اشتغال زنان در ایران همواره تحت تأثیر مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و ساختاری بوده است. پژوهشهای انجامشده نشان میدهد افزایش سطح تحصیلات زنان بهتنهایی نتوانسته به افزایش متناسب حضور آنان در بازار کار منجر شود و عواملی مانند وضعیت توسعه اقتصادی، ساختار تولید، فرصتهای شغلی موجود و شرایط اجتماعی نیز نقش تعیینکنندهای دارند. برخی مطالعات نشان دادهاند که توسعهیافتگی اقتصادی و افزایش سطح آموزش زنان از مهمترین عوامل مؤثر بر افزایش مشارکت اقتصادی آنان است، اما نبودن فرصتهای شغلی متناسب با مهارت و تحصیلات میتواند شکاف میان آموزش و اشتغال را افزایش دهد.
جدیدترین گزارش منتشر شده از سوی مرکز آمار نشان میدهد در سال 1404 اشتغال زنان کمتر و نرخ بیکاری و جمعیت غیر فعال در بین زنان بیشتر شده است.
بر اساس این گزارش نرخ مشارکت اقتصادی زنان بالای 15 سال در بین زنان در سال 1404 با 0.7 کاهش نسبت به سال 1403 به 13.4 درصد رسیده است.
تعداد زنان شاغل بالای 15 سال نیز در سال 1404 با کاهش 4.9 درصدی به بیش از سه میلیون و 700 هزار نفر رسیده است. بر این اساس در سال گذشته نسبت به سال 1403، بیش از 194 هزار نفر از جمعیت زنان شاغل کم شده است.
در چنین وضعیتی نرخ بیکاری زنان نیز روندی صعودی به خود گرفته و با رشد 0.7 درصد به 15 درصد رسیده است. جزئیات این آمار نشان میدهد جمعیت زنان بالای 15 ساله بیکار به بیش از 660 هزار نفر رسیده که که 4668 نفر بیشتر از سال 1403 است.

برای مقایسه بهتر وضعیت بازار کار زنان باید به این نکته اشاره کرد که در بین مردان بالای 15 سال در سال 1404 نرخ مشارکت اقتصادی 47.9 درصد، تعداد شاغلان بیش از 21 میلیون نفر و نرخ بیکاری ۶ درصد بوده است.
افزایش نرخ بیکاری نشان دهنده افزایش تعداد زنان بیکاری است که همچنان در جستوجوی شغل هستند. اما آنچه نگرانکننده است، افزایش چشمگیر جمعیت زنان غیرفعال بالای 15 سال است که نشان میدهد تعداد زیادی از زنان از یافتن شغل ناامید شدهاند. آمارها نشان میدهد در سال گذشته جمعیت زنان غیرفعال بیش از 600 هزار نفر بیشتر شده و این در حالی است که این عدد در بین مردان بیش از 180 هزار نفر است. بر این اساس تا پایان سال 1404 از کل جمعیت 33 میلیون نفری زنان در سن کار، بیش از 28 میلیون نفر نه شاغل هستند و نه به دنبال یافتن شغل. این در حالی است که از جمعیت 33 میلیون نفری مردان در سن کار، بیش از 10 میلیون نفر در جمعیت غیرفعال قرار دارند.
وضعیت در بین فارغالتحصیلان آموزش عالی برای زنان بدتر است؛ به طور کلی سهم جمعیت بیکار بالای 15 سال فارغالتحصیل آموزش عالی از کل بیکاران در کشور 39 درصد است، اما این رقم در بین زنان و مردان به ترتیب به 63.5 و 27 درصد میرسد.
بررسی سهم جمعیت شاغل بالای 15 سال فارغالتحصیل آموزش عالی از کل شاغلان در سال 1404 نیز نشان میدهد این نسبت در بین زنان و مردان تفاوت معناداری دارد. به طوری که این عدد در کل کشور 27.2 و برای زنان و مردان به ترتیب 50.6 و 23 درصد اعلام شده است.
در مجموع کاهش اشتغال زنان و افزایش جمعیت غیرفعال نشان میدهد بخشی از سرمایه انسانی کشور، بهویژه در میان زنان تحصیلکرده، امکان تبدیل مهارت و آموزش خود به فرصت اقتصادی را پیدا نمیکند و ادامه این وضعیت میتواند محدود شدن ظرفیت رشد اقتصادی را به همراه داشته باشد.
