کودک سه چهارساله از مهدکودک برگشته است. مادر بلاگر درحالیکه با دوربین گوشیاش از پسرش فیلم میگیرد با او صحبت میکند و سعی میکند با پخش فیلمهای فرزندش لابهلای استوریهای مختلف، پودر چربیسوز، شامپوی پرپشتکنندهی مو و کرم جوانساز بفروشد.
بسیاری از والدین خود را مالک هویت و حضور فرزندشان در اینترنت میدانند و همین نگاه به گفته حورا طهرانی، کارشناس حوزه کودک و سواد رسانه آسیبزننده است. او تاکید میکند: «والدین مالک کودکان و هویت دیجیتال آنها نیستند.» و درباره حق کودکان نسبت به هویت دیجیتالشان میگوید: «کودکان متناسب با سن و نیازشان حق دسترسی به اطلاعات و اینترنت را دارند، اما در کنار آن باید از سوی والدین حمایت و برای مراقبت از خود در اینترنت و آسیبهای احتمالی آگاه شوند.» به گفته این کارشناس نقش والدین «هدایتگری، حمایت، مراقبت و آگاهیبخشی» است: «والدین گاهی بدون قاعده تصاویر فرزندشان را در فضای عمومی اینترنت منتشر میکنند، درصورتیکه کودک هنگام انتشار تصویرش از نظر عقلی هنوز حق انتخاب ندارد و نمیتواند دربارهی انتشارش تصمیم بگیرد. ممکن است بعدها از انتشار آنها راضی نباشد. وقتی والدین خود را صاحب کودک میدانند، بدون رضایت او برایش هویتسازی و ردپای دیجیتال ایجاد میکنند که علاوه بر آسیبهای احتمالی، استقلال هویت کودک را تحت تأثیر قرار میدهد.»
سعید سوزنگر، فعال حوزه امنیت سایبری که در زمینه شناسایی و مقابله با کانالهای پدوفیلی فعالیت میکند، در شبکهی ایکس، از سرویسهای محتوای جنسی کودکان خبر داده که در بستر تلگرام فعال هستند و حدود ۳۰۰هزار نفر عضو دارند.
طهرانی یکی از مهمترین مصداقهای سوءاستفاده را «استفادهی جنسی از تصاویر کودکان» میداند و میگوید: «بخش عمدهای از محتوای پورنوگرافی کودک با تصاویری تولید میشود که والدین از فرزندانشان در فضای عمومی اینترنت منتشر کردهاند. بازخوردهای منفی به محتوای کودک هم میتواند آسیبزا باشد. اوباما چند سال پیش گفته بود محتوایی که از دوران کودکیاش در دسترس دیگران قرار گرفته، به او آسیب زده است. این مثال نشان میدهد باید نسبت به محتوایی که از خود در اینترنت باقی میگذاریم، مراقب باشیم.»
این کارشناس درباره بلاگری و اینفلوئنسری کودکان میگوید: «باید به رده سنی توجه شود. برای نمونه، حداقل سن استفاده از یوتیوب و اینستاگرام ۱۳ سال و برای تلگرام و توییتر ۱۷ سال مطرح شده است. کودکان نباید مستقل وارد این فضا شوند و آموزش، حمایت و مراقبت والدین ضروری است. اگر کودکی به بلاگری علاقه دارد، میتوان این علاقه را هدفمند کرد؛ مثلاً با محوریت عکاسی، مطالعه یا کاردستی فعالیتی برای او تعریف شود. تصاویر کودک هم نباید واضح باشند و کودک نباید بدون واسطه در این فضا کار کند. ادمین صفحه باید والدین باشند و آثار با انتخاب کودک منتشر شود.»
عماد حدادی، وکیل پایه یک دادگستری، دربارهی قوانین فعلی ایران درمورد حریم خصوصی کودک و حقوق او در فضای مجازی توضیح میدهد: «در فصل حقوق ملت قانون اساسی، اصول ۲۲ و ۲۵ و ماده ۵ قانون حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر و موارد متعدد در قوانین کیفری، حریم خصوصی مورد توجه قرار گرفته است. در قانون احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی هم دربارهی حریم خصوصی اظهارنظر شده است. باتوجه به قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹ و اسناد و کنوانسیونهای مرتبط، همهچیز حول محور رعایت «مصالح عالیه کودک» قرار دارد.»
او در ادامه اضافه میکند: «البته برای بررسی نقض حریم خصوصی باید ببینیم موضوع در چه زمینهای اتفاق افتاده است؛ آیا انتشار تصویر کودک صرفاً یک تصویر است یا اینکه موجب آزار جنسی، آسیب روانی، جسمی یا آموزشی او شده است؟ برای مثال، صرف انتشار تصویری از کودک توسط پدر یا مادر را نمیتوان در همه موارد جرم تلقی کرد؛ باید آثار و شرایط آن را نیز بررسی کرد.»
حدادی میگوید: «مصلحت کودک یعنی سلامت اجتماعی، اخلاقی، امنیتی، آموزشی، روانی و امنیت تحصیلی او نباید در معرض خطر قرار گیرد. در بند ۴ ماده یک سند ملی حقوق کودک و نوجوان مصوب ۱۳۹۷ نیز «مصلحت طفل و نوجوان» بر جلب منفعت کودک ، تأکید دارد.» به گفته او بر این اساس، اگر انتشار تصویری موجب شود کودک در محیط زندگی یا مدرسه محدودیت پیدا کند، انگشتنما شود، دیگران دائما در زندگی خصوصی وی تحقیق کنند یا در معرض کامنتهایی قرار بگیرد که برایش آسیبزا است، میتوان آن را وضعیت مخاطرهآمیز دانست.
در کل نمیتوان به صورت مطلق گفت والدین تحت هیچ شرایطی حق انتشار تصویر فرزندشان را ندارند؛ اما اگر این انتشار برای کودک وضعیت مخاطرهآمیز ایجاد کند، موضوع میتواند مشمول مقررات حمایت از اطفال و نوجوانان شود. در چنین مواردی، آموزش و پرورش، سازمان بهزیستی و واحد حمایت از اطفال و نوجوانان قوه قضاییه نیز مسئولیتهایی در قبال حمایت از کودک دارند.»
عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان میگوید: «اصل در قانون رعایت مصلحت کودک است. در ماده ۷۹ قانون کار هم اشتغال افراد زیر ۱۵ سال ممنوع است و ماده ۸۰، افراد ۱۵ تا ۱۸ سال را «کارگر نوجوان» میداند که تحت شرایط خاص میتوانند کار کنند. پس اگر کودک توسط خانواده وارد فعالیت شغلی شود، باید آثار آن بر سلامت جسم و روان او را بررسی کرد. یونیسف هم درباره فعالیت شغلی کودکان توسط خانوادهها و آثار منفی و استثمارگرانه آن هشدار داده است.»
او به قانون حمایت از اطفال و نوجوانان اشاره میکند که استثمار کودک در آن ممنوع شده: «در ماده ۱۰ و آییننامه ماده ۶، وضعیتهای مخاطرهآمیز مورد توجه قرار گرفته و از بهرهگیری اقتصادی از کودکان صحبت شده است. اینکه کودک را در قالب معرفی برند و درآمدزایی، وارد چرخهی اقتصاد کنیم قطعاً سلامت اجتماعی، روانی و آموزشی او را تحت تأثیر قرار دهد.»
حدادی تاکید میکند: «امروز فضای مجازی به یک فضای تجاری تبدیل شده است و متاسفانه والدین، کودک را برای تبلیغات، مدلینگ، تبلیغ غذا یا لباس وارد این فضا میکنند که خود نوعی استثمار است..»
به گفته این حقوقدان براساس بندهای ۸ و ۹ ماده ۱۰ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان برای مواردی مانند واردات، صادرات، تکثیر، انتشار، عرضه، معامله یا بارگذاری محتوای مستهجن یا مبتذلی که در آن از اطفال استفاده شده باشد، همچنین ارتباط با طفل یا نوجوان در فضای مجازی با هدف آزار جنسی یا برقراری ارتباط جنسی نامشروع، مجازات تعیین شده است.
حدادی دربارهی انتشار تصاویر کودکان در موارد غیرجنسی و غیرمستهجن میگوید: «نمیتوان گفت هر انتشار تصویری به صورت مطلق جرم است؛ بلکه باید شرایط و آثار آن را بررسی کرد. درحالحاضر قانون مشخص، شفاف و جزئینگری برای «مقابله با کودکبلاگری و صیانت از حقوق کودکان در فضای مجازی» نداریم و بیشتر با استفاده از قوانین عمومی و کلی، موضوع را بررسی میکنیم. این ضعف وجود دارد که متناسب با نیازهای روز، قانون کارآمدی نداریم که این وظیفه خطیر بر عهدهی مجلس است.»
طهرانی با انتقاد از فیلترینگ میگوید: «ابزارهای کنترل والدین در پلتفرمها و دستگاهها با استفاده کودک از فیلترشکن بیاثر میشوند و او را در معرض محتوای آسیبزننده قرار میدهند. بنابراین در شرایطی که فیلترینگ مدیریت مصرف رسانهای کودکان را دشوار کرده است، آموزش و درونیسازی قواعد حضور کودکان در رسانه اهمیت بیشتری دارند.»
او اضافه میکند: «در شرایط فعلی، والدین تنها کسانی هستند که امکان مراقبت مستقیم از کودک را دارند، چون فضای اینترنت برای کودکان امن نیست. سیاستگذاری باید به سمت امنتر و کمآسیبتر شدن این فضا برود؛ درحالیکه وضعیت فعلی با وجود فیلترینگ برخلاف این هدف عمل میکند.»
طهرانی، ضعف سواد رسانهای والدین را هم یکی از مشکلات میداند: «بسیاری از والدین با امکانات نرمافزاری پلتفرمها برای مدیریت حضور فرزندانشان آشنایی کافی ندارند. این ضعف در میان معلمان و نظام آموزشی هم دیده میشود و درمجموع سواد دیجیتال بزرگسالان از کودکان عقبتر است؛ پس تقویت سواد دیجیتال والدین و فعالان آموزشی ضروری است.»
براساس نتایج نخستین پیمایش ملی «زیست مجازی کودکان و نوجوانان» که با مشارکت دو هزار و ۴۴۱ نفر انجام شده، درمجموع ۸۸ درصد والدین «بسیار و تاحدی» نگران مواجهه فرزندشان با محتوای نامناسب هستند، اما فقط حدود ۸ درصد از والدین از ابزارهای نظارت بر فعالیت فرزند استفاده میکنند.
این کارشناس کودک و سواد رسانه دربارهی نقش مخاطبان میگوید: «مخاطب باید نقض حقوق کودک را حتی در محتوای بامزه و حالخوبکن تشخیص دهد و با لایک، بازخورد یا تشویق، به تداوم محتوایی که حریم کودک را نقض میکند کمک نکند. در مواردی مانند آزار جنسی، آسیب به جسم و روان کودکان هم باید قانون وارد عمل شود و از آنها حمایت کند.»
حدادی هم از منظر حقوق کودکان به مخاطرات فیلترینگ اشاره میکند: «فیلترینگ در عمل دسترسی آزاد و غیرمجاز اطفال و نوجوانان به محتوای پورنوگرافیک را بسیار افزایش داده است که آنها را در معرض خطر قرار میدهد.»

منبع: مرکز ملی فضای مجازی؛ افکارسنجی با موضوع «زیست کودکان و نوجوانان در فضای مجازی»
به گفتهی حدادی «موارد متعددی دیده شده که بعد از این مواجهه، ارتباطات نامتعارف شکل گرفته یا توقعات و رفتارهایی در روابط خانوادگی آنها (ارتباط غیر شرعی با محارم) ایجاد شده است. فیلترینگ نهتنها مسئله را حل نکرده، بلکه در مواردی خود به ایجاد وضعیت مخاطرهآمیز برای کودکان دامن زده است و متولیان باید برای آن راهحلی پیدا کنند.»
کودکان قبل از آنکه حق انتخاب داشته باشند، ممکن است به دلیل حس مالکیت والدینشان تبدیل به تصویری در ویترین شبکههای اجتماعی شوند که درنهایت زمینهی آسیب به آنها رقم میخورد.
