برای یک کارخانه بزرگ، خاموشی میتواند با تغییر برنامه مصرف یا خرید برق آزاد مدیریت شود؛ برای یک واحد کوچک، ممکن است به توقف خط تولید و حذف اضافهکاری برسد، برای یک کسبوکار دو نفره، به کار کردن شبانه و از دست رفتن زمان استراحت و برای یک خانوار، به خرید قسطی یخچالی که بر اثر نوسان برق از کار افتاده است.
محدودیت برق صنایع از اردیبهشت آغاز شد و از اوایل تیرماه با تشدید کسری برق، در بسیاری از واحدهای صنعتی به دو روز در هفته رسید. مرکز پژوهشهای مجلس، کسری برق تابستان ۱۴۰۵ را در سناریوی واقعبینانه ۱۳.۶ هزار مگاوات و در بازهای بین ۱۰ تا ۱۸.۷ هزار مگاوات برآورد کرده بود. آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، میزان کسری برق در شرایط فعلی را حدود ۱۲ هزار مگاوات عنوان میکند؛ رقمی که به گفته او در زمان پیک سال گذشته حدود ۲۰ هزار مگاوات بود و حتی در شرایط معمول نیز کشور با ۷ تا ۸ هزار مگاوات ناترازی مواجه است. امسال بخشی از این فاصله با افزایش تولید برق خورشیدی و برقآبی پوشش داده شده است. به گفته نجفی، حدود ۵ هزار مگاوات نیروگاه خورشیدی وارد مدار شده و بارندگیهای مناسب اواخر ۱۴۰۴ و بهار ۱۴۰۵ نیز وضعیت مخازن سدها را بهبود داده است؛ بهطوری که تولید برقآبی به حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار مگاوات رسیده است. با وجود این افزایش تولید، برق کافی برای پوشش کامل تقاضا وجود ندارد و فراتر از اندازه ناترازی، باید دید هزینه این ناترازی در نهایت بر دوش چه کسی میافتد؟
سال گذشته خانوارها سهم بیشتری از خاموشیها را تحمل کردند و خاموشیهای روزانه که در بسیاری از مناطق حدود دو ساعت بود، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد. به گفته نجفی، امسال با توجه به گزارشهای مربوط به آسیبهای جانی ناشی از خاموشی و مشکلات خانوارهای وابسته به تجهیزات پزشکی، محدودیت بخش خانگی کاهش پیدا کرد. در مقابل، از اردیبهشتماه محدودیت برق صنایع آغاز شد؛ ابتدا حدود یک روز در هفته و از اوایل تیرماه، در بسیاری از واحدها به دو روز در هفته رسید. بعدتر نیز با دستور رئیسجمهور مقرر شد تا حد امکان، یک روز بیشتر از این میزان برق صنایع قطع نشود. در ظاهر این تصمیم به معنی کاهش فشار خاموشی بر خانوار است، اما هزینه خاموشی با حذف شدن از خانهها از بین نمیرود، فقط محل پرداخت آن تغییر میکند. بخشی از این هزینه حالا در خط تولید کارخانهها، شهرک صنعتی و کارگاههای کوچک ظاهر میشود.
آمارهای طی دو سال گذشته نشان میدهد این هزینه چقدر میتواند بزرگ باشد. بر اساس برآورد سازمان صنایع کوچک و شهرکهای صنعتی ایران، عدمالنفع صنایع مستقر در شهرکها و نواحی صنعتی از قطعی برق در سال ۱۴۰۳ به ۴۴.۷ هزار میلیارد تومان رسید؛ در حالی که این رقم در سال ۱۴۰۲ حدود ۸.۴ هزار میلیارد تومان بود. کمیسیون صنعت اتاق بازرگانی ایران نیز زیان روزانه قطعی برق بخش صنعت در همان سال را حدود ۹۲۱۸ میلیارد تومان برآورد کرد. اما آنچه که این ارقام نشان میدهند نابرابری هزینه ساعت خاموشی بین واحدهای مختلف است.
یک کارخانه تولید لوازم الکترونیکی در یک شهرک صنعتی در شرق تهران، معمولاً دو روز در هفته از ساعت ۸ صبح تا ۱۰ شب با قطعی برق مواجه است. به گفته کارفرما همزان با برق، آب نیز قطع میشود و به دلیل قیمت بالای گازوئیل، روشن کردن ژنراتور توجیه اقتصادی ندارد؛ بنابراین تولید عملاً متوقف میشود. حقوق کارگران فعلاً کامل پرداخت میشود، اما اضافهکاری و پاداش وجود ندارد. این واحد تعدیل نیرو نیز داشته، هرچند علت اصلی آن، کاهش حجم کار در شرایط فعلی عنوان شده است.
در یک شرکت دیگر در شهرک صنعتی رشت، خاموشیها معمولاً ۵ تا ۶ ساعت طول میکشد و گاهی به سه ساعت میرسد. یکی از کارگران این شرکت میگوید با قطع برق، بخش عمده فعالیت تولیدی متوقف میشود و حتی اتوماسیون و برخی فعالیتهای اداری نیز امکان ادامه ندارند. در این ساعات، کارگر عملا منتظر وصل شدن برق میماند یا نهایتا کارهای خدماتی محدودی انجام میدهد.
راه جبران این زمان ازدسترفته در برخی موارد افزایش ساعات کاری در روزهای دیگر است. حقوق قراردادی پرداخت میشود، اما پاداشها و برخی مزایا تحت تاثیر قرار گرفتهاند. تولید نیز لزوما به اندازه ساعات خاموشی کاهش پیدا نمیکند؛ چون بخشی از زمان ازدسترفته با ساعت کاری بیشتر جبران میشود؛ اما زمان تحویل سفارشها میتواند عقب بیفتد.
با این حال، همه کارخانهها در برابر خاموشی به یک اندازه ناتوان نیستند. نجفی میگوید برخی صنایع بزرگ که استمرار مصرف برق برایشان اهمیت دارد، توانستهاند با وزارت نیرو درباره تقویم مصرف توافق کنند، برخی نیز از برق آزاد استفاده میکنند و واحدهایی که فیدر اختصاصی دارند، ممکن است با قطعی برق مواجه نشوند. به این ترتیب، یک کارخانه بزرگ ممکن است ابزارهایی برای مدیریت خاموشی داشته باشد که یک واحد کوچکتر از آنها بیبهره است.
در کوچکترین مقیاس تولید، هزینه خاموشی شکل دیگری دارد. یک زوج که کسبوکاری خانوادگی دارند، میگویند روزانه بسته به حجم سفارش، بین ۸ تا ۱۰ ساعت و در زمان سفارشهای عمده تا ۱۸ ساعت به برق نیاز دارند. سفارش مشتری را هم نمیتوان به سادگی جابهجا کرد. مهلت تحویل تغییر نمیکند و ساعات ازدسترفته باید از زمان دیگری جبران شود. به گفته این زوج، دو ساعت خاموشی در روز، در عمل دو ساعت کار بیشتر در شب یا کاهش زمان استراحت است.
تفاوت میان این کسبوکارها فقط مربوط به میزان مصرف برق نیست، بلکه دسترسی متفاوت آنها به راههای جبران خاموشی نیز اهمیت دارد. نجفی معتقد است وزارت نیرو برای برخی صنایع امکان خرید برق آزاد یا استفاده از فیدر ( مجموعهای از خطوط، کابلها یا تجهیزات برای انتقال برق از منبع تولید یا پستهای اصلی به نقاط مصرف یا تجهیزات توزیع پاییندستی اختصاصی) است. او خرید برق آزاد را اقدامی مثبت میداند و معتقد است این سازوکار میتواند انگیزه سرمایهگذاری در نیروگاهداری را افزایش دهد، اما در مقابل، ضعف نظام تنظیمگری و مشارکت محدود بخش خصوصی در تصمیمگیریهای حوزه برق را از مشکلات موجود میداند. از نگاه نجفی، بخشی از مشکلات امروز نیروگاهداری به تصمیماتی در حدود دو دهه قبل بازمیگردد که به گفته او، باعث کاهش رونق کسبوکار در این حوزه شد. در نتیجه، ممکن است یک کارخانه بزرگ برق مورد نیازش را از مسیر دیگری تأمین یا برای خاموشی برنامهریزی کند، اما واحدهای کوچکتر ممکن است هیچکدام از این گزینهها را نداشته باشند و خط تولید خود را متوقف کنند.
بخش دیگری از هزینه بحران انرژی اصلا در کارخانه اتفاق نمیافتد. قطع و وصل و نوسان برق میتواند به وسایل خانه آسیب بزند و هزینهای را به خانوار تحمیل کند که ارتباط آن با «۱۲ هزار مگاوات کسری برق» در هیچ قبضی دیده نمیشود. سال گذشته، یک خانوار در جریان قطعی و نوسان برق یخچال خانه را از دست داده و برای خرید یخچال جدید ناچار به خرید اقساطی شده است. کولر نیز بهشدت آسیب دیده، اما فعلا امکان خرید دستگاه جدید وجود ندارد. قرار است امسال با همین کولر سپری شود و اگر شرایط مالی اجازه دهد، سال آینده برای تعویض آن اقدام شود که احتمالا باز هم به شکل اقساطی خواهد بود. درآمدی که خانوار برای زندگی به دست میآورد، بخشی از مسیر خود را به سمت تعمیر یا خرید دوباره وسایلی میبرد که پیش از بحران قرار نبود هزینهای برایشان پرداخت شود.
به این ترتیب، یک ناترازی واحد میتواند برای گروههای مختلف، قیمتهای کاملاً متفاوتی داشته باشد. صنایع بزرگ ممکن است بخشی از مصرف خود را مدیریت کنند یا برق آزاد بخرند کارخانه کوچکتر با توقف تولید و کاهش اضافهکاری مواجه شود و کسبوکار دو نفره زمان خواب و استراحت خود را برای جبران خاموشی از دست بدهد و خانوار، هزینه خسارت وسایل خانه را با درآمدی که از قبل هم تحت فشار است، پرداخت کند. در نهایت، ۱۲ هزار مگاوات ناترازی، یک عدد برای کل اقتصاد است، اما هزینه خاموشی برای همه یکسان نیست.