یک ماه پیش پای کودکی از اهالی کوه جُفتان لغزید و روی سنگها افتاد. فریاد دردش در صخرهها پیچید اما ساکنان این منطقه نه آنتنی برای تماس با اورژانس داشتند و نه راهی که مصدوم را به درمانگاه برسانند. تنها دارایی آنها الاغی است که باید کودک آسیبدیده را حمل و مسافتی 5 الی 6 ساعته را طی میکرد تا تازه به انتهای جاده که خودروها گذر میکردند، برسد. این بُرشی از وضعیت زندگی روزمره 15 خانوار اهالی آبادیهای پشت کوه جفتان است.
شامگاه ششم مرداد ماه 1360 که زلزله 7 ریشتری در منطقه سیرچ کوه جفتان را تکان داد و در اثر ریزش آن یک سد طبیعی بر رودخانه ایجاد شد، راه ارتباطی اصلی اهالی منطقه کوه جفتان با روستای کشیتوئیه و شهداد( مرکز بخش) را مسدود کرد. منطقه کوه جفتان در بخش شهداد کرمان شامل تعدادی آبادی است که در محور شرق به غرب، بالاتر از روستای کشیتوئیه شروع میشود و تا پشت قله جفتان که آخرین آبادی قرار دارد، ادامه پیدا میکند. از آن زمان تاکنون اهالی منطقه هیچ راهی برای رفتوآمد از یک آبادی به آبادی دیگر ندارند. آنچه اهالی این منطقه مطالبه میکنند، نه یک جاده آسفالت شده، بلکه تنها یک کوره راه یا پاکوب ایمنی است که دستکم در حد عبور با موتورسیکلت یا وسیله نقلیه سبک را فراهم کند تا آنها را از پیادهروی طاقتفرسا در صخرهها و مسیرهای ریزشی نجات دهد.
رضا حسنشاهی، از اهالی این منطقه از چوپانی میگوید که بهتازگی جانش را به خاطر نبودن راه ارتباطی از دست داد: «یکی از چوپانان شب را در کوهها و با گله به سر میبرده که آپاندیسش میترکد. اما به دلیل اینکه نتوانسته به کسی تلفن بزند و خبر دهد، جان خود را از دست میدهد.» اهالی کوه جفتان نهتنها راه ندارند بلکه موبایلهایشان هم آنتن نمیدهد تا کمک خبر کنند.
اواخر دهه 90 پروژه احداث راه از روستای مرگن در 30 کیلومتری شهر کرمان با هدف بازگشایی مسیر کوه جفتان آغاز شد اما سرعت پیشرفت آن به قدری کُند بود که حتی راه به گدار کوه هم نرسید. حالا حدود دو سال است که این پروژه به دلیل عدم تخصیص بودجه، کاملا متوقف و به حال خود رها شده است.
عباس تقیزاده، مدرس دانشگاه و فعال اجتماعی در کرمان با اشاره به مشکلات تردد ساکنان این منطقه به آتیه آنلاین میگوید: «از گدار به بعد، اهالی مجبورند حداقل دو ساعت مسیر کوهستانی را پیاده طی کنند تا به اولین آبادی برسند. فاصله میان آبادیها هم به حداقل یک ساعت میرسد و طول این مسیر بین آبادیها نزدیک به 25 کیلومتر است؛ با این حال، افرادی که در این منطقه زندگی میکنند، هیچگونه راه دسترسی ندارند و مسیر موجود حتی برای عبور موتورسیکلت هم مناسب نیست.»
او درباره آخرین پیگیریها و اقدامات انجامشده درباره حل این بحران ارتباطی میگوید: «به دنبال این شرایط، اهالی طوماری تنظیم کردند که استاندار کرمان آن را به دکتر ذاکری هرندی، معاون هماهنگی امور عمرانی ارجاع داد. استاندار خواسته گزارشی جامع همراه با راهکار تخصصی برای منطقه تدوین شود تا پس از آن در جلسهای نهایی تصمیمگیری شود. اگرچه هنوز پرونده به جمعبندی نهایی نرسیده، اما جلسات بررسی آن در حال برگزاری است؛ از جمله آنکه دو هفته گذشته نشستی با حضور مسئولان راهداری در استانداری کرمان برگزار و مقرر شد بازدیدی میدانی از منطقه داشته باشند. در نهایت چند روز پیش گزارش و جمعبندی بخشدار شهداد به استانداری ارسال شد تا مبنای تصمیمگیری نهایی برای این منطقه قرار گیرد.»
مردمی که به جاده و راه ارتباطی دسترسی ندارند، مهاجرت میکنند و منطقه دارد متروکه میشود. تقیزاده میگوید آنها که بنیه جسمی کمتری دارند، قید زادگاهشان را زدهاند: «مثلا یک زن باردار هرگز نمیتواند ماههای پایانی بارداریاش را در این منطقه بماند. همچنین خانوادههایی که فرزند دانشآموز دارند هم به روستاهای بخش شهداد میروند تا امکان تحصیل فرزندشان را فراهم کنند. در واقع نبود راه ارتباطی، منطقه را به سمت متروکه شدن برده است. هرچند در چند سال اخیر با آغاز پروژههای راهسازی، بارقهای از امید در دل اهالی زنده کرد.»
اما آنها که مثل حسنشاهی دام و محصول کشاورزی در آبادی دارند نمیتوانند مهاجرت کنند. با این حال او هم اواخر پاییز هر سال به دلیل برف شدید و مسدود شدن راه، در آبادیهای دیگر زندگی میکند. او درباره زیانهای اقتصادی اهالی به خاطر نبودن زیرساختهای پایهای توضیح میدهد: «ما گردو برداشت میکنیم اما مجبوریم تمام بار را روی الاغ بگذاریم و تا اولین جاده ماشین را حمل کنیم. من سالانه دو تن گردو برداشت میکنم که اگر دو الاغ داشته باشیم و روی هر کدام ۱۰۰ کیلوگرم بار بگذاریم، باید این مسیر سخت و صخرهای را ۱۰ بار بروم و برگردم. محصولات دامها مانند شیر را هم نمیتوانیم به فروش برسانیم چون راه نداریم و تمام آنها خراب میشود.»
اهالی کوه جفتان فقط 40 کیلومتر با مرکز استان و با اولین آبادی 10 الی 12 کیلومتر فاصله دارند اما چنان جداافتادهاند که در آنجا نه خبری از شبکه برق است و نه دسترسی به آب شرب سالم به سادگی امکانپذیر است.
تقیزاده درباره وضعیت بهداشتی ساکنان آبادی در شرایط دشواری تامین آب شرب، توضیح میدهد: «وضعیت آب در مرحله بحرانی قرار ندارد چراکه اهالی راهکارهایی پیدا کردهاند. از جمله آنکه شبها آب برمیدارند تا مسیر چشمهها توسط دامها آلوده نشود. با این حال، تامین مخازن پلیاتیلن و توزیع مواد ضدعفونیکننده آب میتواند سطح سلامت اهالی را به شکل چشمگیری ارتقا دهد. من خود شاهد وجود زالو در برخی منابع آب بودهام و آنها باید دوچندان مراقبت کنند تا آب آلوده نشود.»
حسنشاهی هم میگوید: «ما حتی امنیت هم نداریم. اگر سرقتی رخ دهد یا درگیری و دعوایی پیش بیاید، دسترسی به نیروی انتظامی نداریم و کسی نمیآید. قدیم که بچه بودیم، حداقل مامور امنیه ماهی یک یا دو بار سر میزد، مامور بهداشت میآمد، آزمایش میگرفت یا دارو میآورد و حتی دامپزشک برای بررسی سلامت دامها میفرستادند. اما چندین سال است که دولت ما را کاملا رها کرده است.»
اهالی بارها برای مطالباتشان پیگیری کردهاند، بارها به بخشداریها، شهرداریها و فرمانداریها مراجعه کردهاند اما پاسخی نگرفتهاند. تقیزاده از دهه ۱۳۸۰ میگوید، زمانی که کلنگ احداث یک راه دسترسی از سمت بخش شهداد و روستای محمودآباد زمین خورد. دستگاههای راهسازی تنها دو ماه در منطقه مستقر بودند که سه هفته از آن به کار مفید گذشت و باقی زمان، صرف تعمیر ماشینآلات معیوبشان شد و پروژه بازهم متوقف ماند: «اهمیت این راه در این است که بیشتر اهالی که به دامداری اشتغال دارند، برای رفتوآمد به آبادی ناچارند مسیر را پیاده بروند و بار و وسایلشان را با چارپایان حمل کنند.»
تقیزاده همچنین درباره الگوی زیست اهالی این منطقه توضیح میدهد که شغل اصلی اهالی، کشاورزی و دامداری است. زمانی عشایر و یکجانشینان در تمام طول سال در این منطقه سکونت داشتند، اما امروز دیگر هیچ خانوادهای تمام سال را آنجا نمیماند در حالی که اگر راه دسترسی هموار بود، منطقه رونق بیشتری میگرفت.
به گفته این فعال اجتماعی، اهالی این منطقه در «دستکند» یعنی اتاق هایی که داخل صخره کنده شده، زندگی میکنند و سبک زندگی در آنجا همچنان دستنخورده و سنتی باقی مانده است: «درواقع خانهای که با آجر ساخته شده باشد، وجود ندارد. هیچ وسیله برقی یا تلویزیون در آبادیها نیست و تنها برخی اهالی از پنلهای خورشیدی سیار آن هم صرفا برای تامین روشنایی استفاده میکنند. نبودن امکانات، نحوه نگهداری مواد غذایی و آشپزی اهالی را کاملا تحت تأثیر قرار داده و همهچیز شکل سنتی دارد. بهطوری که با ورود به این منطقه، گویی با سبک زندگی 200 سال پیش مواجه میشوید.»

این مدرس دانشگاه درباره امکان ذاتی رونق منطقه و پتانسیلهای بومشناختی آن توضیح میدهد و معتقد است این منطقه 100 درصد ظرفیت رونق بنیادی را دارد. چراکه وجود رودخانه و مرتع، دو رکن اصلی برای رونق دامداری را در اختیار اهالی قرار داده است. به گفته او آبوهوای کوهستانی منطقه حتی در گذشته که جمعیت بیشتری داشت، امکان کشت جو، گندم و عدس را فراهم میکرد: «اهالی هنوز هم آیینها و مراسم خود را در مسجد روستا برگزار میکنند و با تمام توان میکوشند منطقه را زنده نگه دارند. احداث یک راه دسترسی قطعا وضعیت این آبادیها را متحول خواهد کرد. البته هدف اهالی به هیچ وجه ویلاسازی یا تخریب زیستبوم نیست بلکه خواستهشان ساخت راهی است که خودرو بتواند تا اولین آبادی بیاید و باقی مسیر صعبالعبور را خودشان پیاده طی کنند.»
تقیزاده معتقد است این منطقه ظرفیت گردشگری هم دارد چون به شهداد و بیابان لوت نزدیک است و ظرفیتهایی برای کوهنوردی، طبیعتگردی و حتی گردشگری مردمشناسی دارد: «منطقه از پوشش گیاهی غنی، گیاهان دارویی متنوع و حیاتوحش ارزشمندی برخوردار است. حتی اهالی بارها حضور پلنگ را مشاهده کردهاند و ویدیویی از آن نیز سال گذشته منتشر شد. نقطهای در این جغرافیا به «گود پلنگ» معروف است که به دلیل وجود گلههای بز کوهی، زیستگاه طبیعی این گونه محسوب میشود و به همین دلیل منطقه پتانسیل بالایی برای تبدیلشدن به منطقه حفاظتشده دارد. علاوه بر این، سد طبیعی منطقه ظرفیت ثبت ملی دارد و با رعایت الزامات توسعه پایدار، منع ورود خودروهای آفرود و حفظ بکر بودن طبیعت، میتواند به یک قطب مهم گردشگری برای استان کرمان و بخش شهداد تبدیل شود.»
به تازگی اهالی کوه جفتان طوماری خطاب به استاندار کرمان نوشتهاند و خواستار تکمیل جادههای دسترسی، تأمین آنتن تلفن همراه و ایجاد زیرساختهای بهداشتی و امدادی در این منطقه شدند.
اهالی کوهجفتان در این طومار با اشاره به توقف پروژههای راهسازی، از استاندار کرمان خواستهاند دستور تکمیل احداث جاده مورگن به کوهجفتان و آبادی بندیگلان و نیز تکمیل جاده از مسیر بخش شهداد (محدوده دهمرتضی) به کوهجفتان را صادر کند. نصب دکل تلفن همراه و تأمین آنتندهی پایدار موبایل و اینترنت، اختصاص پنلهای خورشیدی ارزانقیمت و قابل حمل به عشایر، حضور مأموران بهداشت محیط و ارائه مواد ضدعفونیکننده و آموزش سالمسازی آب رودخانه برای آشامیدن، و فراهمسازی سازوکار دائمی برای حضور اورژانس، نیروی انتظامی، هلال احمر و تیمهای امدادی از دیگر درخواستهای اهالی این منطقه است.

