به گزارش آتیهآنلاین، در کشوری مانند ایران که بخش قابل توجهی از سرزمین در اقلیم خشک و نیمهخشک قرار دارد، موفقیت یا شکست این اقدامات میتواند مستقیماً بر کیفیت خاک، منابع آب، کشاورزی، گردوغبار و حتی زندگی جوامع محلی اثر بگذارد.
بیابانزدایی زمانی میتواند به محیطزیست کمک کند که با شرایط طبیعی هر منطقه هماهنگ باشد. ایجاد پوشش گیاهی مناسب، تثبیت خاک و شنهای روان، مدیریت چرا، حفاظت از پوشش گیاهی موجود، اجرای آبخیزداری و استفاده درست از منابع آب از جمله اقداماتی است که میتواند سرعت تخریب سرزمین را کاهش دهد. افزایش پوشش گیاهی همچنین به کاهش فرسایش بادی و آبی، حفظ تنوع زیستی و افزایش توان اکوسیستم برای مقابله با خشکسالی کمک میکند.
۱۴ میلیون هکتار کانون بحرانی فرسایش بادی در ایران
در ایران، ابعاد مسئله قابل توجه است. بر اساس اعلام سازمان منابع طبیعی، حدود ۱۴ میلیون هکتار از اراضی کشور در ۲۲ استان در زمره کانونهای بحرانی فرسایش بادی قرار دارند؛ مناطقی که میتوانند منشأ تولید گردوغبار و خسارت به اراضی کشاورزی، روستاها و زیرساختها باشند.
بر اساس آمار اعلامشده از سوی سازمان منابع طبیعی، تاکنون عملیات احیا و بیابانزدایی در حدود ۷ میلیون هکتار از بیابانهای کشور انجام شده است. همچنین حدود ۱.۴ میلیون هکتار جنگل دستکاشت در راستای مدیریت کانونهای فرسایش بادی ایجاد شده است.
با این حال، این اعداد به معنای پایان مسئله نیستند. پژوهشهای انجامشده درباره ایران نشان میدهند فرسایش خاک همچنان یکی از چالشهای جدی کشور است؛ یک مطالعه برآورد کرده که میانگین سالانه فرسایش خاک در ایران حدود ۱۶.۵ تن در هکتار و مجموع سالانه از دست رفتن خاک حدود ۲.۷ میلیارد تن است.
بنابراین نمیتوان موفقیت بیابانزدایی را تنها با تعداد هکتارهای نهالکاریشده سنجید. ماندگاری پوشش گیاهی، میزان کاهش فرسایش، تثبیت شنهای روان، وضعیت تنوع زیستی و میزان وابستگی طرحها به منابع آب نیز باید در ارزیابی موفقیت پروژهها لحاظ شود.
جهان؛ هر سال ۱۰۰ میلیون هکتار زمین تخریب میشود
تصویر جهانی نیز چندان امیدوارکننده نیست. بر اساس دادههای کنوانسیون سازمان ملل برای مقابله با بیابانزایی، بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ هر سال دستکم ۱۰۰ میلیون هکتار از زمینهای سالم و مولد جهان تخریب شده است.
همچنین برآوردهای سازمان ملل نشان میدهد برای رسیدن به جهانی با «تخریب خنثی سرزمین» تا سال ۲۰۳۰، حدود ۱.۵ میلیارد هکتار زمین باید احیا شود و تاکنون حدود یک میلیارد هکتار در مسیر احیا قرار گرفته است.
در عین حال، منابع مالی همچنان یکی از موانع اصلی است. UNCCD برآورد میکند جهان سالانه به حدود ۳۵۵ میلیارد دلار برای مقابله با بیابانزایی، تخریب سرزمین و خشکسالی نیاز دارد، در حالی که سرمایهگذاری فعلی حدود ۷۷ میلیارد دلار در سال است.
در نتیجه، تجربه ایران و جهان نشان میدهد بیابانزدایی یک پروژه کوتاهمدت برای کاشت درخت نیست؛ بلکه فرآیندی بلندمدت برای بازگرداندن کارکرد اکوسیستمهاست. اگر انتخاب گونه گیاهی، مدیریت آب، حفاظت از خاک و مشارکت جوامع محلی همزمان مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است حتی پروژههای گسترده نیز نتوانند روند تخریب سرزمین را متوقف کنند.