از صفحه نمایش به خیابان؛ بازگشت شدیدتر زنستیزی
برای چهارمین بار در یک هفته، «دنیل پرینسیپ»، فعال و مربی حوزه جوانان، در برابر دانشآموزان یک کلاس ایستاد و پرسشی تکراری را مطرح کرد: «آیا معلمان زن به اندازه معلمان مرد مورد احترام قرار میگیرند؟»
پاسخ پسران یکصدا منفی بود.
پرینسیپ میگوید: «همه پسرها گفتند نه.»
«اگر چنین است، چرا این رفتار در بعضی بخشهای فرهنگ پسرانه تشویق میشود؟ بیرحم، خشن و ترسناک بودن نسبت به زنان، در بعضی فضاها پاداش میگیرد.»
او هر روز از مدارس ابتدایی تا دانشگاهها وارد کلاسها میشود تا درباره احترام، روابط و خشونت با دانشآموزان گفتوگو کند. وقتی از پسران میپرسد آیا محتوایی دیدهاند که در آن زنان تحقیر میشوند (مثلا گفته شود که زنان فقط دنبال پول هستند، جای آنها در آشپزخانه است یا همه آنها خیانت میکنند)، حدود ۹۰ درصدشان دست خود را بالا میبرند.
او میگوید: «البته برخی از این هنجارهای اجتماعی و کلیشههای جنسیتی پیش از این لحظه هم وجود داشتهاند، اما اکنون شدت بیشتری گرفتهاند. در حال حاضر، برای بازتولید این رفتارها پاداش اجتماعی بیشتری وجود دارد.»
در خارج از کلاسهای درس، پنج بازیکن تیم فوتبال «سیدنی سوانز» در مرکز توجه قرار گرفتهاند، اما آنها تنها مورد این هفته نبودند. در سراسر استرالیا، مجموعهای از پروندههای پرسروصدا درباره خشونت جنسی، اتهامهایی علیه نوجوانان، ورزشکاران حرفهای و مردان را به موضوعی ملی تبدیل کرده است.
تنها در ۹ روز گذشته، سه دانشآموز کالج اسکاتز در سیدنی به تجاوز جنسی به یک دختر ۱۴ ساله در سیدنی متهم شدند. در پروندهای دیگر در سیدنی، سه نوجوان ۱۷ ساله به دلیل اتهام تجاوز گروهی به یک دختر ۱۷ ساله تحت پیگرد قرار گرفتند.
در ملبورن، یک پسر ۱۳ ساله در ارتباط با تلاش ادعایی برای تجاوز جنسی به دو زن بازداشت شد. در بریزبن، یک مرد ۳۲ ساله متهم به تجاوز به زنی جوان شد که با سگش قدم میزد. در پرِت هم دو مرد ۳۰ و ۲۵ ساله به تجاوز جنسی به یک دختر ۱۴ ساله اعتراف کردند و به زندان محکوم شدند. در کنار همه اینها، پلیس ایالت ویکتوریا در حال تحقیق درباره یک تجاوز جنسی ادعایی در ساعات اولیه صبح دوشنبه در هتل «پولمن» ملبورن است؛ هتلی که تیم سیدنی سوانز در آن اقامت داشت. هیچیک از بازیکنان سوانز بازداشت یا متهم نشدهاند و جزئیات زیادی درباره این ادعاها و ارتباط احتمالی آن با تیم همچنان نامشخص است.
اما این فرهنگ محدود به مدارس خصوصی و باشگاههای ورزشی نیست و میزان گسترش آن به دلیل دشواری ثبت و گزارش موارد، بهسختی قابلاندازهگیری است.
بر اساس جدیدترین دادههای اداره آمار استرالیا، تعداد تجاوزهای جنسی ثبتشده توسط پلیس در سال ۲۰۲۴ از ۴۰ هزار مورد فراتر رفته است؛ یعنی بیش از ۱۰۰ مورد در روز در سراسر کشور. این رقم نسبت به سال قبل ۱۰ درصد افزایش یافته و ۳۷۳۵ قربانی بیشتر را شامل میشود.
در سطح ملی، حدود دو نفر از هر پنج قربانی یا بازمانده خشونت جنسی، هنگام وقوع حادثه بین ۱۰ تا ۱۷ سال سن داشتهاند و ۸۱ درصد قربانیان زن بودهاند. بیشتر تجاوزهای جنسی در خانهها رخ داده است.
«پَتی کینرزلی»، مدیرعامل سازمان Our Watch، میگوید استرالیا در این هفته شاهد «برخی اتهامهای بسیار نگرانکننده و پرسروصدا درباره خشونت جنسی» بوده است، اما افزایش گزارشها نشان میدهد زنان بیشتری در حال مطرح کردن تجربههای خود هستند.
او میگوید: «تجاوزهای جنسی ثبتشده توسط پلیس بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ حدود ۶۷ درصد افزایش یافته و سال ۲۰۲۴ بالاترین نرخ ثبتشده از زمان آغاز این مجموعه آماری در سال ۱۹۹۳ بوده است.»
با این حال، کینرزلی تاکید میکند تصویر کلی در سطح جمعیت پیچیدهتر است. دادههای مربوط به پیمایشهای ایمنی شخصی نشان میدهد خشونت جنسی اخیر علیه زنان از ۱.۲ درصد در سال ۲۰۱۲ به ۱.۹ درصد در سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲ افزایش یافته، در حالی که نرخ بلندمدت آن تقریبا ثابت مانده است.
او میگوید تعداد گزارشهای ثبتشده پلیس و حجم پوشش رسانهای نمیتواند تصویری دقیق از اینکه آیا خشونت جنسی در حال افزایش است یا نه ارائه دهد، اما افزایش این گزارشها نشان میدهد زنان بیشتری تشویق شدهاند درباره تجربههای خشونت جنسی خود صحبت کنند.
از نظر پرینسیپ، میان برخی نگرشهایی که او در مدارس مشاهده میکند و خشونتی که علیه زنان اعمال میشود، ارتباطی روشن وجود دارد.
پرینسیپ میگوید: «وقتی مردان دگرجنسگرا از نظر اجتماعی شرطی میشوند که رابطه جنسی و روابط عاطفی را نوعی فتح و پیروزی ببینند، بسیاری از این مشکلات از همینجا آغاز میشود. وقتی رابطه جنسی چیزی تلقی نشود که باید بر پایه رضایت و مشارکت متقابل باشد، بلکه چیزی باشد که باید از زنان گرفته شود، آنجاست که وضعیت واقعا نگرانکننده میشود.»
معلمان و دیگر کارکنان آموزشی که در مدارس فعالیت میکنند (و تنها به شرط ناشناس ماندن حاضر به صحبت با گاردین استرالیا شدند) روایت مشابهی ارائه کردند: در کلاس، دانشآموزان پسر برای معلمان زن صداهای تحقیرآمیز درمیآورند و دیگر پسرها میخندند. آنها محتوای توهینآمیز و تحقیرکننده در اسنپچت منتشر میکنند، چون میدانند پیامد جدی در انتظارشان نیست و کسی نمیتواند منشا آن را شناسایی کند. به گفته این معلمان، همهگیری کووید این دیدگاهها را تشدید کرده است و ممنوعیت اینترنتی دولت هم تقریبا شکست خورده است.
در همین هفته، گزارشی بیسابقه با عنوان «زنستیزی، رادیکالیزهشدن آنلاین و افراطگرایی جوانان در استرالیا» منتشر شد. این گزارش دیدگاههای ۳۴۲۹ شهروند استرالیایی، از جمله بیش از هزار نفر در گروه سنی ۱۳ تا ۱۷ سال درباره زنان و برابری جنسیتی را مورد مطالعه قرار داد.
بر اساس پژوهش دانشگاه ملبورن، حدود یک نفر از هر سه پسر نوجوان، نگرشهای زنستیزانه، بیاعتمادی به زنان و باور به نقشهای سنتی جنسیتی را ابراز کرده است. این تحقیق نشان میدهد نسل Z در مقایسه با مردان نسلهای دیگر، احتمال بیشتری دارد که دیدگاههای سنتی یا خصمانه نسبت به زنان را بپذیرد.
همزمان، دختران نسل Z دو برابر بیشتر از زنان نسل هزاره (میلنیالها) احتمال داشت باور داشته باشند که ازدواج به شوهر حق برقراری رابطه جنسی حتی بدون تمایل همسر را میدهد.
«مایکل فلاد»، جامعهشناس، میگوید پژوهشهایی که در ایالات متحده درباره فضاهای عمدتا مردانه مانند ارتش، رشتههای ورزشی و انجمنهای دانشجویی مردانه انجام شده، وجود شاخصهای مشترکی را تایید میکنند که احتمال وقوع خشونت جنسی را افزایش میدهد.
فلاد میگوید: «در هر محیطی عوامل خطری وجود دارد که احتمال اعمال خشونت جنسی و همچنین قربانی شدن در برابر آن را افزایش میدهد؛ در محیطهایی که در آنها وفاداری و پیوندهای شدید میان مردان وجود دارد، هنجارهای قدرتمند جنسیتزده و عینیتبخشیدن جنسی به زنان حاکم است، مصرف الکل و مواد مخدر بالاست و میزان مصرف پورنوگرافی هم زیاد است.»
فلاد میگوید تحقیقات درباره رشتههای ورزشی نشان داده است میزان خشونت جنسی در میان مردانی که ورزشهای تیمی و برخوردی مانند لیگ راگبی ملی (NRL) و فوتبال استرالیایی (AFL) انجام میدهند، بیشتر از مردانی است که در ورزشهای انفرادی و بدون برخورد مانند تنیس یا شنا فعالیت میکنند.
او اضافه میکند: «اما تحقیقات بیشتر نشان داده است که مسئله فقط ماهیت خود ورزش نیست؛ بلکه ویژگیهای خاص باشگاهها و جوامعی که با آن ورزش یا آن محیط مرتبط هستند هم اهمیت دارد.»
او میگوید مشکل اصلی این است که «تلاش کافی برای تغییر» انجام نشده است. حتی زمانی که نهادهایی مانند AFL یا NRL در اواسط دهه ۲۰۰۰ تلاش کردند فرهنگ موجود را تغییر دهند، این اقدامات کافی نبود.
فلاد میگوید: « در یک رشته ورزشی یا یک مدرسه، برای تغییر واقعی فرهنگهای جنسیتزده و عینیتبخش که به خشونت جنسی دامن میزنند، به تلاشهای جامع نیاز است.»
او اضافه میکند: «اگر تلاشهای ما فقط پراکنده یا نمایشی باشند، نمیتوانند مشکل را تغییر دهند.» به گفته او مجموعهای رو به رشد از پژوهشها نشان میدهد که برنامههای آموزشی چندجلسهای متمرکز بر عوامل اصلی ایجادکننده خشونت جنسی، میتوانند به کاهش تعداد موارد این خشونت کمک کنند.
او میگوید: «برنامههای پیشگیری که بهخوبی طراحی شده باشند، چه در مدارس، چه در محیطهای ورزشی، ارتش یا دیگر محیطها، میتوانند تغییر ایجاد کنند. پرسش این است که آیا این برنامهها واقعا اجرا میشوند؟ آیا بهصورت جامع از آنها حمایت میشود؟»
ترجمه از گاردین












