افزایش بهرهوری با هوش مصنوعی در کنار نگرانیهای شغلی
بر اساس پژوهش جدید سازمان بینالمللی کار (ILO)، هوش مصنوعی در شرکتهای چینی عمدتا جایگزین کامل نیروی انسانی نشده، بلکه در قالب فرایندهای کاری ترکیبی انسان و هوش مصنوعی به کار گرفته شده است؛ به این معنا که قضاوت و نظارت انسانی همچنان در نحوه استفاده از فناوری نقش مهمی دارد.
این پژوهش در قالب گزارش «پذیرش هوش مصنوعی در شرکتهای چینی: آثار بر بهرهوری، پیامدهای نیروی کار و چالشهای سیاستی» و با همکاری «اککهارد ارنست» از بخش پژوهشهای ILO و پژوهشگران دانشگاه «رنمین» چین انجام شده است. مطالعه بر مصاحبههای عمیق با ۲۱ شرکت و نظرسنجی از ۱۵۹۱ متخصص استوار است. شرکتهای بررسیشده از حوزههای تولید، امور مالی، خدمات کسبوکار، ساختوساز، آموزش، رسانه و سفر بودند و اندازه آنها از یک شرکت نوپای هشتنفره تا یک مجموعه بزرگ با ۲۷۰ هزار کارمند متغیر بود. همه شرکتهای مورد بررسی یا پیشتر از هوش مصنوعی استفاده میکردند یا برنامه مشخصی برای پذیرش آن داشتند.
در میان متخصصان شرکتکننده در نظرسنجی، ۵۶ درصد پذیرش هوش مصنوعی را روندی اجتنابناپذیر میدانند و ۴۷ درصد معتقدند هوش مصنوعی بیش از آنکه شغل از بین ببرد، شغل ایجاد میکند. با این حال، ۳۹ درصد انتظار دارند استفاده از هوش مصنوعی به کاهش درآمد آنها منجر شود.
افزایش بهرهوری، اما دشواری در سنجش آثار
شرکتهایی که تاثیر هوش مصنوعی بر عملکرد خود را اندازهگیری میکنند، از افزایش چشمگیر بهرهوری خبر دادهاند. در یک شرکت بیمه، ۳۰۰ کارمند بخش خدمات مشتریان توانستند تعداد درخواستهای رسیدگیشده روزانه را از ۶ هزار به ۱۵ هزار مورد افزایش دهند. در یک گروه بزرگ بیمهای، مدت زمان چرخه استخدام از ۳۰ روز به ۱۳ روز کاهش یافت که معادل ۵۷ درصد کاهش است. یک واحد تولید هوشمند هم از ۳۰ درصد افزایش بهرهوری تولید خبر داده است.
با این حال، سازمان بینالمللی کار تاکید میکند که چنین اندازهگیریهایی هنوز استثنا هستند. بیشتر شرکتهای بررسیشده چارچوب نظاممندی برای ارزیابی آثار هوش مصنوعی ندارند و عمدتا فراتر از شاخصهای متعارف بهرهوری، تغییرات ایجادشده را اندازهگیری نمیکنند. از نظر ILO، ارزیابی تاثیر هوش مصنوعی باید تغییرات در کیفیت شغل، شرایط کار و ترکیب وظایف کارکنان را هم دربرگیرد.
همچنین ارقام مربوط به افزایش بهرهوری، بر اساس گزارش خود شرکتهاست و بهطور مستقل راستیآزمایی نشده است. از سوی دیگر، ۲۱ شرکت مورد مصاحبه بهصورت هدفمند انتخاب شدهاند؛ بنابراین نتایج مربوط به این شرکتها را نمیتوان از نظر آماری به تمام شرکتهای چینی تعمیم داد.
تغییر وظایف در کنار تغییر فناوری
بیشترین افزایش بهرهوری در وظایف تکراری و دادهمحور، از جمله پردازش اسناد، پاسخگویی به درخواستهای مشتریان، غربالگری رزومهها و گردآوری دادهها گزارش شده است. به همین دلیل، مطالعه هشدار میدهد که فشار ناشی از جابهجایی نیروی کار ممکن است در مشاغل دفتری، اداری و خدمات مشتریان با وظایف روزمره و تکراری، بیشتر باشد.
شرکتها همچنین از مشکلاتی مانند مقاومت کارکنان، کمبود مهارت، کیفیت خروجیهای هوش مصنوعی، امنیت دادهها، الزامات قانونی و دشواری ادغام فناوری جدید با سامانههای موجود خبر دادهاند. یک شرکت فناوری آموزشی هم شکاف محسوسی میان توانایی کارکنان بالای ۴۰ سال و دیگر کارکنان در استفاده از هوش مصنوعی شناسایی کرده است. سایر شرکتها هم به شکاف گستردهتر در سواد هوش مصنوعی و توانایی استفاده موثر از ابزارهای جدید اشاره کردهاند.
با وجود این چالشها، مدل غالب در شرکتهای بررسیشده نه خودکارسازی کامل بلکه همچنان همکاری انسان و هوش مصنوعی است. هوش مصنوعی عمدتا در فرایندهایی ادغام شده که در آنها قضاوت و نظارت انسانی همچنان اهمیت دارد.
«اککهارد ارنست»، از نویسندگان مطالعه میگوید که شرکتهای چینی بیش از آنکه نیروی کار را با هوش مصنوعی جایگزین کنند، در حال سازماندهی دوباره کار بر مبنای فرایندهای ترکیبی انسان و هوش مصنوعی هستند. به گفته او، گلوگاه اصلی نه فناوری، بلکه مهارتها و ظرفیت مدیریتی لازم برای استفاده مناسب از آن است.
چهار اولویت برای سیاستگذاری
این گزارش چهار حوزه را برای سیاستگذاری ضروری میداند: تقویت مهارتهای هوش مصنوعی و یادگیری مادامالعمر، بهویژه برای کارکنان میانسال و مسنتر، حمایت از انتقال کارکنان به وظایف با ارزش افزوده بالاتر، ایجاد چارچوبهای بهتر برای سنجش آثار هوش مصنوعی بر بهرهوری، کیفیت مشاغل و شرایط کار و نهایتا کمک به شرکتهای کوچکتر برای دسترسی به هوش مصنوعی از طریق پلتفرمهای مشترک، آموزش و خدمات مقرونبهصرفه.
از دیدگاه سازمان بینالمللی کار، چنین اقداماتی برای آن اهمیت دارد که افزایش بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی با کار شایسته همراه شود و منافع حاصل از این فناوری میان طیف گستردهتری از کارگران و بنگاهها توزیع شود.
منیع: ILO









