
برابری جنسیتی در هسته مرکزی خود بر این اصل استوار است که دسترسی به منابع قدرت ثروت و امکانات نباید تحت تاثیر جنسیت افراد در بدو تولد قرار گیرد. بر اساس دانشنامه فلسفه استنفورد این مفهوم از دیدگاه لیبرال بر حذف تبعیضهای قانونی و از دیدگاه ساختارگرایانه بر حذف موانع پنهانی تاکید دارد که مانع از شکوفایی استعدادهای نیمی از جمعیت جهان میشود.
دسترسی برابر به آموزش در معنای وسیع کلمه، یعنی جراحیِ ساختار جامعه به گونهای که هر مانعی که خارج از اراده، هوش و تلاش خودِ دانشآموز است، از مسیر پیشرفت او برداشته شود.

مفهوم «برابری فرصتها» که قلب تپنده عدالت اجتماعی مدرن است، میگوید سرنوشت شما نباید در بدو تولد و بر اساس موجودی حساب بانکی پدرتان رقم بخورد.

عدالت اجتماعی نه یک هدیه، بلکه ثمره آگاهی و مطالبهگری منصفانه است. عدالت یعنی پیوند میان «همبستگی ملی» و «کرامت انسانی».