هر روز ساعت پنج صبح با صدای نالههای زن سالمندی از خواب بیدار میشود؛ پوشکش را عوض میکند، صبحانه و داروهایش را میدهد. سپس شیفتش را تحویل پرستار روز میدهد و با سرعت خود را به محل کار بعدی میرساند. ساعت شش و نیم صبح، شیفت دوم کاریاش شروع میشود؛ مراقبت از سالمندی دیگر، تا شش و نیم عصر. آزاده زنی 45 ساله است که شغل او مراقبت یا در اصطلاح پرستاری از سالمندان در خانههاست. شغلی که تمام زندگی او در آن خلاصه میشود. اما درآمدش به قول خودش ارزش دو شیفت کار تمام وقت را ندارد. دردهای جسمی ناشی از جابهجایی سالمندان چندسالی است سراغش آمده، اما نه بیمه درمانی دارد و نه حقوق ایام بیماری. او مراقب سالمندان است اما کمتر کسی از سلامت خودش میپرسد.
مراقبان سالمندان ممکن است ساعتهای طولانی در خانه سالمند حضور داشته باشند، به او در غذا خوردن، استحمام، جابهجایی، مصرف دارو و انجام امور روزمره کمک کنند و حتی شبها در کنار او بمانند. با این حال، وضعیت شغلی و اجتماعی خود این قشر در بسیاری از موارد روشن نیست.
براساس گفته پژوهشگران ایرانی و سازمان جهانی بهداشت، در ایران بخش قابل توجهی از مراقبت بلندمدت سالمندان در یک خانه خصوصی انجام میشود؛ موضوعی که نظارت، ثبت اطلاعات، تشخیص رابطه کاری و پیگیری حقوق شغلی را دشوارتر میکند.
از سوی دیگر مراقبت از سالمند گاهی صرفاً یک کار خدماتی یا «همراهی با سالمند» تصور میشود؛ در حالی که بسته به وضعیت فرد، مراقب ممکن است با مجموعهای از وظایف جسمی و روانی سنگین روبهرو باشد که میتواند فشار زیادی بر او وارد کند و احتمال اختلالات شناختی یا بیماریهای مزمن را افزایش دهد.
بیمه برای مراقب سالمند علاوه بر پرداخت هزینه درمان، برخورداری از حمایت در برابر بیماری، حادثه، ازکارافتادگی و در بلندمدت بازنشستگی است. طیبه 53 ساله و مبتلا به سرطان است. حدود یک سال است که شغل مراقبت از سالمند را برعهده گرفته تا بتواند از پس هزینههای شیمیدرمانی خود بربیایید. او میگوید: «از یک خانم 81 ساله نگهداری میکنم که توان بلندشدن ندارد. باید جابهجایش کنم، به او غذا بدهم، پوشکش را عوض کنم، داروهایش را بدهم، برایش غذا درست کنم و به امور خانه رسیدگی کنم. درحالیکه خودم به دلیل شیمیدرمانی، به شدت ضعف دارم و گاهی توان بلندشدن را هم ندارم اما باید به شغلم برسم. به درآمدش برای تامین هزینههای شیمیدرمانی نیاز دارم.» طیبه بیمه درمانی ندارد و کارفرمایش هم حاضر به بیمه کردن او نیست.
مجید رحمتی، عضو هیئت مدیره کانون شوراهای اسلامیکار استان تهران درباره مشمولیت قانون کار برای مراقبان سالمندان میگوید: «مراقبان سالمندان تابع قانون کار بوده و کارگر حساب میشوند. از آنجایی که معمولاً مراقبان سالمندان از طریق یک مؤسسه استخدام میشوند، باید مثل یک کارگر که توسط یک مقاطع کننده استخدام میشود، با آنان برخورد شود.»
به گفته او موسسه در مقابل آنها مسئول است و طبق قانون کار باید این افراد بیمه شوند و بتوانند مثل تمام کارگرها از حمایتهای قانون کار و بیمه تامین اجتماعی استفاده کنند.
در قسمت شرایط بیمه یکی از وبسایتهای پرمخاطب استخدام، نوشته شده که «بیمه ندارد.» در آگهی برخی از موسسات ارائه خدمات پرستاری به سالمندان یا افرادی که بهطور مستقل مایل به استخدام شخصی برای مراقبت از سالمندانشان هستند هم به وضعیت بیمه اشارهای نشده و جوابشان این است: بیمه نداریم.
خانم «ن»، مدیر یکی از موسسات ارائه مراقبتهای پرستاری میگوید: «نه ما و نه موسسات دیگر، مراقبان سالمندان را بیمه نمیکنیم. این افراد میبایست، خودشان نسبت به بیمه خود به صورت خویشفرما اقدام کنند.»
او ادامه میدهد: «اغلب افرادی که با موسسه ما کار میکنند، همزمان مدارک خود را به حدود 10 موسسه دیگر هم دادهاند. آنها مدام با این موسسات در تماساند و به محض آنکه یکی از این موسسات برایشان کاری پیدا کند، به سراغ آن کار رفته و پس از مدتی که کاری نداشته باشند، دوباره برای یافتن کار به ما پیام میدهند. با این حساب نمیتوان این افراد را که مدام بین چندین موسسه در رفت و آمدند، بیمه کرد.»
این مدیر درباره قراردادهای بلندمدت و امکان بیمهکردن افراد توضیح میدهد: «طولانیترین مدت قرارداد همه موسسات با مراقبان سالمندان شش ماه است. دلیل این مسئله تغییر رقم دستمزد این افراد است.»
به غیر از آسیبهای جسمی احتمالی، مراقبت از سالمند، بهویژه سالمندان با شرایط خاص، میتواند از نظر روانی فرساینده باشد. مراقب ممکن است با بیقراری، پرخاشگری، بیخوابی یا وابستگی شدید سالمند روبهرو شود. در مواردی نیز مرگ سالمندی که مراقب برای مدت طولانی از او نگهداری کرده، تجربهای عاطفی و سنگین است. اگر این فشار با ساعات کار طولانی، درآمد پایین و نبود امنیت شغلی همراه شود، احتمال فرسودگی شغلی افزایش مییابد.
رحمتی در این مورد میگوید: «مراقبت از سالمندان از لحاظ قانون کار جزو مشاغل سخت محسوب میشود. مطالبات صنفی مراقبانی که در خانههای سالمندان کار میکنند، قابل پیگیری است. چون چنین مشاغلی از لحاظ قانونی توسط وزارت بهداشت و ادارات کار قابل رصد است.»
او ادامه میدهد: «زمانی که بحث مراقبت در منزل مطرح میشود، مسئله اثبات سخت و زیانآوری فعالیت مراقب سخت میشود. آنها از لحاظ نوع کار درجهبندی متفاوت دارند. برخی از سالمندان از لحاظ انجام کارهای روزمره توانمند هستند و نقش فرد مراقب، بیشتر همراهی و همدمی با سالمند است اما بعضی دیگر از انجام امور روزمره خود ناتوانند. در چنین شرایطی مراقب حرفهای سالمند باید او را بلند کند که در اینجا بحث سختی کار پیش میآید و قابل اثبات است.»
به گفته رحمتی اگر مراقب در خانه سالمندان یا در مؤسسات ارائه خدمات پرستاری فعالیت کند، اثبات سختی کارش راحتتر خواهد بود.
در بازار غیررسمی مراقبت در منزل، عواملی مانند شهر محل کار، ساعات حضور، شبکاری، میزان ناتوانی سالمند، نیاز به جابهجایی فیزیکی و مهارت مراقب میتواند بر دستمزد تأثیر بگذارد.
مدیر موسسه ارائه خدمات مراقبت سالمندان میگوید: «اگرچه کار مراقبان سالمند تا حدی دشوار است و معمولا تا سنین میانسالی بیشتر قادر به کار کردن نیستند، اما حداقل دستمزد این گروه برای یک کار تمام وقت، ماهانه 35 میلیون تومان است. اگر این رقم را با حداقل دستمزد تعیینشده برای سال 1405 که رقمیحدود 17 میلیون تومان است، مقایسه کنیم، متوجه تفاوت میشویم.» او معتقد است این مقدار با محاسبه هزینههای خوراک شخص مراقب که بر عهده خانواده سالمند است، به رقمیحدود 70 میلیون تومان میرسد: «با این حساب منطقی است که بیمه این افراد برعهده خودشان باشد.» درحالیکه اگر مراقب به دلیل آسیب جسمی نتواند به کار خود ادامه دهد، بدون قرارداد و حمایت اجتماعی کافی، ممکن است درآمد خود را نیز از دست بدهد.
توران زنی 60 ساله است که از طریق یکی از موسسات خدمات پرستاری برای نگهداری از مرد سالخوردهای انتخاب شده است. او میگوید: «موسسه در ابتدا با من شرط کرد که امکان بیمه کردن ندارد و گفتند اگر بیمه میخواهی از خانوادهای که قرار است از سالمندشان نگهداری کنی، بخواه که تو را بیمه کنند.»
او به دلیل بالارفتن اجارهها دیگر قادر به پرداخت اجاره خانه نبوده و چون جایی برای زندگی نداشته، شرایط موسسه را قبول کرده است: «آن خانواده نهتنها شرایط بیمه را نپذیرفتند بلکه با همان حقوق، به جای نگهداری از یک سالمند ناگزیر شدم از همسر آن مرد سالخورده هم نگهداری کنم.»
توران ادامه میدهد: «به دلیل جابهجایی دو سالمند دچار افتادگی رحم شدم و نیاز به جراحی پیدا کردم ولی چون بیمه نداشتم و آن خانواده هم هزینههای عمل را تقبل نکردند، مجبور شدم از همان درآمد ناچیزم هزینههای عمل را پرداخت کنم.»
اگرچه طبق قوانین ایران، مراقبان حرفهای سالمندان تابع قانون کار هستند، اما بسیاری از این مراقبان از ترس از دست دادن شغل از پیگیری حقوق قانونی خود صرفنظر میکنند. نبودن تعریف مشخص از کارفرما (موسسه اعزام مراقبان یا اشخاص) و ضعف سیستم نظارتی بر این مراقبان از خلأهای قانونی است. در بریتانیا اگر خانوادهای مستقیماً فردی را برای مراقبت شخصی از سالمند استخدام کند در بسیاری از موارد از نظر قانون، کارفرمای او محسوب میشوند. براساس قوانین دولت بریتانیا «فردی که مستقیماً یک مراقب یا دستیار شخصی را استخدام میکند، مسئولیتهای کارفرمایی دارد؛ از جمله فراهم کردن قرارداد کاری، فیش حقوقی و پرداخت حداقل دستمزد.» این تجربه برای ایران از این جهت قابل توجه است که وقتی مراقب در خانه شخص سالمند کار میکند، خصوصی بودن محل کار لزوماً به معنای خارج بودن رابطه کاری از نظام حقوق کار نیست.
رحمتی حمایت از مراقبان و داشتن بیمه و امنیت شغلی را منطقی میداند: «وقتی مراقب از لحاظ شغلی احساس حمایتهای لازم را داشته باشد، قطعا از لحاظ روانی در شرایط بهتری قرار داشته، خدمات بهتری به سالمند ارائه میدهد که این امر بر افزایش کیفیت خدمات تاثیر بهتری خواهد داشت. اما نداشتن حمایت به طور قطع بر کیفیت خدمات او تاثیر منفی خواهد داشت.»
جمعیت سالمند به مراقبت نیاز دارد اما مراقبت پایدار بدون نیروی انسانی سالم و برخوردار از امنیت شغلی امکانپذیر نیست. به همین دلیل، حمایت از مراقبان سالمندان را نباید هزینهای اضافی تلقی کرد. این حمایت بخشی از سرمایهگذاری برای آینده نظام مراقبت از سالمندان است.
