مرکز آمار ایران، اخیرا نتایج طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوارهای شهری و روستایی سال ۱۴۰۴ را منتشر کرده است. بررسی این آمار نشان میدهد با وجود افزایش درآمد خانوارها، رشد هزینهها از رشد درآمد پیشی گرفته و همین موضوع، منجر به کاهش قدرت خرید و تغییر در الگوی سبد خانوار شده است.
بر اساس این گزارش، متوسط درآمد سالانه یک خانوار شهری در سال ۱۴۰۴ به نزدیک 485 میلیون تومان رسیده که نسبت به سال قبل ۴۱.۲ درصد رشد داشته است. درآمد خانوار روستایی نیز با ۴۷.۵ درصد افزایش، به بیش از 297 میلیون تومان رسیده است.
اما در همین بازه، هزینه کل یک خانوار شهری ۴۵.۴ درصد و هزینه خانوار روستایی ۵۲.۳ درصد رشد کرده است؛ یعنی در هر دو گروه شهری و روستایی، سرعت رشد هزینهها از سرعت رشد درآمد پیشی گرفته است. بر این اساس متوسط کل هزینه خالص یک خانواده شهری و روستایی در سال گذشته به ترتیب به نزدیک به 392 میلیون و حدود 220 میلیون تومان رسیده است.
یکی از نشانههای فشار اقتصادی در این گزارش، افزایش سهم هزینههای خوراکی و دخانی از کل سبد مصرفی خانوار است؛ شاخصی که اقتصاددانان آن را نشانه کاهش رفاه خانوار میدانند، چرا که هرچه خانوار فقیرتر شود، سهم بیشتری از درآمدش صرف تأمین غذا میشود.
در خانوارهای شهری، سهم هزینههای خوراکی از ۲۳.۶ درصد در سال ۱۴۰۳ به ۲۸.۳ درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده که بالاترین رقم در شش سال گذشته است. در روستاها این سهم از ۳۷.۷ درصد به ۴۱.۷ درصد افزایش یافته است. این جهش با رشد شدید قیمت مواد غذایی نیز همخوانی دارد، چراکه آمارهای تورم نیز نشاندهنده تورم بالای کالاهای خوراکی نسبت به سایر گروههای کالایی است.
همچنین بر اساس این گزارش هزینه خوراکی و دخانی خانوار شهری در یک سال ۷۴ درصد و خانوار روستایی ۶۸.۲ درصد افزایش یافته، در حالیکه رشد هزینههای غیرخوراکی در همین بازه ۳۶.۷ درصد (شهری) و ۴۲.۷ درصد (روستایی) بوده است.

در ترکیب داخلی سبد غذایی خانوار شهری نیز، گوشت با ۲۲.۹ درصد، نان و فرآوردههای غلات با ۱۸.۹ درصد و میوهها و سبزیها با 17.3 درصد بیشترین سهم را دارند. در میان هزینههای غیرخوراکی هم مسکن، سوخت و روشنایی با ۵۸.۱ درصد و بهداشت و درمان با 11.6 بیشترین سهم از سبد هزینه خانوار را به خود اختصاص دادهاند.
در خانواده روستایی نیز گوشت با 21.3 درصد، نان و فرآوردههای غلات با 21.1 درصد و میوهها و سبزیها با 17.3 درصد بیشترین سهم را دارند. در میان هزینههای غیرخوراکی هم مسکن، سوخت و روشنایی با 38.4 درصد بهداشت و درمان با 16.8 در صدر جدول قرار دارند.
در این میان مقایسه هزینه دهکهای مختلف درآمدی، تصویر روشنی از نابرابری در جامعه بهدست میدهد. در مناطق شهری، متوسط هزینه سالانه خانوارهای دهک اول (کمبرخوردارترین) در سال ۱۴۰۴ به نزدیک به 103 میلیون تومان رسیده، در حالیکه همین رقم برای دهک دهم (پردرآمدترین خانوارها) به نزدیک به یک میلیارد و 28 میلیون تومان میرسد؛ یعنی هزینههای خانوار ثروتمند تقریباً ده برابر خانوار کمدرآمد است. در روستاها نیز این نسبت حدود ۱۵ برابر است.
میزان افزایش هزینهها نیز برای دهکهای پایین بیشتر بوده؛ بهطوریکه در سال گذشته هزینه کل یک خانوار شهری ۴۵.۴ درصد رشد کرده، اما این رشد هزینه برای دهک اول تقریبا 51 درصد و برای دهک دهم 41.6 درصد بوده است.
نگاهی استانی به دادهها نیز نشان میدهد شکاف میان مناطق کشور همچنان عمیق است. خانوار شهری تهران با 721 میلیون تومان درآمد سالانه، بالاترین درآمد کشور را دارد، درحالیکه خانوار شهری سیستان و بلوچستان با حدود 283 میلیون تومان، کمترین درآمد را ثبت کرده است.
در مناطق روستایی نیز مازندران با بیش از 469 میلیون تومان بالاترین و سیستان و بلوچستان با نزدیک به 144 میلیون تومان پایینترین درآمد روستایی کشور را دارند.
بررسی هزینه به تفکیک استانها نیز نشان میدهد بیشترین هزینه سالانه یک خانوار شهری مربوط به تهران با رقم بیش از 577 میلیون تومان و کمترین هزینه مربوط به سیستان و بلوچستان با رقم 283 میلیون تومان است. در مورد خانوار روستایی نیز بیشترین و کمترین هزینه به ترتیب در مناطق روستایی بوشهر با 339 میلیون تومان و سیستان و بلوچستان با 122 میلیون تومان بوده است.
بررسی دادههای سال های اخیر همچنین تصویر روشنی از عقبنشینی تدریجی خانوارها در هزینههای غیرضروری ترسیم میکند. سهم هزینه حملونقل و ارتباطات در خانوار شهری از 9.9 درصد در سال ۱۳۹9 پیوسته کاهش یافته و به ۶.۸ درصد در سال ۱۴۰۴ رسیده است و سهم پوشاک و کفش نیز از 3.3 درصد در سال 99 به ۲.۸ درصد در سال گذشته کاهش یافته است. در مناطق روستایی نیز کمابیش همین الگو تکرار شده است.
البته به نظر میرسد با افزایش فشارهای معیشتی و کاهش قدرت خرید، سهم هزینههای ضروری مثل بهداشت و درمان هم از سبد خرید خانوار کمتر شده است؛ بهطوری که در همین مدت سهم هزینههای بهداشت و درمان از 9.8 به 8.3 درصد کاهش پیدا کرده است.
این روند نشان میدهد در سالهای اخیر، خانوارهای ایرانی بهطور پیوسته سهم بیشتری از درآمد خود را صرف نیازهای اساسی (بهویژه خوراک) کرده و فضای کمتری برای هزینههای رفاهی، حملونقل و تفریح باقی گذاشتهاند.


هزینه مسکن، سوخت و روشنایی طی شش سال متوالی روندی تقریباً پیوسته صعودی داشت و سهم آن از کل هزینههای خانوار شهری از 37 درصد در ۱۳۹9 به اوج ۴۳.۷ درصدی خود در سال ۱۴۰۳ رسید. اما در سال ۱۴۰۴، برای نخستینبار در این بازه، این سهم با افت دو واحد درصدی به ۴۱.۷ درصد کاهش یافت. روند مشابهی در روستاها هم دیده میشود؛ سهم مسکن از 19.1 درصد در ۱۳۹9 تا ۲۳.۵ درصد در ۱۴۰۳ رشد کرد و در ۱۴۰۴ به ۲۲.۴ درصد رسید. البته همچنان مسکن بیشتر سهم از سبد خانوار را به خود اختصاص داده است.
