بررسی پروندههای ثبتشده نشان میدهد که بیشتر مشاروههای حقوقی سال ۱۴۰۴ انجمن حمایت از کودکان حول محور «کودکآزاری جنسی» متمرکز بوده است. طبق این گزارش از 27 مورد مراجعه و مشاوره حقوقی به این انجمن، 11 مورد مربوط به پروندههای آزار جنسی کودکان بوده است. این موضوع، چه آزار توسط اعضای خانواده، چه توسط اشخاص ثالث و چه در بستر فضای مجازی، سهم قابل توجهی از مداخلات حقوقی انجمن را تشکیل داده است. مراجعه نکردن فوری به کلانتری، اخذ نکردن گزارش پزشکی قانونی، استحمام پس از وقوع آزار جنسی، شستشوی لباسها و در نهایت عدم اقدام مؤثر در ساعات حیاتی پس از وقوع آزار جنسی، مهمترین مصادیقی بودند که منجر به فرار آزارگر از محکومیت و مجازات شد. تمرکز بالای این نوع پروندهها نشاندهنده دو مسئله مهم است: نخست، افزایش آشکارسازی خشونت جنسی علیه کودکان و دوم، فقدان سازوکارهای حمایتی مؤثر و در دسترس برای خانوادهها در مراحل اولیه مواجهه با آسیب.
در بسیاری از پروندهها، خانوادهها به دلایل اقتصادی، ترس از انگ اجتماعی، فقدان دسترسی به وکیل متخصص یا فرسایش روانی ناشی از روند کیفری، از ادامه پیگیری منصرف شدهاند. دومین محور پرتکرار مراجعات، اختلافات خانوادگی مرتبط با حضانت بوده است. عمده دلیل تمایل والدین جهت سلب حضانت طرف دیگر (که این طرف دیگر در اکثریت قریب به اتفاق موارد پدر بوده است)، مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی و همچنین فساد اخلاقی بوده است.
بخش دیگری از پروندهها به مسائل هویتی و تابعیتی اختصاص داشته است؛ از جمله کودکان فاقد شناسنامه، کودکان دارای مادر ایرانی و پدر افغانستانی، و موارد مرتبط با رد مرز یا اخراج از کشور. این پروندهها نشان میدهند که مسئله هویت حقوقی هنوز یکی از چالشهای ساختاری کودکان مهاجر در ایران است. در چنین شرایطی، دسترسی کودک به آموزش، خدمات درمانی و حمایتهای قانونی مختل میشود. مطابق قانون حمایت از اطفال و نوجوانان و بر مبنای کنوانسیون حقوق کودک، وضعیت «بیتابعیتی» از بارزترین مصادیق حالت مخاطرهآمیز برای کودک به شمار میآید.
در حوزه جرایم سایبری نیز پروندههایی مرتبط با استثمار جنسی مجازی، تهدید به انتشار تصاویر و نقض حریم خصوصی کودکان مشاهده میشود. این دسته از پروندهها بیانگر ضرورت توسعه دانش تخصصی وکلا و مددکاران در زمینه حقوق کودک در فضای دیجیتال و همکاری نزدیکتر با پلیس فتا و نهادهای تخصصی است. همچنین تعدادی از مراجعات مربوط به مسئولیت مدنی ناشی از حوادث و صدمات بدنی علیه کودکان بوده است؛ از جمله حمله حیوانات یا سوختگی ناشی از قصور شرکت حملونقل.
بررسی پروندهها نشان میدهد که انجمن در بسیاری از موارد موفق به ایجاد شبکه ارجاع به وکلای داوطلب، کمیسیونهای معاضدت و نهادهای مدنی شده است؛ با این حال، کمبود وکیل متخصص در برخی استانها، دشواری پیگیری پروندههای بروناستانی، و فقدان زیرساخت حمایتی منسجم، از موانع جدی در فرآیند حمایت حقوقی بودهاند. دادههای سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که مهمترین نیاز حقوقی کودکان مراجعهکننده به انجمن، در حوزه حمایت کیفری در برابر خشونت جنسی بوده است. در کنار آن، مشکلات هویتی و تابعیتی، دعاوی حضانت و موانع دسترسی به عدالت برای کودکان مهاجر یا ساکن شهرهای فاقد وکیل متخصص، از چالشهای برجسته محسوب میشوند.
تعداد تماسگیرندگان با صدای یارا در یک سال اخیر ۶۵۶ مورد بوده است. ۷۹ درصد تماسهای سال ۱۴۰۴ متعلق به مادران، ۱۳ درصد کودکان، ۴ درصد پدران و مابقی مربوط خواهر، مادربزرگ، معلم و مربی و بستگان کودک بوده است. با توجه به اینکه ۷۹ درصد تماسها از سوی مادران انجام شده، میتوان نتیجه گرفت که مادران نقش اصلی مراقبت و پیگیری مسائل کودکان را بر عهده دارند، همچنین تماس کودکان با صدای یارا (۱۳ درصد از تماسها)، نشاندهنده اعتماد آنها به این خط است. این آمار بیانگر نیاز به آموزش پدران در زمینه فرزندپروری و مشارکت فعالتر آنها است.
پرتکرارترین مسائلی که مادران طی تماسها به آن اشاره میکردند، مشکلات رفتاری شامل پرخاشگری و ناسازگاری، افسردگی، لجبازی، عدم مسئولیتپذیری، بیدقتی در کودکان، نگرانی از مشکلات اعتیاد به اینترنت و فضای مجازی، نگرانی از دست دادن والدین به واسطه اتفاقاتی مانند جنگ و احساس ناامنی، اضطراب جدایی، قلدری مجازی، مشکلات مربوط به مدرسه و بیانگیزگی تحصیلی، مسائل ارتباطی با دوستان و همسالان، بینظمی و عدم اعتماد به نفس بود.
بیشترین تماس کودکان با صدای یارا مربوط به گروه سنی ۱۲ تا ۱۸ سال (۳۷ درصد)، کودکان ۷ تا ۱۲ سال (۲۹ درصد)، ۵ تا ۷ سال (۱۲ درصد) و ۰ تا ۲ سال (۴ درصد) بوده است. بیشترین مشکلات مربوط به آگاه نبودن از شیوههای فرزندپروری و اهمیت ندادن والدین به این موضوع، مشکلات رفتاری در قالب پرخاشگری، افسردگی، ناسازگاری و همچنین ترس و اضطراب، مشکلات مربوط به مدرسه در قالب بیانگیزگی تحصیلی، احساس تنهایی و بیمسئولیتی، مسائل ارتباطی با دوستان و همسالان، پرخاشگری، خودارضایی، داشتن تمایل به رابطه جنسی با غیرهمجنس، مشکلات ارتباطی با والدین، مشکلات اقتصادی و فشار روانی والدین، احساس ناامنی در روزهای جنگ و همچنین کابوس و بیخوابیهای مکرر کودکان بود.
برای کودکان ۵ تا ۷ ساله، بیشترین مشکلات مطرح شده شامل ترس و اضطراب ناشی از ورود به مدرسه، مسائل مربوط به محیط زندگی از جمله مهاجرت، تغییر مدرسه یا اضطراب ناشی از جدایی والدین بود. اضطراب و استرس، اضطراب جدایی و ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران هم از موارد دیگری است که برای این گروه سنی مطرح شده است. سایر مسائل مربوط به آگاه نبودن از شیوههای فرزندپروری و مواردی مانند پرخاشگری، لجبازی، مشکلاتی که با تولد کودک دوم بهوجود آمده است، بیشفعالی و استفاده از دارو، مشکل در تکلم، شبادراری، مشکلات عادتی مانند دندانقروچه، ناخنجویدن و تیک عصبی است.
برای کودکان ۷ تا ۱۲ سال، مسائل ارتباطی با همسالان و والدین، عدم اعتماد به نفس، بیشفعالی، پرخاشگری، عدم تمرکز و اضطراب، شنیدن اطلاعات نادرست در مورد بلوغ از همسالان یا شبکات اجتماعی، مهارت حل مسئله، لجبازی، عدم مسئولیتپذیری، غفلت والدین نسبت به فرزند اول با تولد فرزند دوم، بینظمی و آموزش مهارتهای بینفردی بوده است.
بیشترین تعداد تماسگیرندگان با صدای یارا با آماری نزدیک به 57 درصد مربوط به تهران است. باقی تماسها از سایر شهرهای کشور شامل شهرکرد، کرج، پردیس، پرند، اصفهان، شیراز، زنجان، ابهر، بوشهر، ورامین، چابهار، مشهد، تبریز، خوزستان، گیلان و مارلیک کرج بوده است. طبق گزارش انجمن حمایت از حقوق کودکان، حدود ۹۱ درصد خانوادهها هستهای و ۹ درصد تماسگیرندگان از نوع تکوالد، طلاق عاطفی و خانواده گسترده بودند. همچنین 51 درصد از کودکان پسر و 49 درصد دختر بودند.
30 درصد از موارد کودکآزاری مربوط به آزارهای روحی-روانی، 27 درصد مربوط به غفلت، 17 درصد مربوط به مشکلات آموزشی و 10 درصد مربوط به آزارهای جسمی بوده است. طبق این گزارش آزارهای روحی-عاطفی که بالاترین نوع آزارهایی است که در تماس با صدای یارا اعلام شده، شامل تحقیر، تهدید، بیتوجهی عاطفی است. همچنین موارد غفلت نیز شامل تأمین نشدن نیازهای اساسی کودک، آزارهای آموزشی شامل ممانعت از تحصیل یا بیتوجهی به امور مدرسه، آزارهای جسمی جسمی شامل تنبیه بدنی و آسیب فیزیکی و آزارهای جنسی به عنوان حساسترین و پنهانترین نوع آزار در نظر گرفته شده و چهار درصد این تماس را شامل میشود.
با توجه به گزارشهای روانشناسان صدای یارا، از نظر نوع تنبیه، ۲۶ درصد تنبیه از نوع غفلت و ۲۳ درصد روحی، ۲۲ درصد جسمی، ۱۵ درصد محرومیت و باقی سایر موارد را شامل میشد. این آمار نشان میدهد که نیمی از والدین از روشهای تنبیه غیرجسمی استفاده میکنند. این موضوع میتواند ناشی از آگاهی نسبی والدین از مضرات تنبیه بدنی و کمبود مهارت در مدیریت رفتار کودک و فشارهای روانی ناشی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی باشد.
آمار ۶۵۶ تماس نشان میدهد که بحرانهای سیاسی و اجتماعی سال ۱۴۰۴ تأثیر مستقیمی بر وضعیت روانی کودکان داشته است. دو درصد از تماسهای برقرار شده در زمان جنگ بوده است. شیوع بالای اضطراب و ترس، مشکلات خواب و مشکلات عادتی میتواند مستقیماً با جنگ و حوادث تلخ سیاسی مرتبط باشد.
جنگ نظامی علاوه بر تبعات روحی و روانی بسیاری که متوجه خانوادهها و کودکان کرد، موجب قطع سرور تلفن صدای یارا در چندین نوبت به علت قطع برق و اینترنت شد. قطع سیستم صدای یارا به علت قطع برق در روزهای دیگری از سال به ویژه در زمان بحران انرژی نیز ارتباط مستمر با کودکان و خانوادهها را در سال گذشته تحت تأثیر قرار داد. مشکلات عمده کودکان و خانوادهها در جنگ به شرح زیر بود:
۱. آسیبهای روانی غیرمستقیم: ترس و اضطراب مداوم از شنیدن اخبار جنگ، کابوسهای شبانه و اختلال خواب، احساس ناامنی و عدم اطمینان از آینده، استرس مزمن ناشی از جدایی پدر از خانواده، تماشای صحنههای دلخراش از تخریب و فوت انسانها و کودکان از طریق تلویزیون (شبکه پویا) که ترومای عمیقی در ذهن کودکان ایجاد کرده است، نگرانی شدید در روزهای ابتدایی جنگ به خصوص برای کودکانی که والدین نظامی داشتند؛ این کودکان به شدت احساس اضطراب و استرس میکردند و به صورت مداوم نگران سلامت پدر یا مادر خود بودند.
۲. مشکلات اقتصادی و خانوادگی: بیکاری یا کاهش درآمد والدین، فشار روانی والدین بر کودکان، افزایش اختلافات والدین، احساس عذاب وجدان والدین از اینکه فکر میکردند در تربیت فرزندان کم گذاشتهاند یا چرا در این شرایط ناامنی کودکان را به دنیا آوردهاند؛ این احساس باعث شده گاهی رفتارهای متناقضی داشته باشند. نداشتن حوصله والدین برای طرح قوانین و مرور مقررات در خانواده؛ به دلیل اضطراب و خستگی، والدین قادر به مدیریت رفتار کودکان نبودند. اختلافات بین خواهر و برادرها؛ به دلیل وجود اضطراب در خانواده، کودکان با تحریکپذیری بیشتر با یکدیگر بحث میکردند، کاهش توجه عاطفی به کودک، مسئولیتهای بیشتر برای کودکان (نگهداری از خواهر و برادر کوچکتر)
3.اختلال در عادات روزمره و زندگی جمعی: برهمخوردن عادات و روتین روزانهی کودکان مانند ساعت بیداری، غذاخوردن و درسخواندن، خواب کودکان در جمع (در یک اتاق یا فضای مشترک) به دلیل شرایط ناامنی؛ این موضوع باعث اختلال در خواب کیفی و استراحت کافی کودکان شده است، تغییر روشهای تربیتی در جمع؛ والدین مجبور بودند در فضای عمومی و بدون حریم خصوصی، کودکان را تربیت کنند که گاهی منجر به رفتارهای ناگهانی و غیرمتناسب میشد.
۴. اختلال در تحصیل: تعطیلی مدارس به دلیل شرایط نامناسب، تخریب برخی مدارس و احساس ناامنی به فضاهای آموزشی، کمبود معلم و منابع آموزشی و نداشتن بستر اینترنت و فضای مجازی مناسب برای برگزاری کلاسهای آموزشی؛ والدین کودکان مقطع تحصیلی ابتدایی کلافه و نگران تحصیل و بازماندگی از تحصیلات فرزندانشان بودند، تمرکز پایین به دلیل نگرانی خانواده، مهاجرت دانشآموزان به شهرهای دیگر.
۵. محرومیتهای اجتماعی: محرومیت از آیینهای سالانه مثل عید نوروز، دید و بازدید هر ساله از مواردی است که میتوان در گزارشهای تحلیلی مشاوران به آن اشاره کرد خانوادهها را در سال گذشته تحت تأثیر قرار داد. یکی از مشکلات اصلی خط تلفنی صدای یارا، فیبر نوری بودن آن بود. همچنین به دلیل حملات در زمان جنگ، قطعی موقتی برق پیش میآمد که منجر به خاموشی دستگاه میشد. قطع سیستم صدای یارا به علت قطع برق در روزهای دیگری از سال به ویژه در زمان بحران انرژی نیز ارتباط مستمر با کودکان و خانوادهها را در سال گذشته تحت تأثیر قرار داد.
