تابلوی زرد پروژه پشت حصارهای فلزی نصب شده است. روی تابلو نوشته شده «پروژه احداث کلانتری زعفرانیه» و معاونت مهندسی فراجا به عنوان کارفرما معرفی شده است. دستگاه نظارت مجری طرحهای عمرانی کشور و شرکت آرمان آمایش جنوب نیز به عنوان پیمانکار معرفی شدهاند. محل ساخت پروژه در منطقه یک تهران و ابتدای خیابان جلالوند است. محدودهای در نزدیکی رودخانه و فضای سبز که آب جاری از ارتفاعات شمال تهران به آن میرسد و در بارندگیهای شدید میتواند محل عبور رواناب و جریانهای واریزهای باشد.
غلامرضا کاظمیان معاون شهرسازی و معماری وزیر راه و شهرسازی درباره این ساخت و ساز در حریم رودخانه و داخل پارک گفته است که چنین پروژهای باید در کمیسیون ماده پنج بررسی شود و تنها در صورت پذیرش تغییر کاربری امکان ادامه آن وجود دارد. با این حال حتی تصویب تغییر کاربری نیز نمیتواند خطر سیلاب را نادیده بگیرد.
محل احداث این ساختمان در پایاب چند آبراهه کوهستانی البرز جنوبی قرار گرفته است. نقطهای که جریان آب پس از عبور از شیبهای تند کوهستان وارد بافت شهر میشود. این محدوده بخشی از مخروطافکنه فعال شمال تهران است. در زمان بارشهای شدید آب میتواند سنگ و رسوب درشت و تنه درخت و آوار را با خود به پاییندست بیاورد. زمان رسیدن سیلاب در حوضههای شمال تهران نیز کوتاه است و میان شروع بارندگی و رسیدن جریان به اوج گاهی تنها چند دقیقه تا چند ده دقیقه فاصله وجود دارد. در چنین وضعی فرصت هشدار و تخلیه محدود میشود و بسته شدن دهانه پلها و مسیرهای عبور آب میتواند جهت جریان را تغییر دهد و آب و آوار را به خیابانها و ساختمانهای اطراف بکشاند.
تهران پیش از این پیامد ساختوساز و انسداد مسیر آب را دیده است. در سیلاب سال ۱۳۶۶ تجریش جریان ناگهانی همراه با رسوب و آوار به تلفات انسانی و تخریب گسترده و قطع مسیرهای امدادی منجر شد. در گلابدره بسته شدن دهانه پلها باعث تغییر مسیر آب و ورود آن به محدوده مسکونی شد. در امامزاده داوود نیز جریان واریزهای همراه با سنگ و تنه درخت و آوار جان شماری از شهروندان را گرفت. این رخدادها نشان دادهاند که سیلاب در آبراهههای کوهستانی شمال تهران تنها افزایش سطح آب نیست و قدرت تخریب آن به موادی مربوط میشود که جریان با خود حمل میکند.
با توجه به موقعیت این زمین احتمال ورود ناگهانی جریان به محدوده ساختمان و افزایش سریع عمق آب و برخورد سنگ و آوار با سازه وجود دارد. بسته شدن راههای دسترسی میتواند فعالیت امدادی و انتظامی را متوقف کند و کارکنان و مراجعهکنندگان را در معرض خطر قرار دهد. این مسئله درباره یک کلانتری اهمیت بیشتری دارد زیرا یک مرکز انتظامی باید هنگام بحران فعال بماند و مسیرهای ورود و خروج آن نباید با سیلاب و رسوب و آوار مسدود شود. تجهیزات عملیاتی و ارتباطی چنین ساختمانی نیز نباید در معرض آسیب مستقیم قرار گیرد.
سیلاب شیراز در پنجم فروردین ۱۳۹۸ نمونه دیگری از نتیجه دستکاری مسیر طبیعی آب بود. یکی از دلایل اعلامشده برای این حادثه طغیان رودخانه آب زنگی و ورود رواناب از ارتفاعات بود اما بررسیها نشان داد که شدت بارش تنها عامل حادثه نبوده است. لایروبی نشدن مسیر سیل و توجه نکردن شهرداری به هشدارها و ایجاد تأسیسات شهری در رودخانه خشک و تبدیل دره کنار دروازه قرآن به جاده در افزایش خسارت و تلفات نقش داشت. درهای که تا سالها مسیر سیلاب فصلی بود با نخاله پر و آسفالت شد و مسیر عبور آب به یک کانال کوچک محدود شد. خاکریزهای ایجادشده برای ساخت جاده در بالادست نیز باعث جمع شدن حجم زیادی از آب شد و سیلاب پس از رها شدن وارد دروازه قرآن شد.
در آن حادثه خودروها با جریان آب برخورد کردند و شماری واژگون شدند. معابر و خانهها در بخشهایی از مرکز و شرق شیراز از جمله سعدیه و بلوار زند و بلوار امیرکبیر و هفتتنان و بازار وکیل دچار آبگرفتگی شدند. سیلاب شیراز نشان دادکه حذف یا محدود کردن مسیر طبیعی آب ممکن است سالها بدون حادثه باقی بماند اما هنگام بارندگی شدید پیامد آن در چند دقیقه ظاهر میشود.
برخی منتقدان معتقدند رواج این گونه ساخت و سازها درتهران در نتیجه مصوبه جنگی در حوزه ساخت و ساز است که باعث گستردگی اختیارات شهرداری دراین حوزه شده است .
غلامرضا کاظمیان معاون شهرسازی و معماری وزیر راه و شهرسازی درباره مجوزهای بازسازی و احتمال استفاده از مصوبات جنگی برای این نوع تصمیم گیری ا توضیح میدهد که مصوبات صادرشده محدوده روشنی دارند. او میگوید برای بازسازی ساختمانهای آسیبدیده در جنگ ۱۲ روزه مصوباتی در کمیسیون ماده پنج به تصویب رسید که تنها ساختمانهای تخریبشده یا ساختمانهایی را در بر میگیرد که آسیب سازهای کلی دیدهاند و باید به طور کامل بازسازی شوند. این مجوزها برای همه پلاکهای شهر تهران نیست و تنها همان ساختمانهای مشخص را شامل میشود.
کاظمیان تأکید میکند مشوقهای شهرسازی نیز باید با رعایت اصول بازسازی و ضوابط ایمنی و مخاطرات طبیعی اجرا شوند و نباید به بارگذاری بیش از حد مجاز منجر شوند.
معاون وزیر راه و شهرسازی میگوید مصوبه موجود فقط مربوط به جنگ ۱۲ روزه است و برای آسیبهای واردشده در جنگ بعدی یا آنچه جنگ ۴۰ روزه خوانده میشود باید مصوبه جداگانهای گرفته شود. به گفته او مجوزهای بازسازی نمیتوانند به شکل خودکار به پروژههای دیگر تسری پیدا کنند و صدور پروانه برای هر پروژه باید در محدوده طرح تفصیلی و با رعایت ضوابط قانونی انجام شود. او تأکید میکند ساختمانی مانند کلانتری زعفرانیه که کاربری مسکونی ندارد نمیتواند با استناد به مشوقهای بازسازی ساختمانهای مسکونی آسیبدیده از جنگ مجوز بگیرد.
کاظمیان درباره ساخت کلانتری در بوستان و پهنه فضای سبز میگوید جزئیات پرونده و مصوبه احتمالی آن را در اختیار ندارد اما اگر پیش از این کلانتری در این محل وجود نداشته باشد احداث ساختمان تازه باید تمام مراحل تغییر کاربری و بررسی در مراجع قانونی را طی کند. او میگوید چنین پروژهای باید در کمیسیون ماده پنج بررسی شود و تنها در صورت پذیرش تغییر کاربری امکان ادامه آن وجود دارد. با این حال حتی تصویب تغییر کاربری نیز نمیتواند خطر سیلاب را نادیده بگیرد.
او در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان ساختمانی حیاتی را در مسیر سیلاب ساخت میگوید: «اگر مسیر سیلاب باشد مسلما نباید ساخته شود. این موضوع بدیهی است. حتی اگر قبلا ساختمانی در مسیر سیلاب وجود داشته باشد عقل و منطق حکم میکند دوباره در همان نقطه بازسازی نشود. » کاظمیان اضافه میکند اگر منطقه به کلانتری نیاز دارد باید زمین مناسب دیگری برای آن تأمین شود و ضرورت وجود مرکز انتظامی نباید باعث انتخاب محل ناایمن شود.

محمدسعید ایزدی شهرساز و استاد دانشگاه نیز معتقد است رودخانهها و مسیرهای طبیعی آب از گذشته بخشی از ساختار شهر بودهاند و نقش مستقیمی در حیات آن داشتهاند. به گفته او طی چند دهه گذشته نه فقط خود رودخانهها بلکه حریم آنها نیز مورد تعدی قرار گرفته است. رودخانههای شهری به کانالهایی برای عبور آب تبدیل شدهاند و در بسیاری نقاط نیز فاضلاب به آنها وارد میشود. در نتیجه مدیریت شهری دیگر آنها را یک عنصر حیاتی و بخشی از زیرساخت طبیعی شهر نمیبیند.
ایزدی میگوید روددرههایی مانند نهجالبلاغه در تهران نمونهای از برخورد مناسبتر با مسیر رودخانه و حاشیه آن هستند اما نمونههای دیگری مانند گیشا نشان میدهند که چگونه بخشی از روددرهها با ساختوساز و ایجاد فضای تجاری از عملکرد طبیعی خود دور شدهاند. او تأکید میکند رودخانهها زندهاند و ممکن است پس از سالها آرامش طغیان کنند. حریم رودخانه برای همین زمانها تعریف شده است و باید با توجه به دبیهای مختلف آب و تغییر جریان در فصلهای مختلف از ساختوساز در نقاط خطرناک جلوگیری کند.
به گفته این استاد دانشگاه سیلاب تجریش و سیلابهای قمرود و حوادث دیگر نشان دادهاند که بیتوجهی به حریم رودخانه و ساختوساز در آن میتواند به خسارت انسانی منجر شود. وزارت نیرو برای رودخانهها حریم کمی و کیفی تعیین کرده و دفتر مشخصی نیز مسئول این موضوع است. رعایت این حریم برای هر نوع ساختوساز لازم است و تفاوتی ندارد که قرار باشد در کنار رودخانه فضای تفریحی ساخته شود یا یک ساختمان خدماتی و انتظامی.
ایزدی میگوید رودخانه و حریم آن را باید از دو جهت دید. نخست اینکه این محدوده بخشی از زیرساخت سبز و آبی شهر است و در تنظیم جریان آب و حفظ تعادل طبیعی نقش دارد. دوم اینکه رعایت حریم آن با ایمنی شهروندان و کیفیت زندگی در شهر ارتباط مستقیم دارد. ساخت یک ساختمان سنگین در محدودهای که باید انرژی جریان آب را کاهش دهد میتواند این حائل طبیعی را از بین ببرد و خطر را به خود ساختمان و محیط اطراف منتقل کند.
او در بخش دیگری از سخنانش به برنامه شهرداری تهران برای استفاده از بوستانها در ساخت پناهگاه و کلانتری و دیگر کاربریها اشاره میکند و میگوید یک سوءبرداشت درباره فضای سبز و پارک وجود دارد. بوستانها به عنوان زمین خالی و فرصتی برای ساختوساز دیده میشوند. در حالی که پارک نیز مانند هر کاربری دیگر حدود و قلمرو و نقش مشخصی دارد و نمیتوان هر بار با مطرح شدن یک نیاز تازه بخشی از آن را به ساختمان اختصاص داد.
ایزدی یادآوری میکند که در دورهای ساخت مسجد در حاشیه پارکها مطرح شد و اکنون نیز پناهگاه و کلانتری و دیگر ساختمانهای خدماتی با عنوان افزایش ایمنی مطرح میشوند. او میگوید پارک نمیتواند زمین ذخیره برای جبران کمبود خدمات روبنایی شهر باشد. هر کاربری جای مناسب خود را دارد و ممکن است بهترین محل برای ساخت پناهگاه یا کلانتری اصلا در بوستان نباشد. دسترسی مردم و پراکندگی جمعیت و خطر گسل و مسیر رودخانه و برنامه مدیریت بحران باید در انتخاب مکان مؤثر باشد.
به گفته ایزدی محل ساخت پناهگاه و کلانتری و دیگر مراکز خدماتی باید بر اساس نقشههای مصوب و مطالعات پدافند غیرعامل و برنامهریزی مدیریت بحران تعیین شود. اینکه یک بوستان معارض ملکی ندارد یا زمین آن در اختیار شهرداری است دلیل مناسبی برای انتخاب آن نیست. او دو خطای رایج را در این رویکرد میبیند. نخست اینکه پارک زمین خالی فرض میشود و دوم اینکه مکانیابی ساختمانهای مورد نیاز بر پایه آسانترین زمین موجود انجام میشود نه بر پایه نیاز واقعی و ایمنی شهر.
ساخت کلانتری زعفرانیه در شرایطی ادامه دارد که محل پروژه در مجاورت مسیر طبیعی آب قرار گرفته و کاربری پیشین آن نیز ساختمان انتظامی نبوده است. روشن شدن وضعیت تغییر کاربری زمین و نظر کمیسیون ماده پنج و استعلام حریم رودخانه از وزارت نیرو و مطالعات مربوط به خطر سیلاب میتواند مشخص کند این پروژه با چه مجوزهایی آغاز شده است. آنچه کارشناسان بر آن تاکید دارند این است که ضرورت ساخت یک کلانتری یا هر ساختمان خدماتی دیگری نمیتواند مجوز نادیده گرفتن مسیر سیلاب و حریم رودخانه و کارکرد بوستان باشد.
