وقتی «کاظم صیاد» (Kasim Saiyyad)، پژوهشگر ساکن ناگپور هند، تصمیم گرفت اقتصاد گیگ این کشور را از نزدیک تجربه کند، آن را از فاصلهای دور مطالعه نکرد؛ بلکه خودش وارد این اقتصاد شد. او به مدت دو ماه بهعنوان یک کارگر تحویل در پلتفرم تحویل غذا کار کرد، سفارشها را در خیابانهای شهر جابهجا کرد و واقعیت روزمره پشت یکی از سریعترین مدلهای در حال رشد اشتغال در هند را تجربه کرد.
تجربه او تناقضی را که در مرکز کار گیگ قرار دارد آشکار کرد. تلفن هوشمند وعده استقلال میداد، اما همزمان به ابزاری برای نظارت دائمی تبدیل شد. صیاد میگوید: «تلفن شما فقط یک ابزار نیست؛ یک رئیس است.» سامانه موقعیتیابی (GPS) حرکات او را ردیابی میکرد و سرعت، مسیرها و حتی دقایقی را زیر نظر داشت که میان دو ماموریت در انتظار میگذراند.
ارقام مربوط به کار گیگ بخش دیگری از این واقعیت را نشان میدهند. یک پیک تحویل غذا بهطور متوسط حدود ۱۴ هزار روپیه در ماه درآمد ناخالص دارد، اما این رقم هزینههای انجام این کار را پنهان میکند. هزینه سوخت حدود ۵۱۰۰ روپیه، نگهداری موتورسیکلت ۸۰۰ روپیه، اینترنت تلفن همراه ۶۰۰ روپیه، قسط تلفن همراه ۱۲۰۰ روپیه، پنچری حدود ۵۰ روپیه و جریمهها تقریبا ۱۷۰ روپیه است. مجموع این هزینهها درآمد واقعی کارگران را حدود ۶۰۸۰ روپیه در ماه کاهش میدهد و در نهایت تنها ۵۰ تا ۶۰ درصد از درآمد ناخالص برای آنها باقی میماند.
یکی از پیکهای تحویل غذا توضیح میدهد: «مردم هزینه ۵۰ روپیهای هر تحویل را میبینند و فکر میکنند ما پول زیادی درمیآوریم.» اما پشت هر سفارش، کارگری قرار دارد که هزینهها و خطرات پنهان اقتصاد پلتفرمی را بر دوش میکشد.
داستان صیاد نماینده تحولی بسیار گستردهتر است. اقتصاد گیگ معمولا با پیکهای تحویل غذا، رانندگان تاکسیهای اینترنتی و خیابانهای شلوغ شهرها شناخته میشود. اما پشت این کارگران قابل مشاهده، نظام گستردهتری از کار مبتنی بر پلتفرم وجود دارد که برنامهنویسان، طراحان، مشاوران و دیگر متخصصانی را هم شامل میشود که مهارتهای خود را از طریق بازارهای دیجیتال عرضه میکنند.
اقتصاد گیگ هند دیگر صرفا منبعی موقت برای کسب درآمد اضافی نیست؛ بلکه به بخش مهمی از تحول بازار کار تبدیل شده است. «وی. سورش» (V Suresh)، مدیرعامل شرکت Foundit، میگوید کار گیگ از یک روند محدود و حاشیهای به یکی از عوامل اصلی تحول بازار کار هند تبدیل شده است.
بر اساس گزارش NITI Aayog، انتظار میرود نیروی کار گیگ هند از ۷.۷ میلیون نفر در سال ۲۰۲۰-۲۰۲۱ به ۲۳.۵ میلیون نفر تا سال ۲۰۲۹-۲۰۳۰ افزایش یابد. تا سال ۲۰۳۰، کارگران گیگ میتوانند ۴.۱ درصد از معیشتها و ۲.۵ درصد از تولید ناخالص داخلی هند را تشکیل دهند. نکته مهم این است که این گسترش تنها محدود به شهرهای بزرگی مانند بمبئی یا بنگلور نیست. شهرهای کوچکتر مانند کویمباتور، بوپال، وادودارا و هوبلی هم به مراکز مهم رشد کار گیگ تبدیل شدهاند.
این تحول تنها درباره نیروهای تحویل کالا نیست. اقتصاد گیگ طیف گستردهای از مشاغل را دربرمیگیرد. حدود ۴۷ درصد از کار گیگ در هند مربوط به مشاغل با مهارت متوسط، ۲۲ درصد مربوط به مشاغل با مهارت بالا و ۳۱ درصد مربوط به مشاغل کممهارت است. مشاغل کممهارت شامل کارهای مبتنی بر نیروی انسانی مانند تحویل کالا و حملونقل هستند، در حالی که کارهای گیگ با مهارت بالا شامل خدمات تخصصیای میشوند که به آموزش رسمی و دانش حرفهای نیاز دارند.
این وضعیت نشان میدهد اقتصاد گیگ دو جهان متفاوت از کار را ایجاد میکند. یکی جهان قابل مشاهده است: کارگرانی که با موتورسیکلت در خیابانها حرکت میکنند، بستهها را حمل میکنند و مسافران را جابهجا میکنند. جهان دیگر تا حد زیادی نامرئی است: توسعهدهندگان نرمافزار، متخصصان امنیت سایبری، طراحان، نویسندگان و مشاوران دیجیتال که پروژههای خود را از طریق پلتفرمهای آنلاین انجام میدهند.
با این حال، هر دو گروه تحت یک تغییر ساختاری مشابه فعالیت میکنند: جایگزینی رابطه سنتی کارفرما و کارگر با وظایف کاری که از طریق پلتفرمها سازماندهی میشوند.
فناوری شیوه یافتن شغل توسط کارگران و نحوه سازماندهی نیروی کار توسط شرکتها را تغییر داده است. پلتفرمها موانع سنتی مانند محدودیت مکانی و ساعات کاری ثابت را حذف میکنند. آنها به کارگران اجازه میدهند از طریق سامانههای دیجیتال با مشتریان و شرکتها ارتباط برقرار کنند.
در هند، جایی که حدود ۸۰ درصد نیروی کار در بخش غیررسمی فعالیت میکنند، پلتفرمها راهی برای دیجیتالی کردن بخشی از این اقتصاد غیررسمی فراهم کردهاند. جذب نیرو از طریق اپلیکیشنها، پشتیبانی چندزبانه، پرداختهای دیجیتال و سامانههای ردیابی شغل، گروههای جدیدی از کارگران را وارد اشتغال مبتنی بر پلتفرم میکند.
این تغییر بهویژه در شهرهای رده دوم و سوم هند قابل مشاهده است. شرکتها در حال گسترش فعالیت خود فراتر از کلانشهرهای بزرگ هستند و تقاضا برای استخدام نیروی گیگ در شهرهای کوچک به سطوحی نزدیک به شهرهای بزرگتر رسیده است.
برای بسیاری از کارگران، این گسترش، فرصتهای جدیدی ایجاد میکند. پلتفرمها ورود آسانتر به بازار کار را فراهم میکنند، بهویژه برای افرادی که نمیتوانند برای یافتن یک شغل رسمی سنتی مدت زیادی منتظر بمانند. آنها همچنین فرصتهایی برای زنان و گروههای بهحاشیهراندهشده ایجاد میکنند؛ گروههایی که ممکن است در محیطهای کاری سنتی با موانع بیشتری روبهرو باشند.
برای کارگران شهرهای کوچکتر، کار گیگ میتواند نیاز به مهاجرت را هم کاهش دهد. بهجای جابهجایی به کلانشهرها برای یافتن شغل، افراد میتوانند از شهر محل زندگی خود به بازارهای ملی و جهانی دسترسی پیدا کنند. این روند نوعی «مهاجرت دیجیتال» ایجاد کرده است؛ جایی که کارگران به جای جابهجایی فیزیکی، از طریق پلتفرمها به بازارهای جدید منتقل میشوند.
بحث اصلی درباره کار گیگ این است که آیا پلتفرمها واقعا آزادی و اختیار بیشتری برای کارگران ایجاد میکنند یا تنها شکل جدیدی از ناامنی شغلی را طراحی کردهاند.
پلتفرمها کارگران را بهعنوان پیمانکاران مستقل معرفی میکنند و وعده انعطافپذیری و استقلال میدهند. اما منتقدان معتقدند این طبقهبندی باعث حذف حمایتهای سنتی مانند قراردادهای پایدار، حقوق کار و امنیت شغلی میشود.
سازوکار اصلی در این میان، کنترل الگوریتمی است. به جای اینکه یک مدیر سنتی مستقیما دستور بدهد، الگوریتمها از طریق سامانههای ردیابی، امتیازدهی و تصمیمهای خودکار، کار را سازماندهی میکنند. در این مدل، اختیار از انسانها به سیستمهای دیجیتالی منتقل میشود که برای افزایش بهرهوری نیروی کار طراحی شدهاند.
نتیجه، شکل جدیدی از کنترل در محیط کار است. کارگران ممکن است خودشان انتخاب کنند چه زمانی وارد پلتفرم شوند، اما این پلتفرم است که میزان دیدهشدن آنها، دسترسی به ماموریتها و فرصتهای درآمدی را تعیین میکند.
رشد کار گیگ تنها اشتغال را تغییر نمیدهد، بلکه زندگی روزمره در شهرهای هند را نیز دگرگون میکند.
تقاضا برای این نوع نیروی کار بهطور فزایندهای به سمت شهرهای کوچکتر در حال حرکت است. تقاضای استخدام نیروهای گیگ در مقایسه با کلانشهرها در ایندور ۵۹ درصد، در بوپال ۲۲.۴ درصد و در پونا ۲۰ درصد افزایش یافته است. این رشد با دسترسی گستردهتر به تلفن هوشمند، اینترنت ارزان و جمعیت جوانی تقویت شده است که به دنبال فرصتهای درآمدی فوری است.
همزمان، پلتفرمهای گیگ در حال تغییر روابط اجتماعی هم هستند. شبکههای سنت (مانند پرسوجو از همسایهها یا دوستان برای یافتن فردی قابل اعتماد) بهتدریج جای خود را به پلتفرمهای دیجیتال دادهاند که مصرفکنندگان را بهصورت فوری با ارائهدهندگان خدمات متصل میکنند؛ از تعمیرات خانگی گرفته تا خدمات مشاوره حرفهای.
همان سیستمی که برای مصرفکنندگان سهولت و دسترسی ایجاد میکند، برای کارگران واقعیت جدیدی به همراه دارد: آمادگی دائمی برای کار، رقابت شدید و وابستگی به الگوریتمها.
اقتصاد گیگ از یک شغل جانبی به بخش مرکزی تحول نیروی کار هند تبدیل شده است. پشت رشد خدمات تحویل کالا و پلتفرمهای حرفهای آنلاین، تحول عمیقتری در ماهیت کار قرار دارد: ظهور کار انعطافپذیر بدون تضمین امنیت شغلی.
چالش پیش روی سیاستگذاران و شرکتها دیگر این نیست که آیا کار گیگ ادامه خواهد یافت یا نه؛ بلکه این است که چگونه میتوان اطمینان حاصل کرد گسترش فناوری، کارگران نادیده نگیرد؛ با دائمی شدن کار گیگ در مشاغل کممهارت و پرمهارت، پرسش اصلی این است که آیا هند میتواند نظامی ایجاد کند که در آن نوآوری فناوری همراه با حمایت از کارگران پیش برود یا نه.
بدون شبکههای قویتر حمایت اجتماعی، اقتصاد پلتفرمی ممکن است فرصتهای درآمدی ایجاد کند، اما همزمان میلیونها نفر را در معرض ناامنی و بیثباتی قرار دهد.
دفعه بعد که کسی غذا یا تاکسی اینترنتی رزرو میکند و یا یک مشاور آنلاین استخدام میکند، تنها از یک خدمت استفاده نمیکند؛ او در حال مشارکت در یک نظام اقتصادی جدید است؛ نظامی که در آن آسایش و سهولت مصرفکنندگان بر پایه انعطافپذیری، تلاش و مدیریت الگوریتمی میلیونها کارگر ساخته شده است.
منبع: nagrika.org
