پیوند فلسفه و پزشکی به ظاهر سخت و نشدنی است اما در بیستودومین کنگره بینالمللی انجمن علمی متخصصین زنان و زایمان، عبدالحمید ضیایی، استاد و پژوهشگر فلسفه و عرفان، با طرح دیدگاهی فلسفی، از ضرورت بازتعریف مفهوم تابآوری و موفقیت در حرفه پزشکی سخن گفت.
او پزشکی را حرفهای توصیف کرد که بهطور روزمره با تجربههایی چون درد، اضطراب، مرگ، امید و ناامیدی گره خورده و به همین دلیل، تابآوری در این عرصه نه یک فضیلت، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر است.
به باور ضیایی، پزشک در فرآیند درمان همواره با موقعیتهایی روبهرو است که نتیجه آنها کاملاً در اختیار او نیست و این پذیرشِ عدمقطعیت، نخستین گام برای حفظ سلامت روان در این حرفه پرفشار محسوب میشود.
ضیایی، بر مرزگذاری میان آنچه در حوزه مسئولیت و اختیار پزشک قرار دارد و عواملی که از کنترل او خارج است، تأکید کرد: «اگر پزشک موفقیت حرفهای خود را صرفاً در نجات همه بیماران یا نتیجه موفقیتآمیز تمام اعمال جراحی بداند، در مواجهه با هر نتیجه نامطلوبی احساس شکست خواهد کرد، در حالی که سرنوشت درمان هرگز حاصل عملکرد پزشک به تنهایی نیست.»
به گفته او پزشک مسئول تصمیمگیری درست، تلاش حرفهای و کیفیت مراقبت است، اما نمیتواند همه متغیرهای دخیل در سرنوشت بیمار را مهار کند. این تفکیک، با کاهش فشار روانی ناشی از مسئولیتهای سنگین حرفهای، به پزشک امکان میدهد بدون تحمل بار گناه ناکامیهای اجتنابناپذیر، به فعالیت خود ادامه دهد.»
ضیایی تاکید کرد: «پذیرش احتمال شکست درمان نباید به معنای کنار گذاشتن تلاش باشد، بلکه دقیقاً در دل همین پذیرش است که امید معنا پیدا میکند؛ امیدی که نه بر انکار واقعیت، که بر پذیرش آن و تلاش در سایه عدمقطعیت استوار است.»
این پژوهشگر فلسفه با نفی نگاه سنتی به تابآوری گفت: «پزشک تابآور الزاماً کسی نیست که در تمام شرایط بر یک روش یا تصمیم واحد پافشاری کند، بلکه کسی است که متناسب با تغییر شرایط بیمار و یافتههای جدید، توانایی بازنگری در تصمیمها و تطبیق خود با وضعیت را داشته باشد. این انعطاف در محیط درمان، به معنای کنار گذاشتن تعصب روششناختی و پذیرش این حقیقت است که بیماری، فرایندی پویا و غیرخطی است و درمانگر هوشمند، کسی است که در مسیر این پویایی، خود را بازتعریف کند.»
ضیایی همچنین به تفاوتهای فردی در میزان تابآوری اشاره کرد: «نباید از همه افراد انتظار واکنشی یکسان در برابر بحران داشت. پزشکان، پرستاران، بیماران و خانوادههایشان ممکن است در مواجهه با یک رویداد واحد، پاسخهای متفاوتی نشان دهند و این تنوع را نباید به ضعف یا ناتوانی تعبیر کرد. او بر لزوم شناخت ظرفیتهای روانی افراد و پرهیز از انتظار شکستناپذیری تأکید کرد.
او درباره رابطه پزشک و بیمار گفت: «پزشک باید فارغ از تفاوتهای فردی و فکری، رنج بیمار را ببیند و با او همدل باشد؛ چراکه بسیاری از رفتارهای دشوار یا آزاردهنده بیماران، ریشه در ترس، درد یا اضطرابی ناشناخته دارد. البته همدلی به معنای پذیرش رفتار نادرست یا انفعال در برابر خشونت نیست، بلکه تلاشی است برای فهم شرایط انسانی طرف مقابل.»
این پژوهشگر در بخش پایانی سخنان خود، به جنبهای کمتر دیدهشده از تابآوری اشاره کرد و آن را صرفاً امری ذهنی ندانست. او با تأکید بر نقش خواب کافی، تغذیه مناسب و توجه به سلامت جسم، یادآور شد که توانایی مواجهه با بحران، ریشه در مراقبت از تمام ابعاد وجودی فرد دارد.
همچنین از روشهایی چون ذهنآگاهی و تمرینهای افزایش توجه و آگاهی به عنوان ابزارهایی مؤثر برای تقویت ظرفیت روانی یاد کرد.
ضیایی توضیح داد: «تابآوری پزشک نه یک اقدام شخصی، که بخشی از مراقبت از نظام درمان است. پزشکی که توان روانی خود را از دست بدهد، دیر یا زود کیفیت ارتباط و تصمیمگیری او نیز دستخوش آسیب خواهد شد. به بیان دیگر، درمانِ بیمار، از سلامت درمانگر آغاز میشود.»
