استوریهای نسرین از خط لاجوردی خلیج، در مسیر رسیدن به بیمارستان نشان میدهد که تلاش میکند با وجود تحمل شیفتهای سنگین در بیمارستان، بر فشارها غلبه کند. شش سال پرستاری در بیمارستان امام حسین کنارک او را با مسائل و مشکلات زیادی در سیستان و بلوچستان آشنا کرده که قبل از ورود به اینجا فکرش را هم نمیکرد سر راهش قرار بگیرند.
بار بخش داخلی بیمارستان 64 تختخوابی امام حسین بر دوش تنها پرستار این بخش، نسرین میری است. این بیمارستان در بخشهای اورژانس، اطفال، داخلی، تالاسمی، زایشگاه و دیالیز به مردم ارائه خدمت میکند.
برای طرح مشکلات بیمارستان نمیداند از کجا شروع کند: «بافت بیمارستان قدیمی است. یک تابلوی سردر روی بیمارستان گذاشتند و از درمانگاه تبدیل شد به بیمارستان. بدون تجهیز کردن آن، سالن را با پارتیشن جدا کردند و بخش اورژانس درست شد؛ بخشی کوچک و نامناسب که جوابگوی بیماران نیست.»
به گفته نسرین بزرگترین مشکل بیمارستان کمبود نیروی تحصیلکرده بومی است: «مردها بیشتر به صیادی مشغولاند و زنها به سوزندوزی. نیروی بومی کادر درمان اینجا خیلی کم است. در حال حاضر یک کارشناس بیهوشی و یک کارشناس اتاق عمل هستند و اصلا پرستار نداریم.»
براساس آخرین گزارشهای سازمان نظام پرستاری حدود 100 هزار نیروی پرستار کم داریم که مهمترین دلیل آن مشکلات اقتصادی است. موج انصراف از خدمت و مهاجرت به دلیل حقوق کم و دیرکرد در پرداخت، بیمارستانها را از حضور پرستاران حرفهای خالی کرده است. به گفته احمد نجاتیان، رئیس سازمان نظام پرستاری افزایش مبلغ اضافهکار در دو سال گذشته رضایت نسبی ایجاد کرد، اما با توجه به افزایش تورم، رقم فعلی دیگر رضایتبخش نیست.
وزارت بهداشت برای جبران کمبود نیروی پرستاری اقدام به افزایش ۳۰۰ درصدی پذیرش دانشجوی پرستاری کرد. محمد شریفی مقدم، دبیرکل خانه پرستار در این باره به مهر گفته بود: «وزارت بهداشت به جای اینکه بپذیرد حقوق پرستاران کم است، پذیرش دانشجوی پرستاری را افزایش داد. در حالی که پرستاران با حقوق ۲۵ میلیون تومانی، حاضر نیستند خدمت کنند.» او همچنین نسبت به تبعات خانهنشینی ۶۰ تا ۷۰ هزار پرستار هشدار داد.
نسرین به دنبال برپاکردن زندگی و به واسطه شغل همسرش، از قائن در خراسان جنوبی تا کنارک آمده است: «خیلی از پرستاران به خاطر شغل همسران خود در پایگاه نظامی کنارک به این شهر میآیند وگرنه کسی متقاضی کار در اینجا نیست.»
پرستار بیمارستان امام حسین میگوید: «اینجا همیشه کمبود نیرو هست اما بحران از نهم اسفندماه و جنگ آغاز شد. گروهی از نیروهای ما به دلیل لغو ماموریت، مهاجرت به شهر خود و جنگ رفتند اما کسی جایگزین آنها نشد.»
در خلا نیروی پرستار، خیلی از بچههای بخشهای دیگر کنار پرستاران کار میکنند: «متخصص بیهوشی و جراح نداریم و بخش جراحی غیرفعال است. به همین خاطر بچههای اتاق عمل و بیهوشی اورژانس را پوشش میدهند.»
نیروهای ساعتی موظفاند 120 ساعت پر کنند اما به دلیل دیرکرد در پرداخت حقوق، خیلی تمایلی به کار کردن ندارند. اضافهکاری اجباری یکی دیگر از معضلات پرستاران است. پروین کاظمی، نایب رئیس دوم سازمان نظام پرستاری دلیل آن را کمبود نیرو میداند و به آتیه آنلاین میگوید: «اضافهکاری به دلیل کمبود نیروی کارآمد و متخصص انجام میشود. ما تعداد زیادی فارغالتحصیل پرستاری داریم اما در آزمونهای استخدامی تعداد معدودی جذب میشوند. چون ردیفهای کارگزینی که از سمت وزارت بهداشت یا امور استخدامی تعیین تکلیف میشود، کم است.»
سختی کار برای نسرین هرروزه است و تمامی ندارد: «در ماه 9 تا دوشیفتی دارم. فکر کنید که چطور یک نفر باید این حجم از فشار و استرس را تحمل کند.»
کوروش هفت ساله و کیان پنج ساله، فرزندان نسرین هم تحت تاثیر جنگ قرار گرفتند و دور از پدر و مادر خود در شهر قائن، زادگاه مادرشان ماندند: «دوباره تیرماه جنگ شروع شد و حالا دوماه است که بچه ها را ندیدهام. هر روز با آنها تماس تصویری دارم اما بسیار دلتنگم. آنها هم مدام میگویند مامان کار بس است کی میآیی؟»
مسائل و مشکلات حوزه درمان سیستان و بلوچستان از چشم مسئولان دور نیست. هفته گذشته وزیر بهداشت وارد استان شد و از بیمارستان امام علی(ع) زاهدان بازدید کرد. ظفرقندی ضمن شنیدن دغدغههای مردم و بیماران، کیفیت خدمات و روند طرحهای درمانی را ارزیابی کرد. دیدارهایی که به گفته نسرین انجام میشوند اما در نهایت کاری برای ما انجام نمیشود.
علی جعفریان، مشاور عالی وزیر بهداشت در این سفر گفت: «ما باید انگیزه مالی ایجاد کنیم و این جزو ضرورتهاست اما آنچه معتقدیم بیشتر میتواند مشکل را حل کند، انتخاب افراد بومی برای تحصیل و کار است؛ یعنی افراد در استان سیستان و بلوچستان آموزش ببینند، همینجا درس بخوانند و همینجا کار کنند. این موضوع در مورد رشتههایی مانند پرستاری و فوریتهای وزارتخانههای مصوب و امسال اجرا میشود. در کنکور امسال، برای مناطق با کمبود پرستار، ساکنان بومی مناطق شناسایی خواهند شد.»
کنارک از نظر بهداشت عمومی وضعیت مناسبی ندارد. نسرین این را از شیوع تب دنگی میفهمد که امسال به 56 تست مثبت رسیده است. خود او تیرماه به تب دنگی مبتلا شده و حالا تست چندنفر دیگر از همکارانش مثبت شده است. به نظر او وجود آبهای راکد در کوچههای پر از چاله و روان شدن فاضلاب باعث شده این منطقه پشه «آئدس» داشته باشد که منشا ابتلا و انتقال تب دنگی است.
میهندوست، فعال اجتماعی و متخصص بیهوشی بیمارستان امام حسین از وضعیت نابسامان آموزش در استان به آتیه آنلاین میگوید: «سطح آموزش در استان و بهویژه در شهر کنارک بسیار پایین است. به دلیل محرومیتها، مردم از ابتداییترین آموزشها و امکانات محروماند که خود زمینه خیلی از ناهنجاریهاست.»
به گفته او دو معضل اساسی در زمینه آموزش وجود دارد؛ یکی اینکه معمولا بچهها در سن دبیرستان به دلیل ضعف امکانات و زیرساختهای آموزشی و نبودن سرویس مدارس در روستاهای با فاصله زیاد، ترک تحصیل میکنند. دوم اینکه اغلب خانوادهها به دلایل مختلف پسرها را بعد از دبیرستان برای صید و صیادی میفرستند و دختران را هم تشویق میکنند تحصیل را رها کنند: «درصد تحصیلات دانشگاهی بسیار کم است. به ندرت نخبههایی هستند که با استعداد و توانایی شخصی خود را بالا میکشند و این عمومیت ندارد.» به گفته او ریشه این معضل مشکلات معیشتی و اقتصادی است.
نسرین میگوید: «اینجا دخترها کمتر درس میخوانند. بعضی به هنرستان میروند و بهیار میشوند اما تحصیلات را ادامه نمیدهند.»
بر اساس دادههای مرکر آمار در گزارش «آمار جمعیت ۶ ساله و بیشتر نقاط شهری استان سیستان و بلوچستان» اگرچه نرخ باسوادی کلی در نقاط شهری این استان حدود ۸۴.۳ درصد است، اما بررسیها نشاندهنده شکاف جنسیتی قابل توجه در این حوزه است. به طوری که نرخ بیسوادی در میان زنان شهری (۲۰.۱ درصد) تقریباً دو برابر مردان (۱۱.۴ درصد) برآورد شده است.
نسرین دوست دارد مردم کنارک صدایش را بشنوند: «بگذارید بچههایتان درس بخوانند که بتوانند در بیمارستانها کار کنند و از شما مراقبت کنند تا این همه به نیروهای غیربومی وابسته نباشید. نیروی بومی به زندگی در اینجا آشناست و بهتر میتواند مسائل مردم را درک کند.»
بیمارستان امام حسین یک دستگاه رادیوگرافی ساده دارد: «به خاطر کمبود نیرو یک هفته رادیوگرافی داریم یک هفته نه. ما شرمنده بیماران میشویم که به خاطر یک عکس ساده باید تا چابهار بروند.»
این پرستار درباره شرایط نیروهای خدماتی میگوید: «کل بیمارستان دو نیروی خدماتی دارد. هر بخش حداقل باید یک نیروی خدمات داشته باشد. حقوق آنها حدود 10 یا 12 میلیون است. امروز صبح نیروی خدماتی از شدت کار زیاد حالش بد شد و به او سرم تزریق کردیم. خیلی از آنها چند روز بیشتر دوام نمیآورند و میروند.»
سرویس ایاب و ذهاب و مهدکودک هم نیاز کارکنان بیمارستان است: «چون غیربومی هستیم، برای نگهداری بچهها باید پرستار خصوصی بگیریم. پارسال ماهی پنج میلیون تومان میگرفتند امسال هنوز نمیدانم چقدر شده.»
حقوق کم پرستاران مدتهاست که به یک مطالبه تبدیل شده و برای بهبود آن تلاش میکنند. نسرین به همکارانش حق میدهد که نخواهند بمانند و کار کنند: «تازه همین چند روز پیش، تعرفه دی ماه را برای ما واریز کردهاند. آن پول بعد از گذشت این همه وقت و تورم نجومی چه ارزشی دارد؟ تعرفه پرستاری ما حدود پنج تا شش میلیون تومان است.»
به گفته او معمولا پایه حقوق پرستاران 25 میلیون تومان است که اضافهکاری هم دارد: «تعرفه و ترمیمی هم قرار بوده پرداخت شود که بسیار دیر و منقطع است. چهار میلیون ترمیمی برای خرداد و تیر پرداخت شد و بعد دیگر خبری از آن نشد. بر سر فوقالعاده خاص هم همین بلا آمد. یک سال پرداخت کردند و بعد دیگر هیچ.»
حق لباس هم که باید به ما بدهند داده نشده و خودمان لباس تهیه میکنیم: «البته وقتی هم میدادند مبلغ ناچیزی بود. امسال با آن پول حتی نمیتوان یک مقنعه خرید.»
رویای نسرین این است که با بهبود اوضاع، پرستاران بتوانند سرکار خود بمانند و در دوران پرستاریاش در جایی خدمت کند که مردم راضی باشند، حالشان خوب باشد و او بتواند به بیماران کمک کند: «در جنگ و آن روزهای پرتنش آمدیم و نگذاشتیم بیماران تنها بمانند. همین که با بیماران حرف میزنم و خندهای روی لبشان میآید خوشحال میشوم و حس میکنم کارم را به نحو احسن انجام دادهام.»