«عدنان»- نامی که همکارانش اعلام کردهاند- بعد از ماهها بیکاری و حضور در چندین تجمع و اعتراض به بیکاری بعد از جنگ، دو روز پیش در محوطه اداره کار ماهشهر اقدام به خودکشی کرد، اما زنده ماند. او یکی از 200 کارگری بود که شرکت پتروناد بعد از جنگ با آنها قطع همکاری کرد و تا امروز شغل ثابتی پیدا نکردهاند. آنها، کارگران بومی پیمانکاری شرکت پتروناد بودند و میگویند بعد از جنگ همه کارگران غیربومی به محل کارشان برگشتهاند، اما ادامه همکاری با آنها به پایان رسیده است؛ حالا همه آنها به بخشی از جمعیت کارگران بیکار شده ماهشهر بعد از جنگ پیوستهاند. خانه کارگر ماهشهر میگوید هیچ اطلاعاتی درباره تعداد کارگران منطقه که بعد از جنگ اخراج شدند، در دسترس نیست و پیگیریهای آنها بینتیجه مانده است.
آقای «ص» یکی از 200 کارگری است که بعد از جنگ دیگر نتوانست به کارش در شرکت پتروناد بازگردد. بعد از قطع همکاری از سوی شرکت و با وجود سابقه استادکاری در پایپینگ و فیلتر، او در تمام ماههای گذشته فقط به مدت 10 روز شغلی پیدا کرد؛ درست مثل آنچه ابراهیم پیرایش، دبیر خانه کارگر ماهشهر توضیح میدهد و میگوید بعد از جنگ میزان قراردادهای روزمزد در ماهشهر افزایش داشته است. «ص» میگوید: «همه ما بعد از جنگ دیگر به کار برنگشتیم و فشار اقتصادی زندگی، باعث شد آن کارگر هم در اداره کار خودزنی کند.» این کارگر از عدنان میگوید؛ جوانی که کارگر کمکی بود، سه سال سابقه کار و دو فرزند داشت و در تمام این مدت شغلی پیدا نکرده بود. او پس از اقدام به خودکشی در بیمارستان حاجیه نرگس ماهشهر بستری شد.
«ص» تعریف میکند که شش ماه پیش و بعد از جنگ، نیروهای غیربومی به کار در شرکت پتروناد برگشتند، اما «تقریبا 200 کارگر بودیم که شرکت پتروناد بعد از جنگ دیگر کسی را دنبالمان نفرستاد. ما پروژهای برای این شرکت کار میکردیم، شرکت تا الان هم دارد کار میکند، اما هرچه پیگیری کردیم به نتیجهای نرسید، مدیرعامل پاسخ میداد اینجا خانه و حریم خصوصی من است، دوست ندارم بومیها را سرکار بیاورم.» پتروناد مواد اولیه محصولات بهداشتی تولید میکند و همه 200 نفری که به کار برنگشتهاند، کارگر بودند؛ کمکی جوشکار، مونتاژکار، استادکار پایپینگ و فیلتر و فورمن و مونتاژکار و شغلهایی دیگر. او و باقی کارگران بیکار شده پتروناد، بعد از جنگ بارها به اداره کار ماهشهر مراجعه کردند: «اما کاری برای ما انجام نداد. میتوانست کاری کند که نیروهای بومی به کار برگردند و از مدیرعامل بپرسد این همه نیرو از شادگان و ایذه و شهرهای دیگر آوردی، نیروی متخصص بومی هم داری، چرا از آنها استفاده نمیکنی؟ اما این کار را نکرد.»
در پنج ماه گذشته تعداد زیادی از کارگران شرکتهای مستقر در بندر ماهشهر مثل سلمان فارسی و تخت جمشید شغل خودشان را از دست دادهاند؛ بعضی از آنها به کار برمیگردند اما «بدترین وضعیت را شرکت پتروناد داشت. پروژه این شرکت دایر بود اما نیروهایش را اخراج کرد.»
در روزهایی که هنوز جنگ تمام نشده بود، دستورالعملی درباره حضور 30 درصدی نیروها در شرکتهای منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر صادر شد. «صاد» تعریف میکند بسیاری از این کارگران به بهانه این لایحه اخراج شدند یا دیگر دعوت به کار نشدند و بعد از آن فقط توانستند در شغلهایی مقطعی مثل بنایی و رانندگی تاکسیهای اینترنتی مشغول شوند. او به یاد میآورد قبل از جنگ هم موارد دیگری از خودسوزی بین کارگران در ماهشهر رخ داده بود، اما احتمالا همان موقع هم - مثل مورد اخیر- بعد از این اتفاق هیچ مقام رسمی به ماجرا واکنش نشان نداده است.
ابراهیم پیرایش، دبیر خانه کارگر ماهشهر میگوید این کارگران میتوانند حقوق خود را پیگیری کنند، اما به نظر میرسد ارادهای از سوی دستگاههای مسئول برای حل مشکل آنها وجود ندارد. چون از نگاه او «سازمانها با هم هماهنگ میکنند و در نهایت کارگر از شکایت خسته میشود. میدانند ضعف کارگر چیست و متناسب با آن در راستای منافع شرکتها اقدام میشود.»
پیرایش بعد از جنگ بارها درباره اخراج و بیکاری کارگران ماهشهر گفته بود و حالا تاکید میکند هیچکس آماری درباره اخراج این کارگران و تعداد کارگران روزمزد اعلام نمیکند. پیرایش معتقد است: «انگار قدرت فراقانونی دارند و حتی دادگاه هم نمیتواند حکم آنها را اجرا کند. هر وقت درخواست دادیم که آمار کارگران روزمزد و قراردادی و مدت معین و … را بدهند، گفتند محرمانه است؛ چون شرکتها با وجود ماهیت مستمر کارشان، نیروی روزمزد میگیرند تا بیمه و سایر مزایای مزدی را پرداخت نکنند. به همین دلیل تعداد کارگران خود را اعلام نمیکنند. اداره کار و دستگاههای متولی هم با آنها هماهنگ هستند و آماری در این زمینه وجود ندارد.»
او معتقد است اگر جنگ هم نمیشد آمار کارگر روزمزد افزایش پیدا میکرد؛ مثل حالا که روزبهروز تعداد این کارگران افزایش بیشتر میشود: «اغلب شرکتها به سمت استخدام کارگر روزمزد رفتهاند و جنگ هم بهانهای برای این موضوع شده است. گاهی طرحهایی مثل حذف شرکتهای پیمانکاری مطرح میشود اما فقط شعار است و هیچ گاه به مرحله اجرا نرسیده است.»
