با نزدیک شدن پاییز بار دیگر خطر سیلابهای ناگهانی در تهران مطرح شده است؛ شهری که بخش شمالی آن درست در پاییندست مجموعهای از حوضههای آبریز البرز قرار گرفته و همزمان در چند دهه گذشته با گسترش ساختوساز و افزایش تراکم در امتداد برخی از همین مسیرهای طبیعی روبهرو بوده است.
علی بیتاللهی، رئیس بخش زلزلهشناسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی با اشاره به احتمال شکلگیری شرایط النینو و وقوع بارشهای شدید ناگهانی، نسبت به ظرفیت بالای سیلخیزی تهران هشدار داده است.
به گفته او ویژگی مورفولوژیک ارتفاعات شمال تهران سبب شده مجموعهای از روددرهها و حوضههای آبریز درست در بالادست شهر قرار داشته باشند و رواناب ناشی از بارشهای شدید بتواند در مدت کوتاهی وارد محدوده شهری شود.
مسئله اما فقط حجم بارندگی نیست. آب پس از پایین آمدن از ارتفاعات باید از شهری عبور کند که در بخشهایی از آن مسیر طبیعی روددرهها با خیابان، بزرگراه، پل، بازار و ساختمان درهم تنیده شده است. در بعضی نقاط نیز ادامه آبراهه روی نقشه بهسادگی قابل ردگیری نیست.
در ارتفاعات شمال تهران ۱۱ حوضه آبریز اصلی از غرب به شرق قرار گرفتهاند. وردیج ۵۷ کیلومتر مربع، کن ۲۲۰ کیلومتر مربع، گلوتنکه ۱۷ کیلومتر مربع، فرحزاد ۳۰ کیلومتر مربع، درکه ۳۶ کیلومتر مربع، ولنجک ۹ کیلومتر مربع، دربند و گلابدره ۳۹ کیلومتر مربع، حصارک ۱۱ کیلومتر مربع، جمشیدیه ۹ کیلومتر مربع، دارآباد و تنگه یورد ۲۹ کیلومتر مربع و سوهانک هفت کیلومتر مربع وسعت دارند. بیتاللهی یکی از سیلابهای شناختهشده سالهای اخیر ایران را یادآوری می کند و می گوید: حوضه تنگ اللهاکبر ـ آب زنگی در شیراز که پنجم فروردین ۱۳۹۸ سیلاب آن در دروازه قرآن ۲۱ کشته برجای گذاشت حدود ۲۳ کیلومتر مربع وسعت داشت. شش حوضه مشرف به شمال تهران از این حوضه بزرگترند.
این مقایسه به معنای تکرار همان حادثه در تهران نیست؛ شدت و مدت بارش، شیب زمین، وضعیت خاک، ظرفیت شبکه دفع آبهای سطحی و میزان ساختوساز در مسیر رواناب در ابعاد هر سیلاب نقش دارند. با این حال وسعت حوضههای شمال تهران نشان میدهد حجم آبی که در یک بارش شدید میتواند از ارتفاعات به سمت شهر حرکت کند قابل چشمپوشی نیست.
وردیج غربیترین حوضه سیلابی مشرف به تهران است. رواناب این حوضه در مسیر خود با شماری از زیرساختهای اصلی غرب پایتخت تقاطع دارد؛ پلها و دوربرگردانهای بزرگراه خرازی، بلوار سراوان، پل دانش، پل متروی تهران ـ کرج، پلهای بزرگراه تهران ـ کرج، بزرگراه لشکری و جاده قدیم کرج در این مسیر قرار گرفتهاند.بیتاللهی تقاطع آبراهه وردیج با جاده قدیم کرج و بزرگراه فتح را یکی از نقاط حساس این مسیل معرفی میکند؛ نقطهای که مسیر طبیعی آب با شبکه متراکم حملونقل شهری و بینشهری برخورد میکند.
کن با ۲۲۰ کیلومتر مربع بزرگترین حوضه در میان حوضههای مورد اشاره است. رود کن از غرب تهران عبور میکند و مسیر آن در ادامه تا دریاچه نمک قم امتداد دارد.براساس ارزیابی بیتاللهی یکی از مهمترین نقاط قرارگرفته در مسیر این حوضه بخش غربی باند فرودگاه مهرآباد و تأسیسات واقع در حاشیه غربی فرودگاه است. همین همجواری نشان میدهد مسئله سیلاب تنها به محلههای مسکونی محدود نمیشود و میتواند زیرساختهای مهم شهری را نیز درگیر کند.
حوضه فرحزاد از ارتفاعات به محدوده شهری وارد میشود و مسیر رواناب آن پس از عبور از روددرههای شمالی و محدوده بوستان نهجالبلاغه به سمت صادقیه ادامه پیدا میکند. شمال فلکه صادقیه، خیابان سازمان آب و محل تقاطع با بزرگراه اشرفی اصفهانی در ادامه این مسیر قرار دارند.
بیتاللهی میگوید در این محدوده به دلیل وجود عوارض و مستحدثات متعدد شهری، ادامه مسیر آبراهه دستکم روی نقشه گم میشود. او محدوده فلکه صادقیه و اطراف آن را مهمترین کانون اثر احتمالی سیلاب این حوضه معرفی کرده است.
در یک شهر متراکم، ناپدیدشدن مسیر طبیعی آب به معنای از بین رفتن آن نیست. رواناب در زمان بارش شدید همچنان راهی برای حرکت پیدا میکند و خیابانها و معابر میتوانند بخشی از همان مسیر شوند.
درکه یکی دیگر از حوضههای مهم شمال تهران است. حوضه آبریز آن ۳۶ کیلومتر مربع وسعت دارد و ظرفیت بالایی برای تشکیل رواناب دارد.مسیر آب پس از عبور از غرب بزرگراه چمران با یک خمش وارد کوی نصر میشود. در همین مسیر بازارچهای در محله گیشا ساخته شده است. بیتاللهی این محدوده را یکی دیگر از کانونهای خطر سیلاب تهران میداند.شرایط در حوضههای دربند ـ گلابدره و دارآباد پیچیدهتر است. به گفته بیتاللهی ساختوساز گسترده در امتداد این دو حوضه باعث شده امکان ردگیری مسیر آنها در سطح شهر از بین برود.در مورد دارآباد میدانیم که بخشی از امتداد بزرگراه امام علی در مسیر آبراهه قرار گرفته است. حوضه دربند و گلابدره نیز در خروجی و حتی در میانه مسیر خود مستقیما با ساختمانها و دیگر عناصر شهری برخورد میکند و پس از آن ادامه مسیر در بافت شهر محو میشود.
تهران پیش از این بارها سیلاب را تجربه کرده است. براساس اطلاعات ارائهشده از سوی بیتاللهی، سیل سال ۱۳۳۳ در محدوده فرحزاد تخریب گستردهای ایجاد کرد و در برخی برآوردهای تاریخی شمار جانباختگان آن حدود دو هزار نفر ذکر شده است.
یک سال بعد سیل محدوده کن رخ داد که بنا بر برخی مستندات بیش از ۴۰۰ هکتار زمین کشاورزی و باغ را تخریب کرد.یکی از مهمترین سیلابهای معاصر تهران نیز در سال ۱۳۶۶ در تجریش، گلابدره و دربند رخ داد. بیتاللهی شمار تلفات این حادثه را حدود ۳۰۰ نفر اعلام کرده است. در سالهای ۱۳۷۴، ۱۳۸۹ و ۱۳۹۱ نیز تهران شاهد سیلابهایی با خسارتهای متفاوت و در مواردی آبگرفتگی گسترده بود.
بیتاللهی دو اقدام را در اولویت کاهش خطر سیلاب تهران قرار میدهد. نخست آموزش عمومی درباره نحوه رفتار مردم هنگام وقوع سیل است. افرادی که در مجاورت روددرهها یا مسیرهای عبور رواناب زندگی یا تردد میکنند باید پیش از وقوع حادثه بدانند در زمان هشدار چه نقاطی خطرناک است و چگونه باید از مسیر سیلاب فاصله بگیرند.
اولویت دوم راهاندازی سامانههای هشدار میدانی در امتداد حوضههای آبریز مشرف به تهران است. این سامانهها با پایش شدت بارش و حجم رواناب در بالادست میتوانند پیش از رسیدن جریان آب به محدودههای پرجمعیت هشدار صادر کنند.
در تهران فاصله زیادی میان ارتفاعات شمالی و بافت متراکم شهری وجود ندارد. در چنین شرایطی مسئله فقط این نیست که چه مقدار باران میبارد؛ پرسش مهمتر این است که آب پس از بارش از کدام مسیر وارد شهر میشود و در این مسیر چه ساختهایم.