«با صرف کمترین هزینه، سوابق بیمه خود را کامل کنید!»، «5 سال سابقه کار با بیمه برای بازنشسته شدن کم دارید؟ پس به ما مراجعه کنید!»، «بازنشستگی آسان و فوری با تعرفهها و حق بیمه مناسب»... اینها تبلیغاتی است که بعضی از کسانی را که برای تکمیل سوابق بیمهای خود مشکل دارند و از هزینههای پرکردن آن میترسند، فریب میدهد. برخی نگراناند که هزینه پرکردن سوابقشان در تامین اجتماعی، به نسبت خدمات و مستمری دریافتی، بیشتر شود و ضرر کنند؛ اما واقعیت این است که بسیاری از این تبلیغات نامعتبرند و در مواردی هم که اعتبار دارند، نهایتاً گران تمام میشوند. یعنی بیمهشده هزینهای بیش از آنچه از مسیر صحیح سازمان تامین اجتماعی در مقابل داشت، مجبور است پرداخت کند.
ضرب المثل «هرچه پول بدهید، آش میخورید!» مبنای نظامهای مدرنِ بیمهگر در اغلب کشورهای جهان است که از آن با عنوان ساختارِ «مزایای تعریف شده؛ Defined Benefits» در دنیا یاد میکنند. بر مبنای این ساختار آنچه باعث انگیزه افراد شاغل در بازار کار میشود، تناسب میان آورده و حق بیمه پرداخت شده فرد و خدمات درمان و مقرری دوران بازنشستگی او در این ساختار است. باوجود اینکه ساختار سازمان تامین اجتماعی در ایران نیز بر همین پایه شکل گرفته، همچنان مواردی وجود دارد که باعث میشود فرد بیمه شده، هزینه بیمه شدن را با خدمات دریافتی از سازمان تامین اجتماعی (شامل درمان و مستمری دوره بازنشستگی) متناسب نمیداند.
در چنین شرایطی تبلیغات بعضی از بیمههای تجاری و موسسات غیرقانونی بیمه باعث گمراهی مردمی میشود که به دنبال پر کردن سوابق بیمهشان هستند. درحالیکه درواقع به جای پرداخت هزینه خرید سوابق خالی خود برای بازنشسته شدن، یا خودشان را از مسیر بیمه شدن در سازمان تامین اجتماعی خارج میکنند یا با هزینهای بالاتر از آنچه در این سازمان تعیین شده سوابق خود را تکمیل میکنند.
آنها با وعدههای جذاب مستمری بیمههای عمر تجاری و ادعای پرکردن ماهها و سالهایی که فرد بیمه شده حق بیمه نپرداخته (توسط موسسات جعلی) توجه مردم را جلب میکنند. چرا که تصور افراد این است که اولاً هزینههای پرداختی بابت پر کردن سوابق بسیار بالاست و دوماً از سنین بالاتری که پرداخت حق بیمه از محل درآمد دشوار شده و کارایی اقتصادی فرد کاهش مییابد، امکان افزایش سوابق بیمه دشوار میشود.
تجربه نشان داده که بیشتر کسانی که تمایل پیدا میکنند سوابق بیمهای خود را از طریق موسسات و بیمهگرانی در خارج سازمان تامین اجتماعی پر کنند، از متقاضیان بالقوه بیمههای اختیاری این سازمان هستند که به خاطر چالشهای بیمههای اختیاری سراغ آن نرفتهاند. «بیمههای اختیاری» برخلاف «بیمه حرف و مشاغل آزاد»، از چند جنبه محدودیت دارند؛ اول اینکه «بیمه خویشفرمای اختیاری» شامل برخی خدمات مانند بیمه بیکاری نمیشود، دوم اینکه پس از ۵۰سالگی امکان پرکردن سوابق بیمه در بیمه اختیاری وجود ندارد. تعهدات کوتاهمدت سازمان تامین اجتماعی برای فرد بیمه شده، یعنی غرامت دستمزد ایام بیماری، کمک بارداری و کمک ازدواج هم در این نوع بیمه مورد تعهد سازمان نیست.
همچنین هزینه خرید سوابق بیمه دوران خدمت سربازی برای مردان به منظور تکمیل سابقه بیمهای، برای بسیاری از شاغلان (حتی به صورت اقساط) بالاست و موجب کاهش انگیزه متقاضی میشود. شفافیت و جذابیت خدمات سازمان تامین اجتماعی میتواند تا حدی از اقبال مردم به تبلیغات تجاری و فریبدهنده بیمهای کم کند.
در اقتصادی که در آن افراد با ریسکهای متعدد ناشی از تورم برای حفظ اندوخته خود روبهرو هستند، بیمههای تجاری در زمینه بیمه عمر و بازنشستگی پیشاپیش شکست خوردهاند، اما با این وجود طرح مسائلی درباره خود سازمان تامین اجتماعی و ضرورت تقویت نگاه «بیمهمحور» به جای نگاه «امدادیمحور» به این سازمان، همزمان بسیار اهمیت دارد. موضوعی که علیرضا حیدری، کارشناس حوزه تامین اجتماعی و عضو هیات مدیره کانون کارگران بازنشسته تهران هم بر آن تاکید میکند و درباره انتظارات غلط از بیمههای اختیاری میگوید: «یکی از انتظارات غلطی که اخیراً نسبت به برخورداری از بیمههای اختیاری سازمان تامین اجتماعی ایجاد شده، این است که فرد بتواند به واسطه سختی کار خود در دوران اشتغال، مانند بیمههای اجباری این سازمان از بازنشستگی زودتر از موعد برخوردار باشد».
علیرضا حیدری تاکید دارد که انتظار درج عناوین سخت و زیانآور در انواع بیمههای اختیاری، به دلیل فلسفه داوطلبانه بودن بیمه اختیاری در این نوع خدمات بیمهای میسر نیست و نباید هم ممکن شود: «در بیمه اختیاری فرض بر این است که اگر کسی خود برای خویش کار کرده و حق بیمهاش را خودش پرداخت میکند، همه ملاحظات ایمنی و بهداشتی را که عدم توجه به آن منجر به سختی و زیانآوری کار میشود رعایت میکند. در این نوع بیمه ذینفع نهایی خود فرد بیمه شده است و همانطور که فرد مختار خویشفرما از نظر منطقی با اختیار به خود آسیب نمیزند، در نتیجه در محل کاری قرار نمیگیرد که به خود آسیب بزند. برخلاف بیمه اجباری که در آن کارفرمایی وجود دارد که همه شرایط کار را به نیروی کار تحمیل میکند».
عضو هیات مدیره کانون کارگران بازنشسته تهران درباره متقاضیان بیمههای درمان و بازنشستگی که ممکن است تحت تاثیر تبلیغات این موسسات قرار بگیرند میگوید: «عمده این افراد در قالب بیمه خویشفرمای مشاغل آزاد یا بیمه اختیاری، در سنین بالا اقدام به پرکردن سوابق خود میکنند و از نظر سنی نیاز به پوششی دارند که در مدت زمانی کوتاه آنها را بازنشسته کند. امروز اما اوضاع متفاوت است و ساختار تامین اجتماعی خود پتانسیل پاسخ به چنین مسائلی را دارد».
حیدری در ادامه میگوید: «از آنجا که در بیمههای اختیاری، پرداخت حق بیمه به انتخاب خود فرد است، ریسک وجود این ذهنیت غلط در این افراد نیز هست که فرد بر مبنای عقلانیت و ترجیحات خود، از پوشش تامین اجتماعی استفاده نکند. نکته مهم این است که اگر ما در سیاستگذاری بیمهای کشور ریسکعدم پوشش بیمه را به شکلی بالا ببریم که ترجیحات فرد برای بیمه شدن بالا برود، کمتر فردی وجود خواهد داشت که خود را بیمه نکند و به اشتباه در سنین بالاتر با درک ضرورت بیمه شدن، سراغ موسسات و بیمهگران تجاری برود. برای مثال در بحث بیمه اختیاری خودرو، فرد مستقیماً با ریسکهای بیمه نشدن مواجه شده و ترجیح به بیمه شدن پیدا میکند؛ اما در بحث بیمه اجتماعی، ریسکهای بیمه نشدن به صورت مستقیم برای فرد ملموس نیست.».
این کارشناس حوزه تامین اجتماعی نمونههایی موفق از ایجاد ترجیحات نظام بیمهای برای بیمه شدن همه افراد و عدم مراجعه به سایر موسسات تجاری یا سودجو را مثال میزند و میگوید: «در انگلستان اگر افراد خود را مشمول پوشش بیمه اجتماعی نکنند، باید در حوزههای مختلفی از جمله درمان هزینههای بسیار بالاتری پرداخت کنند و عملاً درمان برای آنها ناممکن میشود. هزینههای آزاد و بخش خصوصی در چنین کشورهایی بهقدری بالاست که کمتر کسی حتی در میان طبقه متوسط از عهده آن هزینهها برمیآید. این نشان میدهد در ایران ما از نظر مداخلات و سیاستگذاری دولتی هنوز نتوانستیم ترجیحات بیمه شده را به قدر کافی تغییر دهیم».
نایب رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری با طرح این سوال که «کسی که توان مالی این را ندارد که سوابق بیمهای خویش را پر کند، چطور میتواند در سالهای بعد این انتظار را داشته باشد که در مدتی کوتاه موسسات معتبر و غیرمعتبر تجاری این خلاء را برای او پر کنند؟» بر ضرورت تغییر نگرشها و ترجیحات از طریق اصلاحات صحیح تاکید میکند: «صندوقهای بیمه یک نظام توزیع مجدد در اقتصاد محسوب میشوند. قانون سازمان تامین اجتماعی را موظف کرده تا خدماتی مانند هزینه فوت، ازکارافتادگی و.. را از طریق منابع صندوق پرداخت کند. فرد ممکناست تصور کند نظام تامین اجتماعی نمیتواند این انتظارات را برآورده کند و درنتیجه سراغ موسسات دیگر برود. اما مسئله مهم در این است که موسسات تجاری و سایر نهادهای نامعتبر مدعی هم نمیتوانند آنها را ارائه دهند. این دغدغه، صحیح است اما فقط با اجرای نظام چندلایه تامین اجتماعی ممکن است».
وی در توضیح ضرورت اصلاح و برآورده کردن انتظارات جامعه متقاضی بیمه (آن هم برمبنای اصل نظام چندلایه بیمهای که در آن خدمات امدادی و حمایتی از خدمات بیمهای تفکیک شده)، توضیح میدهد: «قانون این اجازه را به سازمان تامین اجتماعی داده تا برمبنای حرکت به سمت سیستم بیمهمحور که در آن آورده افراد با خدمات دریافتی آن متناسب است، حرکت کند. نهاد تامین اجتماعی میتواند در گامهای خلاقانهتری، ساختاری طراحی کند که طی آن فرد مطابق با حق بیمه پرداختی خویش، با سرمایهگذاری بیشتر، بیکموکاست مالک و صاحب آن چیزی باشد که با خود به تامین اجتماعی آورده است».
