جنگ فروردین ۱۴۰۵، صنعت پتروشیمی ایران را نه از مسیر تخریب مستقیم راکتورها، بلکه از طریق هدفگیری تاسیسات یوتیلیتی (تولید آب، برق، بخار و اکسیژن) با یک تعطیلی خاموش روبهرو کرده است؛ بحرانی که براساس آخرین گزارش اتاق بازرگانی تهران، حدود ۷۵ درصد ظرفیت تولید کشور را از مدار خارج کرده و زنجیرهای از اختلال را در صنایع پاییندستی و صادرات ایجاد کرده است.
بر اساس این گزارش، صنعت پتروشیمی ایران پیش از آغاز جنگ نیز با مشکلات ساختاری جدی مواجه بود. طبق دادههای رسمی کتاب سال صنعت پتروشیمی، ظرفیت اسمی صنعت در پایان سال ۱۴۰۳ به ۹۶.۶ میلیون تن رسیده و جایگاه دوم تولید محصولات پایه در منطقه را از آن خود کرده بود. اما تولید واقعی حدود ۷۵.۲ میلیون تن ثبت شد؛ عمده این فاصله ناشی از کمبود خوراک گازی عنوان شده است. به عبارت دقیقتر کمبود خوراک با ۶۹ درصد سهم در عدم تولید، مسئله اصلی صنعت پیش از جنگ بود. این بحران اکنون با توقف ناشی از جنگ تجمیع شده است.
گزارش همچنین تأکید میکند که تمرکز جغرافیایی شدید، یکی از مهمترین نقاط ضعف صنعت پتروشیمی ایران بوده است. حدود ۷۵ درصد ظرفیت اسمی پتروشیمی کشور در دو منطقه عسلویه و ماهشهر متمرکز شده و ۷۳ مجتمع پتروشیمی وابسته به تنها سه مجتمع یوتیلیتی فجر، مبین و دماوند هستند؛ ساختاری که یک نقطه شکست برای کل صنعت ایجاد کرده است. در این میان حملات فروردین ۱۴۰۵ دقیقاً همین زیرساختهای حیاتی را هدف قرار داده است.
علاوه بر آسیب مستقیم به مجتمعهای یوتیلیتی، به فشار مضاعف بر تأمین سوخت پشتیبان پتروشیمیها نیز اشاره شده است. آسیب به انبار سوخت و خطوط مرتبط با پالایشگاه تهران، فشار بر تأمین سوخت پشتیبان برخی واحدهای پتروشیمی را افزایش داده است.
تهدید اشتغال بیش از 61 هزار نیروی متخصص
برآوردهای این گزارش نشان میدهد حدود ۷۵ درصد ظرفیت تولید پتروشیمی کشور تحت تأثیر جنگ قرار گرفته است. با توجه به اینکه ارزش کل صادرات محصولات پتروشیمی ۱۳ میلیارد دلار در سال بوده، با فرض توقف کامل تولید در عسلویه و ماهشهر و نبود ذخایر کافی برای جایگزینی صادرات، گزارش پیشبینی میکند در بدبینانهترین سناریو اقتصاد ایران ماهانه از ۸۰۰ میلیون دلار درآمد صادراتی محروم میشود. هرچند، با توجه به اقدامات درحال انجام انتظار میرود در کوتاهمدت بخش قابل توجهی از این ظرفیت تولیدی به مدار بازگردد.
علاوه بر این باید توجه داشت که صیانت از اشتغال بیش از 61 هزار نفر نیروی متخصص شاغل در این دو منطقه (۳۳ هزار و 500 نفر در ماهشهر و 27 هزار و 600 نفر در عسلویه) نیازمند پایداری جریان یوتیلیتی است.
زیان صنعت غذا و دارو از آسیب به بخش پتروشیمی
صنعت پتروشیمی به واسطه پیوندهای پسین گسترده، نقشی فراتر از یک بخش ارزآور ایفا میکند و هرگونه اختلال در روند تولید آن، به سرعت به صورت زنجیرهای به کل پیکره اقتصاد منتقل میشود. در میان صنایع آسیبپذیر، بخش بستهبندی و پلاستیک به دلیل وابستگی مطلق به پلیمرهایی نظیر پلیاتیلن و پلیپروپیلن، در نخستین لایه بحران قرار دارد. قطع کامل تأمین این مواد، نه تنها منجر به توقف خطوط تولید صنایع تکمیلی میشود، بلکه از طریق ایجاد تورم فشار هزینه در حوزههای حیاتی همچون غذا و دارو، امنیت معیشتی جامعه را تحت شعاع قرار میدهد. میزان این تاثیر در بخشهای مختلف به تفصیل در جدول زیر آمده است:

از سوی دیگر، بخش کشاورزی با تکیه بر نهادههایی چون اوره و آمونیاک، در صورت بروز اختلال در واحدهای پتروشیمی با ریسک جدی کمبود کود در فصول کشت مواجه میشود که پیامد مستقیم آن کاهش تولیدات زراعی و تهدید امنیت غذایی در سطح کلان خواهد بود.
یکی از مهمترین بخشهای گزارش به وابستگی متقابل صنعت پتروشیمی و فولاد اختصاص دارد. طبق این تحلیل، حدود ۹۲ درصد فولاد ایران در کورههای قوس الکتریکی تولید میشود و این کورهها برای ادامه فعالیت به اکسیژن صنعتی مجتمعهای مبین و دماوند وابستهاند. بنابراین توقف این مجتمعها، عملاً زنجیره فولاد کشور را نیز متوقف میکند.
عمان و عربستان گوی رقابت را از ایران ربودند
در سطح تجارت خارجی نیز گزارش نسبت به از دست رفتن بازارهای صادراتی هشدار داده است. ایران که زمانی تأمینکننده اصلی متانول هند بود، اکنون جایگاه خود را به عمان و عربستان واگذار کرده و توقف تولید ناشی از جنگ میتواند این روند را دائمی کند.
بررسی وضعیت پیش از جنگ هم حاکی از خلاءهایی در سیاستگذاری در صنعت پتروشیمی است. بررسی صادرات پتروشیمی ایران در 10 ماهه سال 1404 نشان میدهد این بازار صادراتی به شدت متمرکز است و ۸۲ درصد از کل صادرات 23 میلیارد دلاری به پنج کشور چین، امارات، ترکیه، عراق و پاکستان انجام شده است. از این میان چین با سهم ۳۴ درصدی بزرگترین خریدار محصولات پتروشیمی ایران است و هرگونه اختلال طولانی در صادرات به این کشور میتواند شوک ارزی قابل توجهی ایجاد کند.
علاوه بر این، مواد هیدروکربوری و شیمیایی عمده درآمد ارزی را تأمین میکنند. در مقابل، 69 درصد فروش پلیمری در بازار داخل است. یعنی توقف تولید پلیمر، بازار داخل را مستقیمتر از بازار صادراتی آسیب میزند. همچنین همانطور که اشاره شد ۷۵ درصد ظرفیت اسمی صنعت پتروشیمی ایران در دو منطقه جغرافیایی متمرکز است. این تمرکز که پیش از جنگ بهعنوان مزیت مقیاس تلقی میشد، در جنگ به مهمترین نقطه ضعف راهبردی تبدیل شد.
بر این اساس بحران جنگ، ضعفهای قدیمی صنعت پتروشیمی ایران را آشکار کرده و ادامه مدل فعلی توسعه دیگر ممکن نیست. گزارش پیشنهاد میکند در کوتاهمدت تأمین برق اضطراری و تخصیص هوشمند خوراک در اولویت قرار گیرد، در میانمدت بازسازی با هدف کاهش تمرکز جغرافیایی انجام شود و در بلندمدت نیز استانداردهای پدافند غیرعامل، ذخیرهسازی راهبردی خوراک و اصلاح ساختار حکمرانی صنعت در دستور کار قرار گیرد.