از زمین از دست بدهند.
این نمونه شکل دیگری از حفاظت از محیط زیست را نشان میدهد: در روستای الوی، زمین پشت حصار یک منطقه حفاظتشده ناپدید نشد و ساکنان مجبور به ترک خانههایشان نشدند؛ اما مجموعهای از شروط تعیین میکرد آنها در عمل چه کاری میتوانند با زمین انجام دهند.
دولت جدید روستای الوی به رهبری نگیلپوی تصمیم گرفت از توافق خارج شود. بااینحال، دولت تانزانیا همچنان تلاشهای جامعه برای پایاندادن به قرارداد را مسدود میکرد؛ وضعیتی که پرسشهایی جدی درباره میزان اختیار واقعی ماساییها برای تصمیمگیری درباره سرزمین خود ایجاد کرد.
سرانجام در آوریل ۲۰۲۶، تلاشهای نگیلپوی و جامعه او نتیجه داد و شرکت سویلز فور دِ فیوچر رسما با خاتمه قرارداد در الوی موافقت کرد. بااینحال، پروژه کربن مراتع لونگیدو و موندولی در مجموع متوقف نشده و همچنان در روستاهای دیگر اجرا میشود.
بازار کربن که ارزش آن در سال ۲۰۲۵ به نزدیک ۸۰۰ میلیارد دلار رسید، چیزی را که پیشتر قیمت مستقیم و مشخصی نداشت ــ یعنی کربن ذخیرهشده در اکوسیستمها ــ به منبعی اقتصادی تبدیل کرده است.
حامیان این بازار معتقدند پروژههای جبران کربن میتوانند منابع مالی لازم برای حفاظت از طبیعت را فراهم کنند، مدیریت مراتع را بهبود بخشند و برای جوامع محلی درآمد ایجاد کنند. از دید آنان، تعیین ارزش اقتصادی برای کربن میتواند انگیزهای برای حفاظت از اکوسیستمها به وجود آورد.
در مقابل منتقدان میگویند مشکل زمانی آغاز میشود که قیمتگذاری کربن به تعیین محدودیتهایی بلندمدت برای زندگی مردم بینجامد؛ محدودیتهایی که برای دههها مشخص میکنند کدام شیوههای استفاده از زمین با اهداف پروژه سازگار است و کدام شیوهها ممنوع خواهد بود.
در این وضعیت، مسئله صرفا مالکیت زمین نیست، بلکه اختیار تصمیمگیری درباره شیوه استفاده از آن هم اهمیت دارد. ممکن است جامعهای همچنان مالک سرزمین خود باشد، اما نتواند مطابق نیازها، سنتها و تصمیمهای جمعیاش از آن بهره ببرد.
در نشست خبری سازمان سروایول اینترنشنال در نایروبی در سپتامبر گذشته، هنگامی که بحث به اعتبارات کربن رسید، جوزف اولشانگای، وکیل و فعال حقوق بشر تانزانیایی، با لحنی اعتراضی سخن گفت و حاضران او را ایستاده تشویق کردند.
او گفت: «جایگزینی میخواهید که کار کند؟ من آن را به شما میگویم: بروید، ناپدید شوید و ما را به حال خود بگذارید.»
این سخنان چکیده اعتراض رهبران بومی به طرحهایی است که به نام حفاظت از طبیعت اجرا میشوند، اما به گفته آنان، بدون مشارکت واقعی جوامع محلی، اختیارشان را بر سرزمینهایشان محدود میکنند. از اخراج خانوادهها از جنگلهای هند تا محدودیت چرای دام در مراتع تانزانیا، این رهبران خواهان الگویی هستند که حفاظت از محیط زیست را از حقوق مردم بومی جدا نکند و تصمیمگیری درباره سرزمین را به خود جوامعی بازگرداند که نسلها در آن زندگی کردهاند.
منبع: الپائیس