کوچه آنقدر باریک است که دو نفر به سختی از کنار هم رد میشوند. قدیمیهای طیب به این گذرها میگویند «کوچه آشتیکنان». اگر دو نفر با هم قهر بودند و از دو سوی کوچه میآمدند چارهای جز روبهرو شدن نداشتند. هنوز از این کوچهها در طیب زیاد است. گذرهای باریک میان خانههای کوچک و بههمچسبیده که یک طرفشان ساختمانی تازه بالا رفته و طرف دیگر خانهای قدیمی باقی مانده است. در یک کوچه تیر برق جلوی ورود خودرو به پارکینگ ایستاده و چند کوچه آنطرفتر شاخه درخت تا پنجره خانه رسیده است. زمینهایی هم میان ساختمانها خالی ماندهاند. بعضی برای اجرای پروژههای شهری تملک و تخریب شدهاند اما پروژه نیامده و جای خانه فقط زمین خاکی باقی مانده است.
طیب یکی از شش محله ناحیه یک منطقه ۱۵ است و جمعیت آن براساس برآوردهای محلی به حدود ۴۰ هزار نفر میرسد. حدود ۷۰ درصد بافت محله نیز فرسوده یا ناپایدار عنوان میشود. با این حال نشانههای نوسازی کم نیست. در بعضی کوچهها چند پروژه همزمان در حال ساخت است. پلاکهای کوچک تجمیع شدهاند و ساختمانهای چندطبقه جای خانههای یک و دو طبقه را میگیرند. سازندگان محلی هم بیش از آنکه از روند صدور مجوز گلایه داشته باشند از پایین بودن صرفه اقتصادی نوسازی در زمینهای کوچک میگویند و خواستار مشوق و امکان ساخت بیشترند.
اما نوسازیها میتوانند چالش جدیدی در محله ایجاد کنند. طیب برای جمعیت فعلی خود با کمبود سرانه روبهروست و هر پلاک نوسازیشده میتواند چند خانوار بیشتر از گذشته در خود جای دهد. ساختمان بالا میرود اما عرض کوچه بیشتر نمیشود. مدرسه تازهای ساخته نشده است. فضای فرهنگی افزایش پیدا نمیکند و ظرفیت پارکینگ و فضای عمومی هم با تعداد واحدهای مسکونی جدید بالا نمیرود.
محله ۱۷ مدرسه دارد که بیشتر آنها قدیمی و دولتیاند. خانوادهها از محدودیت ظرفیت بعضی مدارس میگویند. کتابخانه و فرهنگسرای متناسب با جمعیت محله وجود ندارد و مهمترین فضای فرهنگی و اجتماعی طیب همان سرای محله است؛ ساختمانی قدیمی که خودش به بازسازی و ایمنسازی احتیاج دارد. تأسیسات بنا مشکل دارد و سازه فلزی بزرگی که از کاربری گذشته روی ساختمان باقی مانده نگرانیهایی درباره ایمنی ایجاد کرده است.
طیب زمانی سه سینما داشت. حالا هر سه تعطیلاند. ساختمان بعضی هنوز باقی مانده اما فعالیت فرهنگی از آنها رفته است. در کنار این سینماها گاراژهایی قرار دارند که روزگاری بخشی از اقتصاد این محدوده بودند. بارانداز و محل فعالیت حملونقل بودند اما تعدادی از آنها سالهاست تعطیل یا نیمهتعطیلاند. درباره بعضی گفته میشود مالکان پیش از انقلاب از ایران رفتهاند و بعضی دیگر میان وراث ماندهاند. بخشی از این فضاها هم به فعالیت ضایعاتی رسیدهاند.
این املاک در طیب فقط ساختمانهای قدیمی نیستند. وقتی ملکی چند دهه بلاتکلیف بماند پشت دیوار آن هم به مسئله محله تبدیل میشود. درخواست اهالی شناسایی گاراژها پیدا کردن مالکان و وراث و تعریف برنامهای برای بازآفرینی آنهاست. تجربه تبدیل یکی از گاراژهای قدیمی محدوده به آتشنشانی مرکز خدمات اجتماعی و مجموعه خدماتی نشان داده که این زمینها میتوانند دوباره به محله برگردند.
بخش دیگری از طیب وضعیت متفاوتی دارد. اینجا خانهها دیگر وجود ندارند. برای اجرای پروژه شوش شرقی تملک و تخریب شدهاند اما مسیر هنوز کامل نشده است. زمینهای خالی میان بافت مسکونی باقی ماندهاند و اهالی از انباشت نخاله، حضور برخی افراد مبتلا به اعتیاد و ناامنی بعضی از این نقاط در شب میگویند.
شوش شرقی نزدیک به دو دهه است که درگیر تملک است. براساس توضیحات شهردار منطقه هنوز ۱۹ پلاک در بخشی از پروژه باقی مانده است. منطقه برای تکمیل تملکها به منابع مالی نیاز دارد و یکی دیگر از گرهها تعیین تکلیف گاراژ عقاب است. ارقامی که برای رفع معارض و باز کردن مسیر مطرح میشود به صدها میلیارد تومان میرسد.
سال 1401 به دلیل کندی اجرای طرح توسعه خیابان شوش، حدفاصل ۱۷ شهریور تا خاوران که پس از 15 سال تنها ۲۰ درصد پیشرفت داشت این طرح بازنگری و اعلام شد که نیازی به عرض ۴۵ متر برای خیابان شوش نیست. عرض ۲۰ متر برای این خیابان در نظر گرفته شد، آن زمان مدیران شهری اعلام کردند با توجه به تملک تعدادی از پلاکها در ۱۵ سال گذشته و خارج شدن این اراضی از طرح، حدود ۴.۵ هکتار فضای شهری برای تبدیل به بوستان، سالن ورزش، استخر و ارائه سایر خدمات در اختیار شهروندان قرار میگیرد اما این گونه نشد. خانهای که زمانی ساکن داشته به زمین خاکی تبدیل شده و همین زمین حالا خودش مسئلهای تازه برای همسایههاست.
شهرداری منطقه میگوید حل بخشی از این گرهها دیگر در توان مالی منطقه نیست و سازمان نوسازی یا مدیریت مرکزی باید وارد شود. اما این تفکیک برای خانوادهای که کنار زمین رهاشده زندگی میکند معنایی ندارد. برای او سازمان نوسازی منطقه، شرکت برق یا هر دستگاه دیگری همگی بخشی از مدیریت شهرند.
در یکی از کوچهها خانه نوسازی شده و پارکینگ دارد اما خودرو نمیتواند وارد آن شود. تیر برق درست در مسیر ورودی قرار گرفته است. نمونه مشابه در گذرهای دیگر هم وجود دارد و معتمدان محله میگویند جابهجایی تیرهای برق مزاحم مطالبهای قدیمی است.
عصرها خیابان اصلی طیب شلوغتر میشود. وانتها بخشی از معبر را میگیرند و بعضی کسبه علاوه بر پیادهرو حاشیه خیابان را هم با مانع برای خود نگه میدارند. نتیجه این است که محلهای با کمبود پارکینگ بخشی از ظرفیت موجود خیابان را هم از دست میدهد.
شبکه فاضلاب در بخشی از محدوده کامل متصل نشده و پساب یک ملک به خیابان میرسد. بیشتر افرادی که در جریان بازدید درباره نظافت از آنها سؤال میشود از بهتر شدن وضعیت نسبت به گذشته میگویند .
فضای سبز بوستان شهدای گمنام وضعیت مناسبی دارد و زمین چمن آن فعال است اما فضای بازی کودکان نیاز به تکمیل دارد. زمین خالی مجاور میتواند به این مجموعه اضافه شود. درخواست دیگر اهالی اختصاص تعدادی از سانسهای زمین ورزشی به خود محله است. مجموعه به پیمانکار واگذار شده و درآمد ایجاد میکند اما سرای محله برای در اختیار گذاشتن یک سانس رایگان یا ارزان به بچههای همان محله اختیار چندانی ندارد.
بوستان کوچکتر روزها محل حضور خانوادههاست و شب شرایط دیگری دارد. براساس گفته نگهبان و اهالی چند مصرفکننده مواد مخدر شبها در بوستان میخوابند. تعداد آنها در برخی شبها هفت یا هشت نفر عنوان میشود و وسایل خواب باقیمانده در گوشه بوستان نیز دیده میشود.
برای محلهای نزدیک به ۴۰ هزار نفر دو بوستان باید بخش بزرگی از نیاز کودکان سالمندان و خانوادهها به فضای عمومی را پاسخ دهند. در چنین شرایطی حتی چند وسیله بازی خراب یا زمینی که بلااستفاده بماند عدد کوچکی نیست.
زبالهگردها در چند نقطه محله دیده میشوند. یکی میگوید برای پیمانکار کار میکند و دیگری از فروش ضایعات با قیمت کیلویی حدود هفت هزار تومان میگوید. گاریها میان مخازن حرکت میکنند و پسماند خشک همانجا تفکیک میشود.
براساس توضیحات ارائهشده در بازدید زمانی ۷۲ مرکز غیرمجاز تفکیک پسماند در منطقه شناسایی شده بود و بخش عمده آنها جمعآوری شدهاند اما زبالهگردی همچنان در خیابان وجود دارد. پیشنهاد مدیریت منطقه این است که جمعآوری پسماند خشک بهتدریج از این شکل خارج شود و با نیروی مشخص لباس کارت و تجهیزات سامان پیدا کند تا درآمد حاصل از پسماند نیز به جای چرخه غیررسمی به شهرداری برگردد.
برای طیب ۱۰ میلیارد تومان اعتبار در قالب طرح رصد(طرح نظارتی کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر تهران که وضعیت پروژه های محلی را رصد می کند) مطرح شده اما معتمدان محله میگویند باید مشخص شود این اعتبار دقیقاً کجا هزینه میشود. یکی از اولویتهای آنها بازسازی سرای محله است. بحث فقط تعمیر یک ساختمان نیست. در محلهای که کتابخانه فرهنگسرا و سایر فضاهای فرهنگی محدود است سرای محله تقریباً باید بار همه آنها را به دوش بکشد.
همزمان درآمد بعضی امکانات محله نیز به خود محله برنمیگردد. زمین ورزشی در اختیار پیمانکار است و هیئت امنای محله خواستار آن است که یا بخشی از درآمد این فضاها به سرای محله برسد یا سهم مشخصی از سانسها برای استفاده ساکنان اختصاص داده شود. گلایه اهالی این است که ورزشگاه ساخته شده در عمل کمکی به افزایش کیفیت زندگی ساکنان نکرده است .
بانکها هم در سالهای گذشته از محله کم شدهاند. تعدادی از شعب تعطیل شدهاند و دسترسی به خودپرداز محدود است. ۲۸ نقطه نیازمند اصلاح روشنایی اعلام شده و ضعف زیرساخت مخابرات و سرقت تجهیزات نیز در برخی کوچهها مشکل ایجاد کرده است.
در کنار همه اینها املاک اوقافی قرار دارند؛ خانههایی که مسئله مالکیت بعضی از آنها به چند نسل قبل برمیگردد. هزینهها و پیچیدگیهای مربوط به اوقاف نوسازی برخی پلاکهای کوچک را دشوار کرده است. برای سازندهای که قرار است چند ملک ۱۲۰ یا ۱۴۰ متری را تجمیع کند هر هزینه اضافه میتواند معادله اقتصادی پروژه را به هم بزند.
در طیب ساختمانها نو شدهاند اما محله بازآفرینی نشده، ساختمان را میتوان پلاک به پلاک نوسازی کرد. مالک و سازنده توافق میکنند خانه قدیمی تخریب میشود و چند ماه بعد آپارتمانی چندطبقه جای آن را میگیرد. اما محله با این روش لزوماً نوسازی نمیشود.
با هر ساختمان تازه تعداد واحدهای مسکونی بیشتر میشود و جمعیت میتواند افزایش پیدا کند. اگر همزمان مدرسه پارکینگ کتابخانه فضای فرهنگی بوستان زمین بازی و زیرساخت افزایش پیدا نکند فاصله میان جمعیت و خدمات بیشتر خواهد شد.
در یکی از همان کوچههای آشتیکنان ساختمان تازهای بالا رفته است. چند واحد بیشتر از خانه قدیمی در آن جا میگیرند. جلوی ساختمان اما همان کوچه باریک مانده و چند متر آنطرفتر تیر برق وسط مسیر ایستاده است.خانه نو شده است. مسئله این است که نوبت محله چه زمانی میرسد؟