در این پژوهش با نام «تحولات و روندهای تامین اجتماعی- قاره آمریکا 2026»، سعی شده در پنج فصل موضوعات و مسائل مدیریت و نوآوری برای تامین اجتماعی موثر، پوشش تامین اجتماعی برای بازار کار در حال تغییر، تامین اجتماعی برای دورههای مختلف زندگی و جمعیت رو به کهنسالی، تامین مالی و پایداری تامین اجتماعی و هماهنگی بیشتر برای ایجادسامانههای تامین اجتماعی منسجم در قاره آمریکا پوشش داده شود.
در فصل نخست این پژوهش با اشاره به تغییرات در فناوری، تغییر جمعیتی و مطالبات در حال تغییر شهروندان، به واکنش موسسات تامین اجتماعی به این موارد و بازاندیشی نحوه همکاری و خدماترسانی به گروههای مختلف جامعه پرداخته شدهاست.
در بخشی از این گزارش آمده است: موسسات تامین اجتماعی در کشورهای مختلف قاره آمریکا دست به اقدامات زیادی زدهاند؛ از گنجاندن برنامهریزی استراتژیک و مدیریت ریسک در «DNA» سازمانی گرفته تا شکستن ساختارهای سازمانی قدیمی که مانع دستیابی به کارایی بهبود یافته و نتایج بهتر میشوند. به این ترتیب سازمانهای تامین اجتماعی در حال برداشتن گامهای آگاهانهای برای ایجاد سیستمهای چابکتر، پاسخگوتر و شهروندمحورتر هستند. «در قلب این تلاشها، تعهد به اصول اساسی حکمرانی خوب - شفافیت، پاسخگویی، مشارکت، پیشبینیپذیری و پویایی - نهفته است که به عنوان بنیانهایی عمل میکنند که موسسات تامین اجتماعی میتوانند با تکیه بر آنها، تعهد بلندمدت خود را به ماموریتهایشان در تامین امنیت برای اعضا و جمعیت خود تقویت کنند.»
استفاده از فناوریهای دیجیتال در سطح پیشرفته، استفاده از هوش مصنوعی، به کارگیری چارچوبهای جدید همکاری و در اولویت قرار دادن رویکردهای کاربرد محور برای ارائه خدمات سریعتر، کارآمدتر و شخصیسازیشده تر از جمله اقدامات این کشورها در سال 2026 است.
در فصل دوم این پژوهش، به نیاز برای ارتقا پوشش تامین اجتماعی برای کارگران خوداشتغال، کارگران مهاجر و سایر کارگرانی که درآمدهای اندک ناپایدار دارند، تاکید بسیار شده است. براساس یافتههای این پژوهش، کشورها در نیمکره غربی با تکیه بر دههها پیشرفت در گسترش پوشش، در حال انجام تغییرات گسترده قانونی و اداری هستند تا سیستمهای تامین اجتماعی را برای کارگران در همه اشکال اشتغال، جامعتر، کافیتر و فراگیرتر کنند.
افزایش کافی مزایا، گسترش اجزای تامین مالی همگانی یا مالیاتی و بهبود دسترسی عادلانه صرف نظر از وضعیت بازار کار، هدف اصلی این تلاشها است. پیشبرد پوشش همگانی سلامت نیز همچنان در اولویت است و کشورها در حال گسترش اطلاعرسانی، بهبود کیفیت خدمات، تقویت مدلهای مراقبتی متناسب و تسریع تحول دیجیتال هستند.
توجه روزافزون به نیازهای به اصطلاح «طبقه متوسط فراموششده» (کارگرانی که تحت پوشش طرحهای مشارکتی یا کمکهای اجتماعی نیستند) باعث شده تا نحوه طراحی، تامین مالی و جایگاه سیستمهای تامین اجتماعی در مقایسه با جمعیت هدف، تغییر کند. بسیاری از کشورها در حال تطبیق سازوکارهای مشارکتی، معرفی یا تقویت پوشش بیمههای خطرات کوتاهمدت و ارائه مسیرهای یارانهای یا انعطافپذیر برای ترویج همزمان گسترش و رسمیسازی پوشش تامین اجتماعی هستند.
اصلاحات اخیر که کارگران خوداشتغال و کارگران پلتفرمی را در چندین کشور شامل میشود، نشاندهنده تعهد فزاینده به تضمین حق تامین اجتماعی برای همه کارگران است. تلاشها برای بهبود حمایت اجتماعی از کارگران مهاجر نیز در بخشهایی از منطقه درحال افزایش است، اگرچه پیشرفتش همچنان کند است. گسترش توافقنامههای بینالمللی تامین اجتماعی در کنار بهبود روندهای اداری، قابلیت کمکرسانی را تقویت کرده و به کارگران و خانوادههایشان کمک میکند تا به مزایای بیشتری دسترسی پیدا کنند.
در فصل سوم تمرکز پژوهش بر روی تلاش کشورها برای جامعیت ارائه خدمات تامین اجتماعی به همه سنین جامعه است. این تلاشها شامل «تقویت و تطبیق نهادهای قدیمی بیمه اجتماعی، تقویت ضمانتهای اساسی و ایجاد پیوندهای قویتر بین برنامهها و حوزههای سیاستگذاری برای ارائه حمایت منسجمتر، مداومتر و جامعتر» است.
حمایت اجتماعی کافی در مراحل اولیه زندگی برای کاهش نابرابریها و ایجاد پایه و اساس برای آیندهای سالمتر و پربارتر ضروری است. براساس یافتههای این پژوهش، در برزیل و شیلی مزایای بیشتری به خانوادههای دارای فرزند داده میشود اما این مزایا همچنان کافی نیست. سیاستهای جدید مراقبت ملی در شیلی و اکوادور، و گسترش مزایای پدرشدن در کاستاریکا و اروگوئه، در این زمینه برجسته هستند.
مبحث بهداشت کودکان هم در این فصل مورد توجه قرار گرفته است. کشورها بر مداخلات بهداشتی متمرکز بر کودکان تاکید میکنند که این خود نشاندهنده اولویتبندی فزاینده سرمایهگذاری در سنین کودکی است. به موازات تکامل بازارهای کار، سیستمهای بهداشت تامین اجتماعی باید آماده باشند تا از افراد هنگام ورود به بازار کار، یافتن شغل پایدار و حفظ بهرهوری کار در طول زندگی کاریشان حمایت کنند.
گسترش حمایتهای بهداشتی از کارگران کمدرآمد و خانوارهای آنها، کارگران شاغل در مشاغل غیررسمی و کسانی که در اشکال جدید اشتغال - مانند کار پلتفرمی - فعالیت میکنند، همچنان در مرکز این تلاشها قرار دارد. اشتغال معلولین هم با ابزارهای دیجیتال و پلتفرمهای سازگار به ارائه خدمات تقویت شده است، البته در حالی که ابتکارات مکمل در ایمنی و بهداشت شغلی نشان دهنده تعهد روشن و رو به رشد به پیشگیری، سلامت روان، ادغام مجدد و اشتغال فراگیر برای معلولین است.
با افزایش سن افراد و مواجهه آنها با بیماری و یا معلولیت، نیازها پیچیدهتر میشود و حمایت اجتماعی یکپارچه حیاتیتر میشود. در سراسر منطقه، اصلاحات خدمات بازنشستگی به دنبال ایجاد تعادل بین پایدار بودن و کافی بودن است. برای تحقق این هدف بهبود ارائه خدمات با هدف پاسخگوبودن، شفافبودن و قابل دسترستر بودن سیستمها انجام میشود.
فصل چهارم پژوهش به روند سریع اصلاحات سیستمهای تامین اجتماعی در اکثر کشورهای منطقه پرداخته است. هدف از این اصلاحات تطبیق خدمات سازمانهای تامین اجتماعی با نیازهای جمعیتهای رو به پیری است. همچنین اصلاحات پارامتریک برای افزایش سن بازنشستگی و افزایش طول دوره کاری همچنان برجسته هستند.
اصلاحات گسترده، مانند اصلاحات شیلی که تقویت درآمدها را با مزایای جدید بیمه اجتماعی و ارائه مزایایی برای زنان و افراد کمدرآمد ترکیب کرده، گواهی بر شناخت فزاینده این کشور از اهمیت متعادلسازی الزامات مالی با سازوکارهای مبتنی بر همبستگی است.
کشورهای منطقه آمریکای جنوبی همچنین در حال اجرای اقداماتی هستند که حاکمیت و نظارت بر سیستمهای تامین اجتماعی را افزایش میدهد، از منابع عمومی محافظت میکند و اعتماد به نهادها را ایجاد میکند. فرآیندهای برنامهریزی و بودجهبندی پیشرفته، سیستمهای داده بهبود یافته، عملکردهای آماری بهتر و نهادهای نظارتی و تنظیمی جدید باعث میشود که نظارت تقویت شده، ناکارآمدیها کاهش یابند و مدیریت مالی شفاف ایجاد شود.
در نهایت در فصل پنج، پژوهش به اهمیت تقویت انسجام سازمانهای تامین اجتماعی میپردازد. این امر از طریق ابزارهای سیاسی، نهادی و عملیاتی ایجاد میشود. علاوه بر این، تحقق این امر به طور فزایندهای مستلزم ایجاد و تقویت انسجام بین سیستمهای تامین اجتماعی و سایر حوزههای سیاستی است و این دو بر اثربخشی کلی یکدیگر تاثیر میگذارند.
منبع: ISSA
