نشست «بازگشت به شهر» با محور بازخوانی نسبت انسان و شهر و حافظه شهری از سوی خانه آفرینشهای شهری ایران و در ادامه برنامههای پژوهشی و تخصصی «هفتشهر» برگزار شد. در این نشست رضا فیضی پژوهشگر و کنشگر حوزه حفاظت از شهر و میراث فرهنگی و سعید معنوی شهرساز و دبیر انجمن صنفی مهندسین مشاور معمار و شهرساز درباره خالی شدن مراکز شهری و گسترش پیوسته حاشیهها و راههای بازگرداندن زندگی به محلههای قدیمی گفتوگو کردند.
شهرهای ایران در چند دهه گذشته مدام به سمت حاشیهها گسترش پیدا کردهاند. ساختوساز و سرمایه به محدودههای تازه رفته است و همزمان بخشهایی از مرکز شهر و محلههای میانی جمعیت و فعالیت خود را از دست دادهاند. نتیجه این روند شهری است که از یک سو برای توسعه مناطق جدید هزینه میکند و از سوی دیگر باید با فرسودگی و کاهش کیفیت در محلههای قدیمی روبهرو شود.
رضا فیضی در این نشست گفت شهرهای ایران بزرگتر شدهاند اما این بزرگ شدن لزوما زندگی شهری را بهتر نکرده است. به گفته او شهر به سمت بیرون توسعه پیدا کرده در حالی که در بخشهای مرکزی و میانی همچنان امکان سکونت و استفاده از زیرساختهای موجود وجود دارد.
فیضی گفت خالی شدن مرکز شهر فقط یک مسئله کالبدی نیست. وقتی مردم از یک محله میروند خانهها و ساختمانها فرسوده میشوند. فعالیت روزانه کاهش پیدا میکند. خیابان خلوتتر میشود و احساس ناامنی افزایش پیدا میکند. روابط همسایگی و اعتماد میان ساکنان نیز از بین میرود و شکلگیری دوباره این روابط در محلههای تازه به سالها زمان نیاز دارد.
او با اشاره به هزینههای توسعه افقی افزود هر محدوده تازه به آب و برق و گاز و حملونقل و فضای عمومی نیاز دارد. این در حالی است که این زیرساختها یک بار در بخشهای مرکزی شهر ساخته شدهاند اما به دلیل کاهش جمعیت از ظرفیت آنها استفاده نمیشود. در عمل مدیریت شهری همزمان هزینه نگهداری یک شهر در حال تخلیه و یک شهر در حال ساخت را میپردازد.
به گفته فیضی گسترده شدن شهر زمان سفرهای روزانه را هم بیشتر کرده است. زمانی که شهروندان در مسیر رفتوآمد و ترافیک از دست میدهند از خانواده و استراحت و پیادهروی و زندگی روزمره آنها کم میشود. این روند همچنین فاصله میان محلهها را بیشتر میکند و کیفیت زندگی را به محل سکونت افراد وابسته میسازد.
فیضی مهمترین تفاوت میان مرکز شهر و محلههای تازه را در زیرساخت یا ساختمان ندانست و گفت آنچه در محلههای قدیمی وجود دارد با ساختوساز فوری ایجاد نمیشود. یک محدوده زمانی به محله تبدیل میشود که مردم در آن زندگی کنند و فعالیت روزانه داشته باشند و روابط اجتماعی شکل بگیرد.
او تاکید کرد بازگشت به شهر تنها به معنای بازگرداندن سرمایه یا مرمت ساختمانها نیست. بازآفرینی زمانی اتفاق میافتد که مردم دوباره بتوانند در مرکز شهر زندگی کنند و کار کنند و در خیابان حضور داشته باشند. اگر یک محله فقط به مجموعهای از بناهای مرمتشده یا مراکز گردشگری تبدیل شود اما زندگی روزمره در آن جریان نداشته باشد نمیتوان از احیای واقعی آن سخن گفت.
سعید معنوی نیز در این نشست پرسید آیا قرار است بافتهای مرکزی مانند موزه حفظ شوند یا باید زندگی دوباره به آنها بازگردد. او گفت آنچه به شهر معنا میدهد زندگی شهری است و برنامهریزی باید بتواند سکونت و فعالیت را به هستههای قدیمی و بافتهای میانی برگرداند.
فیضی در پاسخ گفت نگاه موزهای به بافتهای تاریخی دیگر پاسخگو نیست. شهر محل زندگی مردم است و نمیتوان آن را منجمد کرد. از سوی دیگر توسعه بدون توجه به ارزشهای محله نیز به تخریب و خروج بیشتر جمعیت منجر میشود. راهحل باید میان حفاظت و ادامه زندگی مردم تعادل ایجاد کند.
او یکی از مشکلات موجود را محدودیتهایی دانست که بدون جبران برای مالکان بناهای تاریخی و املاک مجاور آنها ایجاد میشود. به گفته او وقتی یک بنا ارزش ملی دارد هزینه حفاظت از آن نباید فقط بر دوش مالک باشد. انتقال حق توسعه و معافیتهای مالیاتی و کاهش هزینه خدمات میتواند بخشی از این فشار را جبران کند اما در شهری مانند تهران این مشوقها باید با سود بالای ساختوساز قابل مقایسه باشند.
در ادامه نشست بحث به نقش مردم در طرحهای شهری رسید. معنوی گفت بسیاری از تصمیمها در اتاقهای بسته گرفته میشوند و بعد برای محلههایی اجرا میشوند که ساکنان آنها در تهیه طرح نقشی نداشتهاند. او تاکید کرد مردم یک محله فقط ساکنان نیستند و کسبه و شاغلان و مراجعهکنندگان نیز باید در تصمیمگیری دیده شوند.
فیضی نیز گفت مشارکت نباید فقط به شکل یک عنوان در طرحها باقی بماند. ساکنان یک محله معمولا مسائل روزمره آن را بهتر از کارشناسان میشناسند. حتی اگر خواسته آنها با نظر مدیران و برنامهریزان یکسان نباشد باید شنیده شود و در تصمیم نهایی نقش داشته باشد.
خیابان سنایی یکی از نمونههای مطرحشده در این نشست بود. فیضی گفت در این محدوده نوعی بازگشت زندگی شهری شکل گرفته است. فعالیت کافهها و فضاهای فرهنگی و حضور جوانان باعث شده خیابانی که پیشتر شبها زودتر خلوت میشد دوباره به یکی از مقصدهای شهری تهران تبدیل شود.
او گفت این تغییر بدون آسیب نیست و افزایش رفتوآمد یا تغییر کاربریها میتواند برای ساکنان مشکلاتی ایجاد کند. با این حال تجربه سنایی نشان میدهد که بازگشت زندگی به مرکز شهر ممکن است و همیشه به یک پروژه بزرگ عمرانی نیاز ندارد. گاهی مجموعهای از فعالیتهای کوچک فرهنگی و اقتصادی میتواند مردم را دوباره به خیابان برگرداند و امنیت و سرزندگی را افزایش دهد.
در این نشست محدوده تالار وحدت نیز به عنوان نمونهای دیگر مطرح شد که با تمرکز بر فعالیتهای فرهنگی توانسته بخشی از حیات شهری را بازگرداند. فیضی گفت شکل احیا در همه محلهها یکسان نیست. در یک نقطه ممکن است سکونت محور اصلی باشد و در محدودهای دیگر فعالیت فرهنگی یا گردشگری آغازگر بازگشت زندگی شود.
او درباره بافت تاریخی کاشان نیز گفت توسعه اقامتگاهها و کاربریهای گردشگری توانست بخشی از بناهای خالی را دوباره فعال کند اما نباید همه محله به هتل و کافه تبدیل شود. هرجا هنوز سکونت وجود دارد باید از آن حمایت کرد زیرا حضور خانوادهها و زندگی روزمره مهمترین سرمایه یک محله است.
بخش دیگری از نشست به گسترش شهرهای جدید و شهرکهای تازه اختصاص داشت. فیضی گفت بسیاری از شهرهای موجود همچنان ظرفیت سکونت و ارتقای خدمات دارند اما منابع عمومی به سمت ساخت محدودههای تازه میرود. در برخی نقاط شهرکهایی پیشنهاد شدهاند که ظرفیت جمعیتی آنها با شهر موجود برابری میکند یا حتی بیشتر است.
معنوی با اشاره به نمونه شهر گراش در استان فارس گفت اگر همان منابعی که برای ساخت شهرک جدید در نظر گرفته شده صرف بهبود خدمات و زیرساختهای شهر فعلی شود کیفیت زندگی بالا میرود و شهر میتواند جمعیت خود را حفظ کند. با این حال ساخت شهر و شهرک جدید منافع اقتصادی گستردهای دارد و همین موضوع تغییر مسیر توسعه را دشوار کرده است.
فیضی تاکید کرد بازگشت به مرکز شهر بدون تغییر سیاستهای کلان امکانپذیر نیست. توسعه حملونقل عمومی و فضای سبز و خدمات محلی و بهبود کیفیت معابر باید در اولویت بودجه قرار گیرد. نمیتوان از مردم خواست در محله بمانند اما همزمان همه امکانات و سرمایهگذاریها را به حاشیه شهر منتقل کرد.
در این نشست تاکید شد که نسخه واحدی برای همه محلهها وجود ندارد. بازگرداندن سکونت در برخی محدودهها ممکن است و در بعضی نقاط باید ابتدا با فعالیت فرهنگی و اقتصادی حیات را به خیابان برگرداند. در بعضی شهرها نیز بازگشت جمعیت گذشته ممکن نیست و باید کیفیت زندگی ساکنان فعلی را افزایش داد.

