عصر عدم تقارن جهانی؛ اهرمهای بزرگِ کشورهای متوسط
نادر موسویزاده، مدیرعامل «مکرو ادوایزری پارتنرز» و مقام پیشین سازمان ملل، در یادداشتی برای فایننشیال تایمز از «عصر عدم تقارن» و دگرگونی توازن قدرت جهانی مینویسد.
نادر موسویزاده، مدیرعامل «مکرو ادوایزری پارتنرز» و مقام پیشین سازمان ملل، در یادداشتی برای فایننشیال تایمز از «عصر عدم تقارن» و دگرگونی توازن قدرت جهانی مینویسد.
یک قدرت منطقهای تحت فشار تحریمها، با اقتصادی کوچکتر از یونان و با استفاده از پهپادها و موشکهای ارزانقیمت، توانسته محاسبات ریسک صنعت جهانی کشتیرانی را دگرگون کند. اکنون بازارهای نفت هر زمان که ایران بخواهد جابهجا میشود. ابزار تنگه هرمز، مهمترین گلوگاه نفتی جهان را به سلاحی ژئوپلیتیکی تبدیل کرده و اقتصاد جهانی ناچار است با پیامدهای آن سازگار شود.
در دریای سرخ، حملات حوثیها باعث شد هزینه بیمه ریسک جنگ برای یک کشتی ۱۰۰ میلیون دلاری، در اوج خود در ژوئیه ۲۰۲۵، به نزدیک یک میلیون دلار برای هر سفر برسد. بیشتر شرکتهای بزرگ حملونقل دریایی نزدیک به دو سال از کانال سوئز اجتناب کردند و مسیر دماغه امید نیک را در پیش گرفتند؛ تصمیمی که ۱۰ تا ۱۴ روز به زمان حملونقل افزود و چند صد دلار هزینه اضافی به هر کانتینر ۴۰ فوتی تحمیل کرد.
در سوی دیگر در جزیرهای مورد مناقشه در غرب اقیانوس آرام، تنها یک شرکت است که بیش از ۹۰ درصد نیمهرساناهای پیشرفته جهان را تولید میکند. بقای شرکتهایی مانند انویدیا و اپل و همچنین توان عملیاتی چندین ارتش، به چند کیلومتر مربع تاسیسات وابسته است؛ تاسیساتی که هیچ بازیگر دیگری دستکم در طول یک دهه قادر به بازتولید آنها نیست.
اینها سه روایت جداگانه نیستند، بلکه یک داستان واحد را شکل میدهند. فرض دوران پس از جنگ سرد مبنی بر اینکه وابستگیها بهطور گسترده میان کشورها توزیع شدهاند و اقتصاد باز یک کالای عمومی جهانی است، بیسروصدا فروپاشیده است. ما در عصر عدم تقارن زندگی میکنیم؛ دوره گذاری که در آن قدرت، کمتر از اندازه یا ثروت ناشی میشود و بیشتر از توانایی تبدیل نابرابریها به اهرم فشار نشئت میگیرد.
اکنون مزیت راهبردی نصیب بازیگرانی میشود که این عدم توازن را تشخیص میدهند و پیش از شکلگیری تعادل جدید، بر اساس آن عمل میکنند. در حالی که تهران و شرکت تولید نیمههادی تایوان TSMC مزیتهای خود را انباشته میکنند، دیگران در حال تحمل هزینههایی هستند که هنوز یاد نگرفتهاند چگونه آنها را محاسبه کنند؛ از حاکمیت محدود اتحادیه اروپا بر دادههای مصرفکنندگان خود گرفته تا شرکت فولکسواگن که گذار آن به خودروهای برقی بر قطعات چینی متکی است.
عدم تقارن میتواند به اشکال مختلف بروز پیدا کند: اینکه اهرم فشار چگونه اعمال میشود، چه کسی زیرساختهای لازم برای این فشار را در اختیار دارد و کدام بازیگران توان حفظ موقعیت خود را دارند.
در سطح عملیاتی، پویاییهای جنگ مدرن اکنون به نفع برهمزنندهها تغییر کرده است. پهپادهای اوکراینی که تنها چند هزار دلار قیمت دارند، تجهیزات نظامی روسیه را که میلیونها دلار ارزش دارند نابود میکنند. جدیدترین مدل شرکت Anthropic با نام Mythos میتواند به هر هکری توانایی غلبه بر گرانترین سامانههای دفاع سایبری را بدهد. در این سطح، بزرگی دیگر محافظت چندانی ایجاد نمیکند.
در سطح زیرساختی، برخی بازیگران موقعیتهایی را در اختیار دارند که دیگران به آن وابستهاند. تسویه دلاری، تولید تراشه، فرآوری عناصر نادر خاکی، زیرساختهای عظیم محاسباتی، پایانههای کانتینری و ناوگان تعمیر کابلهای زیردریایی، همگی به شکلی نابرابر توزیع شدهاند. چین حدود ۹۰ درصد عناصر نادر خاکی جهان را فرآوری میکند و نظام جدید مجوزدهی پکن در سال ۲۰۲۵، غول صنایع دفاعی «ریتیون» را برای تامین مواد مقاوم در برابر حرارت مورد استفاده در موشکها با مشکل روبهرو کرد. تحریمهای سال ۲۰۲۲ علیه روسیه هم دامنه نفوذ ساختار دلاری را به شکلی منفی آشکار کرد.
در سطح سیاسی، همه بازیگران نمیتوانند پس از اتخاذ یک موضع، آن را به یک اندازه حفظ کنند. نظامهای اقتدارگرا بهطور ساختاری از هزینههای سیاسی داخلی رقابت راهبردی مصون هستند، اما دموکراسیها که در چرخههای انتخاباتی گرفتارند، چنین وضعیتی ندارند.
آنچه این مقطع را تا این اندازه تعیینکننده میکند، این است که این عدم تقارنها یکدیگر را تقویت میکنند. حکومتهایی مانند چین و روسیه میتوانند دههها صرف ساخت گلوگاههای زیرساختی کنند و سپس همان گلوگاهها را به ابزار اعمال فشار تبدیل کنند.
عصر عدم تقارن همچنان تاثیری عمیق بر زنجیرههای تامین جهانی خواهد گذاشت. اگر تنوعبخشی در دهه گذشته بیشتر ماهیتی جغرافیایی داشت (یعنی توزیع زنجیرههای تامین و درآمدها در کشورهای بیشتر) اکنون این دوره مستلزم اولویت دادن به نیازهای حاکمیتی است.
شرکتهایی که در مرکز اقتصاد جهانی قرار دارند، بهتدریج در حال محافظت از خود در برابر این آسیبپذیریها هستند. اپل قصد دارد بیشتر آیفونهایی را که در آمریکا فروخته میشوند، در هند تولید کند و بهطور جدی از زنجیرههای تامین مستقر در چین فاصله بگیرد. صندوقهای بازنشستگی دانمارک و سوئد نیز در مجموع دهها میلیارد دلار اوراق خزانهداری آمریکا را فروختهاند و دلیل آن را غیرقابل پیشبینی بودن سیاستهای آمریکا عنوان کردهاند. حوزههای فعالیت این بازیگران متفاوت، اما غریزه محافظت و مصونسازی در همه آنها مشترک است.
اکنون که حاکمیت ملی به اصل عملیاتی تابآوری تبدیل شده، موفقیت شرکتها مستلزم الگوبرداری از رویکرد کشورهایی مانند کانادا و سنگاپور خواهد بود. این به معنای افزایش خوداتکایی، تقویت مواضع در برابر اهرمهایی است که دیگران در اختیار دارند و همچنین بهرهبرداری از مزیتهای نامتقارنی که خودشان دارند؛ چه فناوری اختصاصی باشد، چه کنترل بر نهادههای حیاتی و چه برخورداری از نیروی انسانی در سطح جهانی.
در عصر عدم تقارن، مهمترین آسیبپذیریها اغلب از چشمها پنهان میمانند و مهمترین نقاط قوت، معمولا ناآشناترینها هستند.
