سالها پیش شخصیتی به نام دکتر نیما افشار در سریال ساختمان پزشکان این جمله را بارها تکرار میکرد. جملهای که قرار بود خندهدار باشد، چون ظاهراً هیچ نسبتی با واقعیت زندگی او نداشت. جهان نه با او در صلح بود و نه او چندان میدانست با جهان چه کند. با این حال، آن جمله در ذهن بسیاری از ما باقی ماند؛ شاید چون آرزویی ساده را بیان میکرد که هنوز هم دستنیافتنی به نظر میرسد.
این روزها و همزمان با خبر توافق ایران و آمریکا، بسیاری درباره سیاست، اقتصاد، برندگان و بازندگان احتمالی آن سخن میگویند. اما از زاویه فناوری اطلاعات، موضوع دیگری هم وجود دارد که کمتر درباره آن صحبت میشود؛ زندگی روزمره میلیونها انسانی که نه در مذاکرات حضور دارند، نه در تصمیمگیریها نقشی دارند و نه حتی علاقهای به حضور در میدانهای نبرد سیاسی و ایدئولوژیک دارند. آنها فقط میخواهند زندگی کنند، کار کنند، درس بخوانند، ارتباط برقرار کنند و به جهان متصل باشند.
در قرن بیستویکم، اینترنت دیگر یک ابزار لوکس یا سرگرمی نیست. همانطور که برق، آب و جاده بخشی از زیرساخت زندگی مدرن هستند، ارتباطات دیجیتال نیز به یکی از پایههای اصلی زندگی تبدیل شده است. برنامهنویسی که برای یک شرکت خارجی کار میکند، دانشجویی که به منابع علمی دسترسی نیاز دارد، پزشکی که از بانکهای اطلاعاتی تخصصی استفاده میکند، روزنامهنگاری که باید منابع مختلف را رصد کند و حتی کسبوکار کوچکی که مشتریانش را در شبکههای اجتماعی پیدا میکند، همگی به زیرساختی وابستهاند که نام آن اینترنت است. هر اختلال، محدودیت یا قطع ارتباط در این شبکه، مستقیماً بر کیفیت زندگی، درآمد، آموزش و آینده افراد تأثیر میگذارد.
مشکل اینجاست که در بسیاری از منازعات جهانی، اینترنت نیز به بخشی از میدان جنگ تبدیل میشود. گاهی یک دولت دسترسی را محدود میکند، گاهی یک شرکت بینالمللی ارائه خدمات را متوقف میکند و گاهی تحریمها و تنشهای سیاسی باعث میشوند کاربران یک کشور از خدماتی که برای دیگران بدیهی است محروم شوند. برای بخش بزرگی از مردم جهان، پیام «این سرویس در منطقه شما در دسترس نیست» یک خطای ساده فنی است؛ اما برای بسیاری از ایرانیان، این جمله به بخشی از تجربه روزمره زندگی دیجیتال تبدیل شده است. تجربهای که معنای آن فقط محروم شدن از یک نرمافزار یا وبسایت نیست؛ بلکه از دست دادن فرصتهای شغلی، آموزشی و ارتباطی است.
شاید به همین دلیل باشد که وقتی از صلح صحبت میکنیم، نباید آن را صرفاً نبود جنگ نظامی بدانیم. صلح در عصر دیجیتال معنای گستردهتری پیدا کرده است. صلح یعنی یک پژوهشگر بتواند بدون مانع به دانش جهانی دسترسی داشته باشد. یعنی یک توسعهدهنده نرمافزار بتواند از ابزارهای حرفهای مورد نیازش استفاده کند. یعنی یک دانشجو برای دانلود یک مقاله علمی یا ثبتنام در یک سرویس آموزشی جهانی با دیوارهای سیاسی مواجه نشود. یعنی ارتباطات انسانی، علمی و اقتصادی قربانی رقابت قدرتها نشود.
شاید آرزوی بزرگی نباشد. بسیاری از ما نه به دنبال فتح سرزمینی هستیم، نه در سودای پیروزی یک ایدئولوژی بر ایدئولوژی دیگر. ما فقط میخواهیم در جهانی زندگی کنیم که ارتباط داشتن جرم نباشد و دسترسی داشتن امتیاز ویژه محسوب نشود. ما با جهان در صلح هستیم. کاش جهان نیز روزی با ما در صلح باشد؛ نه فقط در آسمانها و مرزها، بلکه در کابلها، سرورها، شبکهها و تمام مسیرهایی که انسان امروز از طریق آنها زندگی میکند.
