به گزارش آتیه آنلاین، رونق هوش مصنوعی میتواند طی دهه آینده بیش از ۴۰ میلیون شغل جدید در اقتصاد آمریکا ایجاد کند، اما همزمان گسترش هوش مصنوعی و فناوریهای خودکارسازی ممکن است تا سال ۲۰۳۵ تقاضا برای ۳۶ میلیون شغل موجود را کاهش دهد. بر اساس گزارش موسسه جهانی مککینزی، حدود ۲۵ میلیون نفر میتوانند در مشاغل فعلی خود باقی بمانند، هرچند وظایف و شیوه کار آنها تغییر خواهد کرد؛ در مقابل، حدود ۱۱ میلیون نفر ناچار به تغییر مسیر شغلی خواهند شد.
به گزارش ایسنا، تانگوی کاتلین، مدیر موسسه جهانی مککینزی، با اشاره به اینکه تقاضای شغلی جدید از میزان کاهش تقاضا بیشتر خواهد بود، تأکید کرد که کارکنان تحت تأثیر خودکارسازی ممکن است برای یافتن شغل جایگزین با دشواری روبهرو شوند.
طبق این گزارش، مشاغل پشتیبانی اداری و دفتری با ۸۱ درصد، بیشترین سهم ساعات کاری در معرض خودکارسازی را دارند. پس از آن، کشاورزی، ماهیگیری و جنگلداری با ۷۶ درصد، فناوری و تحلیل داده با ۷۰ درصد، تولید و ساخت با ۶۸ درصد و خردهفروشی و فروش با ۶۷ درصد قرار گرفتهاند.
همچنین ۶۲ درصد از ساعات کاری در حوزه کسبوکار و امور مالی، ۶۰ درصد در خدمات غذایی، ۵۸ درصد در هنر، رسانه و سرگرمی، ۵۵ درصد در حملونقل و لجستیک و ۵۴ درصد در نصب و تعمیر ممکن است تحت تأثیر این فناوریها قرار گیرد.
با این حال، قرار گرفتن ساعات کاری در معرض خودکارسازی لزوماً به همان میزان تقاضا برای نیروی کار را کاهش نمیدهد. برآوردها حاکی از آن است که تقاضا برای مشاغل کشاورزی، ماهیگیری و جنگلداری ۴۳ درصد و برای مشاغل اداری و دفتری ۳۸ درصد کاهش یابد. این رقم در خدمات غذایی ۳۱ درصد، حملونقل و لجستیک ۳۰ درصد، خردهفروشی و فروش ۲۷ درصد و تولید و ساخت ۲۵ درصد برآورد شده است.
کاتلین توضیح داد که برخی مشاغل بهجای حذف شدن، با کمک هوش مصنوعی تغییر میکنند. برای نمونه، ممکن است ۴۷ درصد ساعات کاری در حوزه حقوقی در معرض خودکارسازی باشد، اما تقاضا برای نیروی کار این بخش تنها ۱۸ درصد کاهش یابد. هوش مصنوعی میتواند بخش زیادی از وظایف پژوهشی وکلا را انجام دهد و به آنها فرصت بیشتری برای فعالیتهایی بدهد که به قضاوت انسانی نیاز دارند.
به گفته مدیر موسسه جهانی مککینزی، باید میان قابلیت فنی خودکارسازی و اجرای واقعی آن تفاوت قائل شد؛ زیرا فناوری امکانها را فراهم میکند، اما تصمیمهای مدیریتی سرعت استفاده از آنها را تعیین میکنند. بر همین اساس، تعداد افرادی که ممکن است مجبور به تغییر شغل شوند، بین ۶ تا ۱۶ میلیون نفر برآورد شده و رقم پایه گزارش ۱۱ میلیون نفر است.
بر اساس این گزارش، تنها حدود یک نفر از هر هفت نفر میتواند از مسیری نسبتاً مستقیم وارد مشاغل جدید شود؛ مشاغلی که به مهارتهای مشابه نیاز دارند و دستمزدی برابر یا بیشتر از شغل قبلی ارائه میکنند. در مقابل، نزدیک به ۴۵ درصد از افرادی که باید شغل خود را تغییر دهند، ممکن است به یادگیری مهارتهای تازه، دریافت مدارک جدید یا حتی تغییر محل زندگی نیاز داشته باشند و در نهایت دستمزد کمتری دریافت کنند.
برای جابهجایی ۱۱ میلیون نفر به مشاغل جدید طی دهه آینده، سالانه حدود ۷۷۰ هزار نفر باید گروه شغلی خود را تغییر دهند؛ رقمی حدود ۳.۶ برابر میانگین تاریخی. کاتلین تأکید کرد که تحقق این گذار به همکاری دولت و کارفرمایان برای سرمایهگذاری در آموزش و مهارتآموزی نیاز دارد.
کاتلین به کارکنان توصیه کرد مهارتهایی مانند حل مسئله، ارتباطات بینفردی، همکاری، تفکر انتقادی، کنجکاوی و تمایل به یادگیری را تقویت کنند. به گفته او، با ادامه تغییرات بازار کار، سازگاریپذیری و یادگیری مستمر برای حفظ فرصتهای شغلی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
