در یکی از محلههای منطقه هشت تهران حدود نیمی از ساختمانها نوسازی شدهاند اما خدمات شهری و زیرساختهای عمومی متناسب با جمعیت جدید توسعه پیدا نکردهاند. آیا میتوان چنین محلهای را بازآفرینیشده دانست؟ این پرسش در نشست «هفتشهر» مطرح شد؛ نشستی که در آن شهرسازان و معماران از تفاوت نوسازی ساختمانها با بازآفرینی زندگی شهری گفتند و نسبت به تبدیل مشارکت مردم به ابزاری برای اجرای تصمیمهای از پیش تعیینشده هشدار دادند.
نشست «شهر چگونه تغییر کند و خودش بماند؟» با ارائه سمانه خبیری شهرساز و گفتوگوی رضا فیضی معمار در خانه آفرینشهای شهری ایران برگزار شد. موضوع نشست بررسی مفهوم بازآفرینی شهری از منظر زیستشناسی بود؛ نگاهی که تغییر شهر را تنها در تخریب و ساختوساز جستوجو نمیکند و بر حفظ حافظه محلهها و فعال کردن ظرفیتهای اجتماعی و اقتصادی آنها تأکید دارد.
سمانه خبیری در این نشست با اشاره به مطالعاتی که با راهبری زندهیاد محسن حبیبی درباره تبارشناسی مفهوم بازآفرینی آغاز کرده بود گفت: «این واژه آنقدر در ادبیات تخصصی و مدیریتی ما تکرار شده است که کمتر پیش میآید از خودمان بپرسیم اساساً بازآفرینی به چه معناست.»
او توضیح داد که در زیستشناسی میان ترمیم یک آسیب و بازآفرینی تفاوت وجود دارد. بدن ممکن است پس از آسیب بافتی ایجاد کند که محل زخم را بپوشاند اما ساختار و عملکرد گذشته را بازنگرداند. به اعتقاد خبیری در شهر نیز ساخت ساختمانهای جدید یا تغییر کالبد یک محله لزوماً به معنای بازآفرینی نیست. بازآفرینی زمانی اتفاق میافتد که ظرفیتهای موجود فعال شوند و روابط اجتماعی و اقتصادی و عملکرد محله نیز بهبود پیدا کند.
خبیری با اشاره به مفهوم حافظه جمعی بیننسلی در اندیشه محسن حبیبی گفت که هویت شهر فقط در ساختمانها و آثار تاریخی آن خلاصه نمیشود. خاطرات و مناسبات اجتماعی و شیوههای زندگی ساکنان نیز بخشی از حافظه شهر هستند. او از محلهای در یکی از بافتهای پیرامون حرم مثال زد که تکیه قدیمی آن تخریب و به پارکینگ تبدیل شده بود اما مردم همچنان در ایام محرم در همان محل چادر برپا میکردند و مراسم خود را برگزار میکردند. به گفته او چنین تجربههایی نشان میدهند که حتی پس از تخریب بخشهایی از کالبد شهر ممکن است ظرفیتهای اجتماعی و پیوندهای تاریخی آن باقی مانده باشند.
رضا فیضی معمار در ادامه نشست این پرسش را مطرح کرد که آیا شهرها در شرایطی که بخشی از ظرفیتهای حیاتی خود را بر اثر مداخلات نادرست و سوداگری اقتصادی از دست دادهاند همچنان توان بازآفرینی دارند؟
خبیری در پاسخ گفت که گاهی ظرفیتهای یک محله چنان تضعیف شدهاند که دیگر نمیتوان انتظار داشت بدون حمایت خود را بازیابی کند. در چنین شرایطی توانمندسازی ساکنان و تقویت شبکههای محلی و ایجاد فرصتهای اقتصادی میتواند مهمتر از جایگزینی ساختمانها باشد.
گلپایگانی از مدیران حوزه بازآفرینی شهری نیز با طرح مفهوم «نهاد پنهان» گفت که بسیاری از تغییرات واقعی شهر حاصل عملکرد نیروها و روابطی است که در ساختار رسمی مدیریت شهری دیده نمیشوند. به اعتقاد او دولت و شهرداری باید این ظرفیتهای محلی را شناسایی کنند و موانع فعالیت آنها را بردارند. او همچنین از ضعف نهادهای مدنی معماری و شهرسازی در برابر منافع اقتصادی گسترده حوزه ساختوساز انتقاد کرد.
یکی از بحثهای انتقادی نشست به عملکرد دفاتر تسهیلگری اختصاص داشت. یکی از فعالان این حوزه با چهارده سال سابقه فعالیت گفت که هدف اولیه این دفاتر توانمندسازی شهروندان و افزایش قدرت مطالبهگری آنها بود اما در عمل گاهی به ابزاری برای همراهسازی مردم با تصمیمهای از پیش تعیینشده تبدیل شدهاند.
او توضیح داد که در بسیاری از محلهها اسناد توسعه با مشارکت ساکنان تهیه شد اما این اسناد جایگاه اجرایی لازم را پیدا نکردند و در کتابخانه شهرداریها باقی ماندند.
این فعال توسعه محلی از تجربه یکی از محلههای منطقه هشت تهران گفت که حدود ۵۰ درصد ساختمانهای آن نوسازی شده بود اما جمعیت جدید با کمبود خدمات و زیرساختهای عمومی روبهرو بود. او تأکید کرد که افزایش درصد نوسازی ساختمانها نمیتواند بهتنهایی معیار موفقیت بازآفرینی باشد.
در ادامه نشست برخی کارشناسان از غلبه نگاه پروژهمحور بر سیاستهای بازآفرینی انتقاد کردند. یکی از معماران منظر با اشاره به تجربه پروژهای در محدوده بازار شیراز گفت که بهجای طراحی فرایندی برای احیای زندگی شهری از مشاوران بیشتر رندر و تصویر نهایی پروژه خواسته میشد.
یکی دیگر از حاضران نیز از طرح بازآفرینی محدوده زندیه شیراز یاد کرد که بر مداخلات تدریجی و اقدامات حمایتی و مشارکت ساکنان استوار بود اما به دلیل انتظار مدیران برای مشاهده نتایج سریع به مرحله اجرای مؤثر نرسید.
سمانه خبیری در پاسخ به پرسشی درباره مهمترین اولویت بازآفرینی شهری در ایران گفت که اگر ناچار باشد میان توسعه مبانی نظری و اجرای پروژهها و نهادسازی یکی را انتخاب کند نهادسازی و اقدامات غیرکالبدی را در اولویت قرار میدهد.
او با انتقاد از نبود سازوکار مؤثر برای ارزیابی تجربههای گذشته گفت: «ما فرهنگ یادگیری سیاستی نداریم. بسیاری از پروژهها اجرا میشوند اما نتایج و پیامدهای آنها بهدرستی ثبت و مستند و تحلیل نمیشوند.»
به گفته خبیری بازآفرینی با پایان عملیات اجرایی یک پروژه تمام نمیشود و مدیریت شهری باید پیامدهای مداخلات را در طول زمان بررسی کند. او تأکید کرد که نتایج این بررسیها باید به تصمیمگیریهای بعدی بازگردند تا تجربههای ناموفق در محلههای دیگر تکرار نشوند.