پاییز سال گذشته برای ایران با دو اتفاق متضاد همراه بود. میانگین بارندگی کشور پس از یک سال کمبارش افزایش پیدا کرد و حتی اندکی از میانگین بلندمدت فراتر رفت اما این بارندگی نتوانست شرایط منابع آب را بهبود دهد. در پایان آذرماه فقط ۳۴ درصد ظرفیت مخازن سدهای کشور پر بود. ذخیره سدهای تهران و البرز در بعضی موارد تا ۸۸ درصد کاهش پیدا کرد و بخش بزرگی از جمعیت کشور همچنان در مناطق گرفتار خشکسالی شدید و بسیار شدید زندگی میکردند.
اینها بخشی از یافتههای گزارش «بررسی و تحلیل شاخصهای کلان بخش آب در سهماهه سوم سال ۱۴۰۴» است که مرکز پژوهشهای مجلس منتشر کرده گزارشی که علاوه بر وضعیت بارندگی و ذخایر سدها به کسری آبخوانها و عملکرد دولت در اجرای تکالیف برنامه هفتم توسعه پرداخته و نشان میدهد افزایش بارندگی در یک فصل لزوماً به معنای کاهش بحران آب نیست.
براساس این گزارش میانگین بارندگی کشور در پاییز ۱۴۰۴ به ۶۰.۱ میلیمتر رسید. این رقم در مقایسه با پاییز سال قبل ۸۰ درصد افزایش داشت و ۱.۷ درصد نیز از میانگین بلندمدت بیشتر بود. با وجود این بارندگی در ۲۴ استان کشور کمتر از میانگین بلندمدت ثبت شد. بخش عمده افزایش میانگین کشوری حاصل بارندگیهای شدید و سیلابی در چند استان جنوبی از جمله هرمزگان و کرمان و خراسان جنوبی بود. در بعضی از این استانها میزان بارندگی بیش از دو برابر میانگین بلندمدت پاییز شد.
در مقابل دامنههای جنوبی البرز و استانهای خراسان شمالی و اردبیل و مرکزی و سمنان و همدان و کرمانشاه با کاهش شدید بارندگی روبهرو شدند. میزان بارش در این مناطق حتی به نصف میانگین بلندمدت هم نرسید. زمان بارشها نیز با الگوی معمول تفاوت داشت. مهر و آبان در بسیاری از مناطق کشور تقریباً خشک گذشت و بخش عمده بارندگیها در نیمه دوم آذر اتفاق افتاد. شاخص انطباق زمانی بارندگی با الگوی بلندمدت ماهانه فقط ۴۶.۷ درصد بود.
پاییز ۱۴۰۴ از نظر دما نیز در میان سه پاییز گرم نیمقرن اخیر قرار گرفت. میانگین دمای کشور به ۱۶ درجه سلسیوس رسید که ۱.۲ درجه بیشتر از میانگین بلندمدت بود. تمام استانهای کشور پاییزی گرمتر از حد معمول داشتند. گیلان با افزایش ۲.۷ درجهای بیشترین رشد میانگین دما را ثبت کرد. در بعضی مناطق مرزی اردبیل و آذربایجان شرقی اختلاف دما با میانگین بلندمدت به ۴.۵ درجه رسید. بررسی روند نیمقرن گذشته نیز نشان میدهد میانگین دمای پاییز ایران در هر دهه حدود ۰.۳۴ درجه افزایش یافته است.
یکی از مهمترین یافتههای گزارش مرکز پژوهشهای مجلس به گستردگی خشکسالی مربوط است. براساس شاخصهای هواشناسی بیش از ۹۹ درصد جمعیت کشور در پاییز ۱۴۰۴ در مناطقی زندگی میکردند که درجاتی از خشکسالی را تجربه کرده بودند. سهم مناطق دارای خشکسالی بسیار شدید بهمراتب بیشتر از سایر مناطق بود.
برآورد گزارش از جمعیت ساکن در مناطق تحت تأثیر خشکسالی نشان می دهد که ۶۴.۲ درصد در مناطق دارای خشکسالی بسیار شدید، ۲۲.۸ درصد در مناطق دارای خشکسالی شدید، ۹.۲ درصد در مناطق دارای خشکسالی متوسط و۳ درصد در مناطق دارای خشکسالی خفیف هستند .
مجموع این ارقام به ۹۹.۲ درصد میرسد. البته این شاخص براساس محل سکونت جمعیت در پهنههای خشکسالی محاسبه شده و به معنای قطع آب یا کمبود مستقیم آب شرب برای تمام این افراد نیست.
تهران و البرز و قم و مرکزی و بخشهای وسیعی از مناطق شمالی کشور در میان نواحی گرفتار خشکسالی شدید تا بسیار شدید قرار داشتند. در مقابل بخشهایی از هرمزگان و فارس و کرمان شرایط نرمال یا ترسالی را تجربه کردند.
گزارش برای سنجش پیامدهای اقتصادی خشکسالی شاخص دیگری را نیز محاسبه کرده است. در این شاخص شدت خشکسالی در کنار سهم اشتغال کشاورزی هر استان قرار گرفته و استان کرمان بیشترین اثرپذیری را به دست آورده است. خراسان شمالی و آذربایجان غربی و اردبیل و همدان و لرستان و گلستان نیز در گروه استانهای با اثرپذیری بالا قرار دارند.
تهران در این رتبهبندی کمترین امتیاز اثرگذاری خشکسالی را دارد اما این رتبه به معنای وضعیت مناسب منابع آب پایتخت نیست. محاسبه این شاخص فقط بر دو عامل شدت خشکسالی هواشناسی و سهم اشتغال کشاورزی استوار است و مشکلات تأمین آب شرب و دیگر پیامدهای خشکسالی در آن محاسبه نشدهاند.
بخش نگرانکننده دیگر گزارش به وضعیت سدهای کشور مربوط است. در پایان پاییز ۱۴۰۴ مجموع آب موجود در مخازن سدها به ۱۷.۵ میلیارد مترمکعب رسید. این حجم معادل ۳۴ درصد ظرفیت مخازن بود و در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۲۲ درصد کاهش داشت.
بررسی وضعیت سدها نشان میدهد بهجز سدهای استان هرمزگان تمام سدهای کشور با کاهش ذخیره نسبت به سال قبل روبهرو بودهاند. وضعیت در زنجیره سدهای تهران و البرز بهمراتب شدیدتر گزارش شده است. کاهش ذخایر این سدها بین ۳۱ تا ۸۸ درصد بوده و در برخی مخازن از جمله سد کرج عملاً امکان برداشت از حجم ذخیره وجود نداشته است. براساس گزارش در این وضعیت خروجی سد کرج معادل جریان پایه رودخانه بوده است.
این کاهش برای تهران اهمیت ویژهای دارد زیرا بخش مهمی از آب شرب پایتخت و شهرهای پیرامونی از همین سدها تأمین میشود. گزارش تأکید میکند که ادامه خشکسالی در دامنه جنوبی البرز و کاهش شدید ذخایر مخازن باعث شده حتی بازگشت بارندگی به شرایط عادی نیز نتواند بهسرعت کمبود آب سدها را جبران کند.
در شمال شرق کشور نیز وضعیت مشابهی ثبت شده زنجیره سدهای استان گلستان در پایان پاییز بهطور کامل خشک شده بود. سد دوستی در خراسان رضوی بیش از ۸۰ درصد افت ذخیره داشت و گزارش از تنش تأمین آب شرب مشهد بهعنوان یکی از پیامدهای این وضعیت نام برده است.
در جنوب غرب کشور هم ذخایر زنجیره سدهای کارون ۱۵ درصد کاهش پیدا کرد. سد مارون در خوزستان بیش از ۵۰ درصد از ذخیره خود را نسبت به پاییز سال قبل از دست داد.
کاهش ذخیره سدها تنها مشکل منابع آب کشور نیست. براساس دادههای همین گزارش کسری تجمعی آبخوانهای زیرزمینی ایران تا پایان شهریور ۱۴۰۴ دستکم به ۱۵۰ میلیارد مترمکعب رسیده بود. این رقم بیانگر کسری انباشته منابع آب زیرزمینی است و نباید آن را با میزان برداشت یا مصرف آب در یک سال اشتباه گرفت.
در بخش تولید انرژی نیز کاهش ظرفیت سدها در آمار برقابی دیده میشود. مجموع تولید برقآبی کشور در پاییز ۱۴۰۴ حدود یک میلیون و ۲۸ هزار مگاواتساعت بود. سهم برقآبی از کل تولید برق کشور به حدود ۱.۱ درصد رسید و تولید این بخش نسبت به تابستان به کمتر از یکپنجم کاهش یافت. گزارش بخشی از افت فصلی را به کاهش تقاضای برق در ماههای سرد و استفاده از ظرفیت نیروگاههای برقآبی در تابستان نسبت میدهد.
مرکز پژوهشهای مجلس در کنار وضعیت اقلیمی عملکرد دولت در اجرای تکالیف برنامه هفتم توسعه را نیز بررسی کرده نتایج این بخش نشان میدهد تخصیص منابع مالی با پیشرفت اقدامات قانونی فاصله دارد.
براساس گزارش مجموع اعتبارات تملک داراییهای سرمایهای بخش آب در سال ۱۴۰۴ حدود ۶۰۸.۲ هزار میلیارد ریال معادل ۶۰.۸ هزار میلیارد تومان بوده است. در فصل پاییز ۲۴.۳ درصد این اعتبارات تخصیص یافت و مجموع تخصیص بودجه تا پایان آذر به حدود ۷۴ درصد رسید. مرکز پژوهشهای مجلس این میزان تخصیص را در مقایسه با توزیع متوازن فصلی مطلوب ارزیابی کرده است.
با وجود این پیشرفت چند تکلیف مهم قانونی بسیار کمتر از برنامه زمانبندی بوده است. اصلاح ساختار و اساسنامه شرکتهای زیرمجموعه وزارت نیرو فقط ۲۰ درصد پیشرفت داشته درحالیکه انتظار میرفت تا آن زمان به ۷۵ درصد برسد. پیشرفت تدوین طرح جامع پیشگیری و پایش سیلاب ۱۵ درصد بوده درحالیکه میزان مورد انتظار ۷۵ درصد تعیین شده بود.
راهاندازی سامانه ملی مرجع دادههای آب و حسابداری آب نیز تنها ۲۰ درصد پیشرفت کرده است. استقرار مدیریت مشارکتی آب در آبخوانهای کشور از طریق تشکلهای بهرهبرداران ۲۵ درصد پیشرفت داشته درحالیکه طبق زمانبندی برنامه هفتم باید تا پایان سال نخست برنامه بهطور کامل اجرا میشد.
در مقابل تدوین سند و نقشه راه دیپلماسی آب ۳۵ درصد پیشرفت داشته که از میزان ۳۰ درصدی مورد انتظار جلوتر بوده است.در بخش ایجاد بازار مبادله آبهای نامتعارف و تدوین مقررات مربوط نیز پیشرفت ۴۰ درصدی ثبت شده است. این در حالی است که براساس برنامه زمانبندی میزان پیشرفت مورد انتظار این تکلیف تا آن مقطع ۱۰۰ درصد بود.