ما کشاورزان، در کنار هم صدای رساتری داریم
نام من پوتولی خیانگ است. ۵۷ سال دارم و به جامعه بومی خیانگ تعلق دارم. در منطقهای دورافتاده از شهرستان بانداربان زندگی میکنم؛ جایی که نه برق داریم و نه شبکه تلفن همراه.
بیش از ۲۵ سال است که روی این زمین کشاورزی میکنم. امروز حدود چهار جریب زمین زیر کشت دارم و در آن بادام هندی، موز و انبه پرورش میدهم. کشاورزی منبع اصلی درآمد من است.
سالهای زیادی، کشاورزان این منطقه بهصورت انفرادی کار میکردند. من بادام هندی خود را عمدتا به خریداران غیررسمی میفروختم و اطلاعات بسیار کمی درباره قیمتهای بازار داشتم. قدرت چانهزنی واقعی نداشتم و اغلب مجبور بودم هر قیمتی را بپذیرم که خریداران پیشنهاد میکردند.
ما بادام هندی تولید میکردیم، اما کنترل چندانی بر اتفاقاتی که پس از تولید میافتاد نداشتیم. حتی تا آن زمان هرگز مغز بادام هندی نچشیده بودم، بادامی که خود پرورش میدادیم.
اوضاع در سپتامبر ۲۰۲۵ شروع به تغییر کرد، زمانی که سازمانی به نام تازینگدونگ به جامعه ما آمد و کشاورزان بادام هندی را برای تشکیل یک تعاونی گرد هم آورد.
در این تعاونی در زمینه مراقبت از درختان بادام هندی، فرآوری مغزها و بازاریابی محصولاتمان آموزش دیدم. همچنین با شیوه مدیریت تعاونی و مذاکره با خریداران آشنا شدم.
پیش از این، بیشتر کارهایی را انجام میدادم که سایر کشاورزان انجام میدادند. اکنون میدانم روشهای مختلف کشاورزی چرا و چگونه کار میکنند. میتوانم برای مزرعه خودم برنامهریزی کنم و کیفیت و کمیت محصولم هم بهبود یافته است.
وقتی کشاورزان دیگر مرا برای ریاست تعاونی انتخاب کردند، احساس غرور کردم، اما در عین حال، مسئولیت بزرگی را بر دوشم حس میکردم.
برای من، مدیر یک تعاونی شدن صرفا به معنای داشتن یک مقام نیست. این جایگاه به معنای اعتمادبهنفس برای صحبتکردن، مذاکرهکردن و کمک به دیگر کشاورزان است تا همراه من پیشرفت کنند.
پیش از این، تمرکز اصلی من بر مزرعه خودم بود. اکنون میخواهم به اعضای دیگر تعاونی، بهویژه زنان، کمک کنم تا درک کنند که میتوانیم با یکدیگر همکاری کنیم، خودمان تصمیم بگیریم و در بازار صدای رساتری داشته باشیم.
بسیاری از زنان جامعه ما دسترسی محدودی به آموزش، بازار و فرصتهای درآمدزایی داشتهاند. باور دارم که مشارکت زنان در کشت بادام هندی و فعالیتهای تعاونی میتواند درآمدشان را افزایش دهد، اعتمادبهنفسشان را تقویت کند و نقش پررنگتری در تصمیمگیریهای خانواده و جامعه به آنها بدهد.
میخواهم به زنان کمک کنم بفهمند که میتوانیم در کنار هم کار کنیم، خودمان تصمیم بگیریم و در بازار صدای رساتری داشته باشیم.
در گذشته، به خریداران محلی وابسته بودیم و اغلب ناچار میشدیم قیمتی را بپذیریم که آنها پیشنهاد میکردند. اکنون با خریداران بزرگتر ارتباط داریم. ارزش محصول خود را بهتر میشناسیم و انتخابهای بیشتری درباره محل و شیوه فروش آن در اختیار داریم.
در سال ۲۰۲۵، حدود ۷۲۰ کیلوگرم بادام هندی برداشت کردم. برای هر ۴۰ کیلوگرم حدود ۶ هزار و 500 تاکای بنگلادش، معادل ۵۴ دلار آمریکا، دریافت کردم؛ در حالی که پیش از این، قیمت همین مقدار حدود ۲ هزار و 500 تاکا، معادل ۲۱ دلار بود. در آن سال، درآمد من از فروش بادام هندی به حدود ۱۱۷ هزار تاکا، معادل ۹۵۹ دلار آمریکا رسید.
بادام هندی در فصل برداشت، منبع اصلی درآمد من است. در کنار آن، موز و انبه هم پرورش میدهم.
زندگی در روستای ما همچنان دشوار است. برق و شبکه تلفن همراه نداریم و با کمبود آب آشامیدنی مواجهیم. حملونقل هم مشکل دیگری است که دسترسی ما به بازار و ارتباط مستمر با خریداران را دشوار میکند.
گاهی برای رسیدن به بازار، تقریبا ۱۰ کیلومتر با موتورسیکلت سفر میکنم. ما همچنان به ارتباطات بهتر با بازارها و زیرساختهای مناسبتر نیاز داریم.
دستاوردهایی که به دست آوردهام، خانوادهام را هم تشویق کرده است تا مسیرم را ادامه دهند. برای من، این موضوع فقط به درآمد مربوط نمیشود؛ بلکه مسئله کرامت، اعتمادبهنفس و ساختن چیزی است که فرزندانم بتوانند در آینده از آن بهرهمند شوند.
منبع: ILO











