پایداری زیستمحیطی به این معناست که انسان بتواند از منابع طبیعی و محیط زیست برای تأمین نیازهای زندگی استفاده کند، بدون آنکه توان طبیعت برای تأمین نیازهای نسلهای آینده از بین برود. کیفیت هوا و آب، وضعیت خاک و جنگلها، تنوع زیستی، منابع آب، تغییرات اقلیمی و نحوه مصرف انرژی و منابع طبیعی، همگی بر سلامت، معیشت و کیفیت زندگی انسانها اثر میگذارند. بنابراین پایداری زیستمحیطی فقط یک مسئله مربوط به طبیعت نیست؛ بخشی از شرایط زندگی انسان در امروز و آینده است.
پایداری زیستمحیطی یعنی استفاده از منابع طبیعی و فعالیتهای انسانی به شکلی که ظرفیت اکوسیستمها برای ادامه حیات و تأمین نیازهای انسان در بلندمدت حفظ شود. این مفهوم بر یک اصل ساده استوار است: اگر منابعی مانند آب، خاک، جنگل و تنوع زیستی سریعتر از توان طبیعی آنها مصرف یا تخریب شوند، کیفیت زندگی در بلندمدت کاهش پیدا میکند. برای مثال، برداشت بیش از ظرفیت منابع آب میتواند به کمبود آب، کاهش تولید کشاورزی، افزایش هزینه زندگی و جابهجایی جمعیت منجر شود. آلودگی هوا نیز مستقیماً سلامت انسان را تهدید میکند. سازمان ملل در تعریف توسعه پایدار، بر تأمین نیازهای نسل حاضر بدون از بین بردن توان نسلهای آینده برای تأمین نیازهای خود تأکید میکند. در این نگاه، حفاظت از محیط زیست از توسعه اقتصادی و رفاه اجتماعی جدا نیست، بلکه یکی از پایههای آنهاست.
پایداری زیستمحیطی چند حوزه بههمپیوسته را دربرمیگیرد:
کیفیت هوا؛ کاهش آلودگی و فراهمکردن هوای سالم برای زندگی و سلامت انسان.
امنیت و پایداری منابع آب؛ حفظ منابع آب و استفاده از آنها به شکلی که نیازهای امروز و آینده قابل تأمین باشد.
سلامت خاک و زمین؛ جلوگیری از فرسایش، تخریب و بیابانزایی و حفظ توان تولیدی زمین.
حفاظت از تنوع زیستی؛ حفظ گونههای جانوری و گیاهی و اکوسیستمهایی که خدمات ضروری برای زندگی انسان فراهم میکنند.
مقابله با تغییر اقلیم؛ کاهش انتشار گازهای گلخانهای و افزایش توان جوامع برای سازگاری با پیامدهای تغییر اقلیم.
مصرف پایدار منابع؛ کاهش مصرف بیرویه مواد اولیه، انرژی و منابع طبیعی و حرکت به سمت الگوهای تولید و مصرف پایدار.
مدیریت پسماند و آلودگی؛ کاهش تولید زباله و آلایندهها و مدیریت آنها به شکلی که سلامت انسان و محیط زیست را تهدید نکند.
دسترسی به طبیعت و فضای سبز؛ فراهمکردن امکان برخورداری مردم از فضاهای طبیعی و سبز که با سلامت جسمی و روانی و کیفیت زندگی ارتباط دارد.
این مؤلفهها به یکدیگر وابستهاند. برای نمونه، تغییرات اقلیمی میتواند منابع آب را تحت فشار قرار دهد، کاهش منابع آب میتواند به کشاورزی و امنیت غذایی آسیب بزند و کاهش تولید غذایی نیز میتواند معیشت خانوارها را تحت تأثیر قرار دهد.
رابطه میان محیط زیست و زندگی انسان از گذشته وجود داشته است، اما پایداری زیستمحیطی بهعنوان یک مفهوم مهم در سیاستگذاری، عمدتاً در نیمه دوم قرن بیستم شکل گرفت.
با صنعتیشدن و رشد سریع شهرها، آثار آلودگی هوا و آب، تخریب جنگلها، مصرف گسترده منابع و افزایش تولید مواد آلاینده بیشتر آشکار شد. از دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، جنبشهای محیط زیستی و پژوهشهای علمی توجه بیشتری را به پیامدهای توسعه اقتصادی بر طبیعت جلب کردند.
کنفرانس سازمان ملل درباره محیط زیست انسانی در استکهلم در سال ۱۹۷۲ یکی از نقاط مهم این تحول بود. در این دوره، محیط زیست بهتدریج از موضوعی صرفاً طبیعی به مسئلهای مرتبط با سلامت، توسعه و سیاست عمومی تبدیل شد.
نقطه عطف مهم بعدی، گزارش «آینده مشترک ما» در سال ۱۹۸۷ بود که توسط کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه سازمان ملل منتشر شد. این گزارش توسعه پایدار را توسعهای تعریف کرد که نیازهای نسل حاضر را تأمین کند، بدون آنکه توان نسلهای آینده برای تأمین نیازهایشان به خطر بیفتد.
در سال ۱۹۹۲ نیز کنفرانس زمین در ریودوژانیرو، ارتباط میان توسعه، فقر و حفاظت از محیط زیست را در سطح جهانی برجسته کرد. این مسیر بعدها در اهداف توسعه پایدار سازمان ملل در سال ۲۰۱۵ ادامه پیدا کرد و موضوعاتی مانند آب سالم، انرژی پاک، شهرهای پایدار، اقدام اقلیمی و حفاظت از اکوسیستمهای خشکی و دریایی را در دستور کار جهانی قرار داد.
رفاه اجتماعی فقط به درآمد و خدمات اجتماعی محدود نمیشود. انسان برای داشتن زندگی سالم و باکیفیت به محیطی سالم و پایدار نیز نیاز دارد.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی محیط زیست را یکی از ابعاد مهم رفاه میداند. در چارچوب رفاه این سازمان، کیفیت محیط زیست در کنار سلامت، مسکن، امنیت، آموزش و سایر ابعاد زندگی مردم بررسی میشود. این رویکرد همچنین میان رفاه امروز و منابع لازم برای رفاه آینده تفاوت میگذارد؛ به این معنا که ممکن است یک جامعه امروز از رفاه نسبتاً بالایی برخوردار باشد، اما اگر منابع طبیعی و سرمایههای زیستمحیطی خود را تخریب کند، رفاه آینده آن کاهش یابد.
برای مثال، هوای آلوده میتواند بیماریهای تنفسی و قلبی را افزایش دهد و هزینههای درمان و فشار بر نظام سلامت را بالا ببرد. کمبود آب میتواند بر کشاورزی، اشتغال و قیمت مواد غذایی اثر بگذارد. گرمایش شدید و رخدادهای اقلیمی نیز میتوانند سلامت، مسکن و معیشت مردم را تهدید کنند.به همین دلیل، پایداری زیستمحیطی یکی از شرایط حفظ رفاه اجتماعی در بلندمدت است. جامعهای که برای رفاه امروز منابع طبیعی خود را بهسرعت مصرف میکند، ممکن است بخشی از رفاه نسلهای آینده را از بین ببرد.
یکی از مهمترین تغییرات در اندیشه محیط زیست، عبور از نگاه «طبیعت در خدمت توسعه» به نگاه «وابستگی توسعه و رفاه انسان به ظرفیت طبیعت» بود.
در رویکرد توسعه پایدار، رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و حفاظت از محیط زیست سه حوزه جدا از یکدیگر نیستند. توسعه اقتصادی اگر با تخریب شدید منابع طبیعی همراه باشد، در بلندمدت میتواند خودِ پایههای اقتصادی و اجتماعی جامعه را تضعیف کند. در رویکردهای جدیدتر نیز مفهوم «سرمایه طبیعی» اهمیت بیشتری پیدا کرده است. سرمایه طبیعی شامل منابع و داراییهایی مانند آب، خاک، جنگلها، اکوسیستمها و تنوع زیستی است که خدمات ضروری برای زندگی و اقتصاد فراهم میکنند. از این منظر، تخریب محیط زیست فقط از بین رفتن طبیعت نیست؛ کاهش یکی از منابعی است که رفاه انسان به آن وابسته است. این نگاه با چارچوب رفاه سازمان همکاری و توسعه اقتصادی نیز هماهنگ است. این سازمان در کنار وضعیت رفاه امروز، منابع طبیعی، انسانی، اقتصادی و اجتماعی مورد نیاز برای رفاه آینده را نیز مورد توجه قرار میدهد.
کشورها از نظر وضعیت محیط زیست و توانایی حفاظت از منابع طبیعی تفاوت زیادی دارند. شاخص عملکرد محیط زیست در سال ۲۰۲۴، کشورها را بر اساس ۵۸ شاخص در ۱۱ حوزه، از جمله تغییرات اقلیمی، آلودگی هوا، مدیریت پسماند، کشاورزی، شیلات، جنگلها و تنوع زیستی بررسی کرده است. در این شاخص، استونی، لوکزامبورگ، آلمان، فنلاند و بریتانیا در میان رتبههای نخست قرار داشتند.
استونی، برای مثال، در سال ۲۰۲۴ در رتبه نخست این شاخص قرار گرفت و در حوزههایی مانند مدیریت محیط زیست، تغییرات اقلیمی و حفاظت از اکوسیستمها عملکرد بالایی داشت. با این حال، حتی کشورهایی که در شاخصهای زیستمحیطی وضعیت بهتری دارند نیز با چالشهایی مانند تغییرات اقلیمی، مصرف منابع و کاهش تنوع زیستی روبهرو هستند.
از سوی دیگر، آثار تخریب محیط زیست در کشورهای مختلف به یک شکل توزیع نمیشود. سازمان جهانی بهداشت تأکید میکند که گروههای کمدرآمد و جوامع محروم در بسیاری از موارد بیشتر در معرض آلودگی هوا، آب ناسالم، گرمای شدید و سایر خطرهای محیطی قرار دارند. بنابراین پایداری زیستمحیطی با عدالت اجتماعی نیز ارتباط دارد.
در ایران، محیط زیست یکی از حوزههایی است که بهطور مستقیم با کیفیت زندگی، سلامت و معیشت مردم ارتباط دارد. کمبود آب، کاهش بارش، افزایش دما، آلودگی هوا، تخریب سرزمین، بیابانزایی و طوفانهای گردوغبار از مهمترین چالشهای زیستمحیطی کشور هستند.
برنامه توسعه سازمان ملل متحد گزارش کرده است که ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و کاهش بارش، با فشار بر منابع آب روبهرو است. این سازمان همچنین به افزایش دمای ایران و روند کاهشی بارش اشاره کرده و تغییر اقلیم را یکی از عوامل تشدیدکننده کمبود آب و برخی مخاطرات طبیعی در کشور میداند.
این مشکلات فقط به طبیعت محدود نمیشوند. برای مثال، کمبود آب میتواند بر کشاورزی، درآمد و امنیت غذایی اثر بگذارد. طوفانهای گردوغبار میتوانند سلامت مردم، فعالیت اقتصادی و زیرساختها را تحت تأثیر قرار دهند. برنامه توسعه سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۶ گزارش کرده است که طوفانهای گردوغبار در چندین استان ایران با شدتهای متفاوت اثر میگذارند و پیامدهایی برای سلامت، معیشت و زیرساختها دارند.
آلودگی هوا نیز از دیگر مسائل مهم است. برنامه توسعه سازمان ملل متحد در گزارش مربوط به کیفیت هوای ایران، شهرهای بزرگی مانند تهران را با چالشهای فزاینده آلودگی هوا روبهرو دانسته و عواملی مانند شهرنشینی سریع، انتشار آلایندههای صنعتی و ترافیک سنگین را از عوامل مهم آن معرفی کرده است.
در نتیجه، پایداری زیستمحیطی در ایران فقط به حفاظت از جنگلها، تالابها یا گونههای جانوری محدود نمیشود. کیفیت هوا و آب، امنیت منابع طبیعی، سلامت مردم، کشاورزی، اشتغال و توانایی خانوارها برای حفظ معیشت نیز به وضعیت محیط زیست وابسته است. از این منظر، حفاظت از محیط زیست بخشی از سیاست رفاه اجتماعی و حفظ کیفیت زندگی نسلهای آینده است.
