سونامی استفاده از داروهای لاغری در یک سال اخیر، یکی از شکلهای جدیدتر از نمودهای تغییر رابطه افراد با بدن، دارو و مفهوم سلامت است. آمپولهایی که تا همین چندی پیش عمدتاً در چارچوب درمان پزشکی شناخته میشدند، در فاصلهای کوتاه به بخشی از گفتوگوی روزمره درباره وزن، زیبایی و فرم بدن تبدیل شدهاند.
اسپارتینا معادل ایرانی برندهای خارجی مانجارو و زپباند و تولید شرکت سیناژن- یکی از مهمترین شرکتهای تولیدکننده داروهای هورمونی در ایران است. حالا نام این دارو در شبکههای اجتماعی، میان مراجعان مراکز زیبایی، در گفتوگوهای دوستانه و حتی در تجربه خرید از داروخانهها شنیده میشود. پرسشی که پیشتر میتوانست درباره رژیم غذایی یا برنامه ورزشی باشد، اکنون به این سؤال تبدیل شده است: «کدام آمپول لاغری را بزنم؟»
بر اساس مطالعات بالینی اسپارتینا حاوی تیرزپاتاید است؛ دارویی که در چارچوب پزشکی یک داروی تزریقی برای درمان دیابت نوع ۲ و مدیریت وزن است که اشتها و مصرف غذا را کاهش میدهد. با این حال، آنچه در سطح اجتماعی رخ داده، فراتر از کاربرد پزشکی داروست. دارویی که قرار بود در شرایط مشخص بخشی از درمان باشد، در حال تبدیلشدن به ابزاری برای مدیریت روزمره بدن، وزن و ظاهر است. اسپارتینا البته تنها محصول ایرانی حاوی تیرزپاتاید نیست؛ اکتوورکو نیز با عرضه «تیرزکتو»، وارد بازار رو به گسترش داروهای تیرزپاتاید در ایران شده است.
این وضعیت البته پدیده جدیدی نیست. براساس یافتههای یک مطالعه پژوهشی با عنوان «مطالعه جامعهشناختی گسترش بازار داروهای هورمونی در ایران» در سال ۱۳۹۹، مصرف و سوءمصرف برخی داروهای هورمونی، استروئیدهای آنابولیک و هورمون رشد، بهویژه در میان ورزشکاران و بدنسازان در ایران، طی سالهای گذشته رواج داشته است. این داروها، علاوه بر کاربردهای پزشکی، در برخی موارد برای تغییر ترکیب بدنی، افزایش توده عضلانی و کاهش یا افزایش وزن و چربی بدن مورد استفاده قرار گرفتهاند و به این ترتیب، پیش از موج کنونی آمپولهای لاغری نیز در پروژه تغییر و بازسازی ظاهری بدن حضور داشتهاند. در واقع، با گسترش مخاطبان مصرف، داروهای هورمونی وارد عرصه گستردهتری از تجاریسازی شدهاند و فعالیتهای اقتصادی پیرامون آنها نیز پیچیدهتر شده است.
یک تحلیل منتشرشده درباره بازار تیرزپاتاید ایران در شبکه اجتماعی لینکدین، براساس برآوردهای خودش، ارزش بازار این دارو را در سال ۱۴۰۴ حدود ۶.۹۷ همت تخمین زده و برای اسپارتینا حدود ۶.۴۷ همت و سهم حدود ۹۳ درصدی برآورد کرده است.
براساس آمارنامه دارویی، در سال ۱۴۰۴ تعداد ۱.۷ میلیون عدد تیرزپاتاید به ارزش هفت هزار میلیارد تومان به فروش رفته است. در حالیکه فقط در دو ماهه ابتدایی سال ۱۴۰۵ که شرایط جنگی هم بر کشور حاکم بوده، ۱.۲ میلیون عدد تیرزپاتاید به ارزش ۵.۶ هزار میلیارد تومان فروخته شده است.
همچنین سایت یکی از مراکز درمان لاغری، قیمتهای اسپارتینا را در شهریور ۱۴۰۵ برای دوزهای مختلف حدود ۲.۵ تا ۳.۷۵ میلیون تومان برای هر واحد و حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان برای بسته/دوره یکماهه گزارش کرده است. این منبع خودش را مبتنی بر استعلام داروخانهها معرفی میکند.
در مورد زنان، ملاحظات پزشکی دیگری هم اهمیت دارد. در تحلیلهای کارآزمایی، میان زنان و مردان از نظر میزان متوسط کاهش وزن تفاوتهایی مشاهده شده و زنان بهطور میانگین کاهش وزن بیشتری نشان دادهاند. یک مطالعه جدیدتر بر روی ۱۰۳۹ مصرفکننده تیرزپاتاید نیز پس از ۱۵ ماه، میانگین کاهش وزن حدود ۱۵/۱ درصد در زنان در برابر ۱۰/۷ درصد در مردان را گزارش کرده است. این یافتهها به معنای «بهتر بودن دارو برای زنان» نیست، بلکه نشاندهنده تفاوت در میانگین پاسخ مشاهدهشده میان دو جنس است که در تبلیغات آن اصلا دیده نمیشود.
تیرزپاتاید برای کاهش وزن در دوران بارداری توصیه نمیشود و در زمان شروع مصرف یا افزایش دوز میتواند جذب داروهای ضدبارداری خوراکی را کاهش دهد. درباره اسپارتینا شواهد بالینی دیگری وجود دارد که همچنان قابل مشاهده نیست. بنابراین شرایط فرد، داروهای همزمان و وضعیت باروری هم باید در نظر گرفته شود.
از سوی دیگر، عوارضی مانند تهوع، استفراغ، اسهال، یبوست و درد شکمی از عوارض شناختهشده تیرزپاتاید است و عوارض مهمتری در اطلاعات دارویی آن مورد توجه قرار گرفتهاند. با این حال، در روایتهای عمومی درباره آمپولهای لاغری، عوارض گاهی در حاشیه قرار میگیرند و در فرهنگ مصرف، معنای عارضه میتواند تغییر یابد. پرسش اینجاست که چه چیزی تغییر کرده که مصرف داروی کاهش وزن و حتی تحمل عوارض آن، تا این اندازه عادی شده است؟ چرا در این روایت جدید از لاغری، عارضه دیگر الزاماً نشانهای از مسئلهدار بودن مصرف نیست و میتواند به «هزینهای پذیرفتنی» برای رسیدن به وزن مطلوب تبدیل شود؟ اگر فردی بگوید «با آمپول لاغر شدم و فقط چند روز حالت تهوع داشتم»، تهوع دیگر الزاماً در ذهن مخاطب یک عارضه دارویی نیست؛ ممکن است به بخشی از داستان موفقیت تبدیل شود.
آنچه در این مسئله مهم است شبکهای اقتصادی - پزشکی و رسانهای است که حول آن شکل گرفته است؛ شرکتهای دارویی و تولیدکنندگان، شبکه توزیع، داروخانهها، پزشکان و کلینیکها، مراکز زیبایی، تولیدکنندگان محتوا، اینفلوئنسرها و مصرفکنندگان مهمترین بازیگران این شبکه هستند. این مجموعه الزاماً یک شبکه هماهنگ و از پیش طراحیشده نیست، اما فعالیت هر یک از این بازیگران میتواند به گسترش حضور داروی کاهش وزن در زندگی روزمره کمک کند. شبکههای اجتماعی نیز تجربه شخصی مصرفکنندگان را به نوعی دانش عمومی تبدیل میکنند. روایتهایی مانند «با این آمپول پنج کیلو کم کردم» یا «بعد از چند هفته اشتهایم از بین رفت»، یا حتی تبلیغ «تغذیه برای افرادی که آمپول لاغری میزنند» میتوانند بیش از توضیحات تخصصی درباره ضرورت تشخیص، دوز، منع مصرف و پایش پزشکی دیده شوند.
از سوی دیگر، میان وضعیت رسمی دارو و تجربه اجتماعی دسترسی به آن فاصلهای قابل مشاهده وجود دارد. اسپارتینا در منابع رسمی یک داروی نسخهای معرفی شده است؛ با این حال، در تجربه اجتماعی، تهیه داروهای لاغری از شبکه داروخانهای و مسیرهای غیررسمی میتواند بسیار آسانتر از چیزی باشد که مفهوم «داروی نسخهای» به ذهن متبادر میکند.
اینجا باید میان «دسترسی به دارو» و «دسترسی ایمن به درمان» تفاوت قائل شد؛ زیرا دسترسی به یک آمپول لزوماً به معنای دسترسی به ارزیابی پزشکی، انتخاب مناسب بیمار، تنظیم دوز و پایش عوارض نیست.
این مسئله زمانی معنادارتر میشود که در کنار وضعیت سایر داروها قرار گیرد. این همزمانی، پرسشی درباره سازمانیافتن بازار دارو ایجاد میکند که چرا برخی نیازهای دارویی بهسرعت به کالاهای قابل دسترس تبدیل میشوند، در حالی که برخی داروهای ضروری برای بیماران با دشواری و ناپایداری در دسترسی مواجهاند؟ این مقایسه به معنای یکسانبودن سازوکار توزیع این داروها نیست، اما نشان میدهد که بازار دارو تنها براساس ضرورت پزشکی شکل نمیگیرد و تقاضای اقتصادی و قابلیت تجاریشدن یک محصول نیز میتواند در حضور آن در بازار نقش داشته باشد.
در شرایطی که بازار داروی کشور با کمبود برخی اقلام، افزایش قیمتها، مشکلات تأمین و فشارهای اقتصادی بر زنجیره تامین روبهرو است، روندهایی در سطوح کلان سیاستگذاری و اجرایی در سازمان غذا و دارو مصرف داروهای لاغری را تسهیل میکنند. اسپارتینا از این منظر نمونهای از مسیری است که در آن بدن، دارو و بازار به یکدیگر متصل میشوند و یک میل اجتماعی، لاغرشدن، به تقاضای دارویی و سپس به فرصت اقتصادی برای بازیگران مختلف صنعت سلامت تبدیل میشود.