منوچهر رضایی، دستفروشی است که روی ویلچر، هر روز ساعتها در خیابانهای شهر تلاش میکند تا هزینههای خانه و خانواده را تامین کند. او دو فرزند دارای معلولیت ذهنی دارد و درآمد ناچیز، هزینههای سنگین زندگی و کاهش برخی حمایتها، فشار مضاعفی بر این خانواده وارد کرده است. داستان منوچهر رضایی، روایت شخصی است که با وجود همه سختیها و محدودیتها مسئولیت پدری را زمین نگذاشته و با تمام توان برای عزیزانش میجنگد.