به گزارش آتیه آنلاین، ایران به دلیل موقعیت زمینشناختی، اقلیمی و جغرافیایی خود با مخاطرات طبیعی متعددی مانند زمینلرزه، فرونشست زمین، سیلاب، گردوغبار و پدیدههای کارستی مواجه است؛ مخاطراتی که در سالهای اخیر از نظر شدت، گستره و تأثیر بر زندگی مردم، زیرساختها و منابع طبیعی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
به گزارش ایسنا، در همین راستا، سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور نسخه جدید اطلسهای مخاطرات را با تمرکز بر پنج محور «زمینلرزه و گسلهای لرزهزا»، «فرونشست»، «گردوغبار»، «سیل» و «کارست» تدوین کرده است. این اطلسها در قالب برشهای استانی تهیه شدهاند و علاوه بر نقشههای تخصصی، اطلاعات پشتیبان را نیز در اختیار متخصصان، تصمیمگیران، دانشجویان، دانشآموزان و عموم مردم قرار میدهند.
رضا شهبازی، معاون زمینشناسی سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور، گفت: مخاطرات طبیعی پدیدههایی پویا و دینامیک هستند و به همین دلیل اطلسهای مرتبط با آنها باید بهصورت دورهای بهروزرسانی شوند. به گفته او، معمولاً بازه زمانی سه تا پنج سال برای بهروزرسانی این اطلسها در نظر گرفته میشود؛ زیرا در این مدت ممکن است رخدادهای جدیدی اتفاق بیفتد یا اطلاعات و دانش کارشناسان درباره یک پدیده افزایش پیدا کند.
وی افزود: نسخه جدید اطلسها تفاوت بنیادی با نسخههای قبلی ندارد، بلکه در ادامه آنها و بهعنوان نسخههای بهروزرسانیشده تهیه شده است. با این حال، استانیشدن اطلسها باعث میشود کاربران بتوانند اطلاعات مربوط به یک محدوده جغرافیایی مشخص را با جزئیات بیشتری مشاهده کنند.
شهبازی تأکید کرد که در تهیه این مجموعه تلاش شده است اطلاعات تخصصی به شکلی ارائه شود که برای گروههای مختلف جامعه قابل استفاده باشد. او همچنین گفت بازخورد مخاطبان پس از انتشار اطلسها در تهیه نسخههای بعدی مورد توجه قرار خواهد گرفت.
در بخش زمینلرزه و گسلهای لرزهزا، گسلهای جدید شناساییشده و اطلاعات مربوط به سازوکار فعالیت گسلها بهروزرسانی شده است. همزمان، اطلس لرزهساخت در مقیاس یکپنجاههزارم و آشکارسازی گسلهای شهری در مقیاس یکبیستوپنجهزارم و بزرگتر نیز در حال انجام است.
اطلاعات مربوط به سازوکار کانونی گسلها، رفتار آنها، پراکنش ایستگاههای شتابسنج، شبکههای GPS و شبکه لرزهنگاری نیز در این مجموعه مورد توجه قرار گرفته است. همچنین موقعیت مراکز جمعیتی نسبت به پهنههای گسلی و تحلیلهای آماری درباره رفتار گسلها و دورههای بازگشت رخدادها بررسی شده است.
در بخش فرونشست، دادههای سالهای ۱۳۹۵، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۰ با یکدیگر مقایسه شدهاند و قرار است اطلاعات سال ۱۴۰۳ نیز به این مجموعه افزوده شود. این روند امکان بررسی تغییرات فرونشست در دورههای زمانی مختلف را فراهم میکند.
در محور گردوغبار، علاوه بر شناسایی کانونهای تولید گردوغبار، ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی این کانونها نیز بررسی شده است. در بخش سیلاب نیز پهنههای در معرض آبگرفتگی و زیر آب رفتن، آبراههها و رودخانهها شناسایی شدهاند. این اطلاعات حاصل یکپارچهسازی رخدادهای مختلف سیلابی در حدود ۲۰ سال گذشته است و اعداد، محاسبات و دورههای بازگشت سیلاب نیز در آن مورد توجه قرار گرفته است.
موضوع کارست نیز از دو جنبه مدیریت منابع آب کارستی و مخاطرات ناشی از کارستشدگی بررسی شده است. کارستشدگی میتواند با ایجاد حفرهها و فروچالهها همراه باشد و از سوی دیگر، منابع آب کارستی نیز اهمیت ویژهای در مدیریت منابع آب دارند.
شهبازی با اشاره به دادههای جدید فرونشست گفت: در اواسط دهه ۱۳۹۰ حدود ۱۰ هزار کیلومتر مربع از دشتهای کشور درگیر فرونشست شناسایی شده بود، اما این رقم در ادامه به حدود ۱۰۰ هزار کیلومتر مربع رسیده است. به گفته او، این آمار نشان میدهد گستره مناطق درگیر فرونشست افزایش چشمگیری داشته است.
وی استانهای اصفهان، کرمان، تهران، البرز و قزوین را از مناطق مهم فرونشست عنوان کرد و گفت: استان اصفهان و شهر اصفهان، استان کرمان و شهر کرمان و همچنین تهران و دشت جنوبغرب تهران از جمله پهنههای مهم در این زمینه هستند. منظور از تهران در این مجموعه، پهنهای مرتبط شامل استانهای تهران، البرز و قزوین است که الگوی فرونشست در آنها تا حد زیادی به یکدیگر ارتباط دارد.
معاون زمینشناسی سازمان زمینشناسی، خراسان رضوی، شهر مشهد و شمال این شهر را نیز از مناطق مهم دانست و افزود: در این مناطق گسترش فرونشست به سمت داخل شهر مشاهده میشود. به گفته او، استانها و شهرهایی مانند نیشابور، فارس، یزد، کرمان و بخشهایی از شمال خوزستان نیز در سالهای گذشته در شمار مناطق درگیر فرونشست بودهاند.
شهبازی با اشاره به اطلاعات سال ۱۴۰۳ اظهار کرد: بسیاری از دشتهایی که پیشتر بهصورت لکههای جدا از هم درگیر فرونشست بودند، اکنون به یکدیگر پیوستهاند و پهنههای فرونشستی گستردهتر و یکپارچهتری شکل گرفته است. بر اساس مقایسه انجامشده، گستره فرونشست در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۵ حدود ۱۰ برابر شده است. او این پیوستگی را با افزایش فشار بر منابع آب زیرزمینی مرتبط دانست.
شهبازی استان گلستان را نیز یکی از استانهای بحرانی و ویژه کشور از نظر فرونشست معرفی کرد و گفت: این استان شرایط نامطلوبی را تجربه میکند. او همچنین اظهار کرد که تقریباً با اطمینان میتوان گفت در شرق مازندران نیز پدیده فرونشست وجود دارد.
وی درباره تفاوت شرق و غرب مازندران توضیح داد: در غرب مازندران، دشتها کوچکتر هستند و فاصله کوه و دریا کم است؛ به همین دلیل فرونشست به شکل دشتهای وسیعتر مشاهده نمیشود. همچنین در مناطقی مانند رامسر و چالوس که اراضی کشاورزی گسترده نیستند، شرایط متفاوت است. به گفته او، گیلان همچنان تنها استانی است که در آن شرایط مشابه فرونشست گسترده مشاهده نمیشود.
معاون زمینشناسی سازمان زمینشناسی درباره پیرامون دریاچه ارومیه نیز گفت: مساحت خود دریاچه ارومیه تقریباً ۵ هزار کیلومتر مربع است، اما دشتهای واقع در حوزههای مشرف به دریاچه که با فرونشست مواجه هستند، حدود ۸۵۰۰ تا ۹ هزار کیلومتر مربع وسعت دارند. این رقم تقریباً دو برابر سطح دریاچه ارومیه است و نشان میدهد دشتهای حوزههای آبریز منتهی به این دریاچه با پدیده فرونشست درگیر شدهاند.
شهبازی با اشاره به بررسی سیلابهای گسترده سال ۱۳۹۸ گفت: این رخدادها از نظر منابع آب میتوانست فرصت مناسبی برای تزریق آب سطحی به آبهای زیرزمینی ایجاد کند، اما بررسیها نشان داد برخی دشتها با وجود قرارگرفتن در معرض سیلابهای شدید، واکنش قابلتوجهی از نظر تغذیه آبخوانها نداشتهاند.
او بهعنوان نمونه از دشت گرگان، علیآباد کتول و محدودههایی از گرگان شمالی تا آققلا نام برد و گفت: این مناطق در سال ۱۳۹۸ زیر آب رفتند، اما با وجود شدت سیلاب، تغذیه آبخوانها در آنها به میزان مورد انتظار رخ نداد. در استان لرستان نیز برخی مناطق شرایط مشابهی داشتند و در خوزستان هم با وجود خسارات گسترده، حجم آب سیلابها نتوانست به میزان مورد انتظار موجب تغذیه آبخوانها شود.
به گفته شهبازی، یکی از عوامل مؤثر در این وضعیت، فشردگی لایه خاک بوده است. او تأکید کرد که این شرایط ضرورت مدیریت بهتر فعالیتهای آبخیزداری، آبخوانداری و پخش سیلاب را نشان میدهد.
معاون زمینشناسی سازمان زمینشناسی با اشاره به استانهایی مانند سیستان و بلوچستان و هرمزگان گفت: در این مناطق حجم زیادی از بارشها در مدت کوتاه به سیلابهای شدید تبدیل میشود و آب با سرعت زیادی به سمت دریا تخلیه میشود. به گفته او، میتوان بخشی از این سیلابها را از طریق آبخوانداری و پخش سیلاب به سمت آبخوانها هدایت کرد تا علاوه بر تغذیه منابع زیرزمینی، تالابهای سطحی نیز احیا شوند.
شهبازی تالابها را ذخیرهگاههای مهم منابع آب دانست و گفت: احیای یک تالاب، همزمان به معنای احیای یک اکوسیستم، مدیریت یک کانون تولید گردوغبار و ایجاد یک ذخیرهگاه طبیعی آب است. تالابهای احیاشده میتوانند به آبخوانهای پیرامونی خود آب برسانند و خود نیز بهعنوان مخزن طبیعی آب عمل کنند.
وی افزود: در بسیاری از مناطق، ظرفیت تالابهای خشکشده میتواند در مدیریت منابع آب اهمیت داشته باشد و در کنار سایر سازهها و روشهای مدیریت آب مورد توجه قرار گیرد.
شهبازی با اشاره به ارتباط میان اطلسهای مختلف مخاطرات گفت: در برخی استانها، پهنههایی که کانون تولید گردوغبار هستند و تحت تأثیر فرونشست قرار دارند، همزمان در معرض سیلاب نیز قرار میگیرند. به گفته او، تطبیق اطلسهای مختلف میتواند اطلاعات مناسبی برای مدیریت این مناطق فراهم کند و اولویتهای مدیریت مخاطرات در کشور را نشان دهد.
وی در پایان بر ضرورت افزایش دانش عمومی درباره علوم زمین تأکید کرد و گفت: آگاهی مردم از محیط پیرامون و مخاطرات آن، در تصمیمهایی مانند محل ساختوساز، تعیین تراکم جمعیتی و جانمایی زیرساختها اهمیت دارد. از نظر او، شناخت بهتر فرآیندهای زمینشناختی و چرخه آب میتواند به استفاده بهتر از منابع سطحی و زیرزمینی و سازگاری با شرایط جدید کمک کند.
