مسئله اقلیمی تهران دیگر فقط در گزارشهای هواشناسی دیده نمیشود. دادههای تازه نشان میدهد تفاوت دمای فصل گرم میان مناطق شهر به حدود پنج تا شش درجه میرسد و بخشهایی از مرکز و جنوب تهران بهطور میانگین دمای بالاتر از ۴۰ درجه را تجربه میکنند.
در همین حال پژوهشهای شهری هشدار میدهند حتی بعضی راهکارهای رایج خنککردن شهر اگر بدون سنجش دقیق اجرا شوند ممکن است نتیجهای متفاوت از انتظار داشته باشند.
ناصر امانی عضو شورای شهر تهران معتقد است افزایش دما و پیامدهای آن در برنامه چهارم توسعه شهر به اندازه کافی دیده نشده است. او میگوید: «برنامه چهارم با تمرکز بر حملونقل عمومی نوشته شد اما برنامه پنجم باید محیط زیست را در مرکز توجه قرار دهد و کمبود آب و افزایش دما و حفاظت از فضای سبز و کاهش فشار جمعیتی تهران را جدیتر ببیند.» مسئله جمعیت از نگاه او مستقیما با منابع شهر ارتباط دارد. اگر صدها هزار واحد تازه ساخته شود باید همزمان مشخص شود آب جمعیتی که قرار است در این واحدها زندگی کنند از کجا تامین خواهد شد.
مجید باقری معاون برنامهریزی توسعه سرمایه انسانی و امور شورای شهرداری تهران از آغاز تدوین برنامه پنجم خبر داده است. باقری میگوید: «معاونتهای مختلف شهرداری نمایندگان خود را معرفی کردهاند و مطالعات و پژوهشهای موجود نیز قرار است در تهیه برنامه مورد استفاده قرار گیرند.» حالا آزمون برنامه پنجم همینجاست. آیا پژوهشهایی که درباره گرما و آب و فضای سبز و ظرفیت زیستی شهر تهیه شدهاند فقط در فهرست منابع برنامه باقی میمانند یا به ضابطه و بودجه و محدودیت توسعه تبدیل میشوند.
در بازنگری طرح جامع نیز نهاد پایش محیط زیست و پایداری را یکی از محورهای اصلی مطالعات قرار داده است. یکی از پرسشهای مهم این مطالعات ظرفیت زیستی تهران در وضعیت فعلی و در سالهای آینده است. اگر این مطالعات به مرحله اجرا برسند باید بتوانند به سؤالهای مشخص پاسخ دهند. آیا در منطقهای که منابع آب آن تحت فشار است میتوان همچنان جمعیت بیشتری مستقر کرد. آیا در مسیر حرکت طبیعی هوا میتوان بدون محدودیت ساختمانهای بلند ساخت. آیا مناطق گرمتر مرکز و جنوب شهر باید سهم بیشتری از بودجه سایه و درخت و اصلاح خیابانها داشته باشند.
مطالعه دیگری از خود مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران میگوید تهران هنوز برنامه جامع و هماهنگی برای سازگاری با شرایط جدید آبوهوایی ندارد. در این مطالعه ضعف هماهنگی میان دستگاهها و کمبود منابع مالی و نبود مقررات کافی نیز از موانع اصلی عنوان شده است. در مقابل پیشنهادهای متعددی از ذخیره آبهای سطحی و افزایش سطوحی که آب را وارد زمین میکنند تا درختان کمآبطلب و سایهبان و مصالح خنک و سامانه هشدار گرما و سیل روی میز قرار دارد. مسئله این است که این پیشنهادها چه زمانی از گزارش پژوهشی وارد تصمیم روزمره شهر میشوند.
گزارش شهریور ۱۴۰۵ مرکز پژوهشهای مجلس به سراغ راهکارهای سادهتر کاهش گرما رفته است. بر اساس مطالعاتی که در این گزارش گردآوری شده سفیدکردن بامهای تخت در تهران میتواند دمای سطح بام را حدود ۲۰ درجه پایین بیاورد اما دمای هوای بالای بام تنها حدود یک تا دو درجه کاهش پیدا میکند. درباره آسفالتهای روشن نیز در برخی آزمایشها دمای سطح در بعدازظهر تابستان ۱۰ تا ۱۵ درجه کمتر از آسفالت معمولی بوده است.
پژوهش تازهای درباره تأثیر فضای سبز بر گرمای تهران هم اطلاعات دقیقتری از تفاوت میان مناطق شهر ارائه میدهد. در این بررسی دمای فصل گرم در مناطق مختلف تهران بین حدود ۳۵.۶ تا ۴۱.۳ درجه برآورد شده است. مناطق ۹ و ۱۰ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۵ و ۱۶ میانگین بالاتر از ۴۰ درجه داشتهاند و منطقه ۱۷ با حدود ۴۱.۳۵ درجه گرمترین منطقه در این ارزیابی بوده است. فاصله گرمترین و خنکترین مناطق شهر نیز حدود پنج تا شش درجه برآورد شده است.
این تفاوت فقط محصول ارتفاع نیست. شمال تهران مرتفعتر و خنکتر است اما تراکم ساختمان و سطح آسفالت و بتن و مقدار پوشش گیاهی نیز در شکلگیری این نقشه حرارتی نقش دارند. در بخشهایی از مرکز و جنوب شهر ساختمانها متراکمترند و سهم سطوحی که گرما را جذب و نگهداری میکنند بیشتر است.
همان مطالعه نشان میدهد اثر خنککنندگی فضای سبز نیز در مناطق مختلف یکسان نیست و از حدود ۰.۴۶ تا ۱.۴۱ درجه تغییر میکند. میانگین اثر در سطح شهر حدود ۰.۸۱ درجه است. این یعنی فقط شمارش پارک و درخت کافی نیست. محل درخت و اندازه سایه و پیوستگی فضای سبز و تراکم ساختمانهای اطراف میتواند نتیجه را تغییر دهد.
در مناطق مرکزی و جنوبی که زمین آزاد کمتر و ساختوساز فشردهتر است پژوهش تهران مجموعهای از اقدامات همزمان را پیشنهاد میکند. درختکاری در خیابانها و ایجاد سایه در فضاهای پرتردد و کاهش سطوح سخت و استفاده از مصالحی که کمتر گرم میشوند و باز نگه داشتن مسیر حرکت هوا و استفاده محدود و حسابشده از بام و دیوار سبز از جمله این پیشنهادهاست.
حتی در مطالعه بازآفرینی کورههای آجرپزی منطقه ۱۹ نیز زمینهای رهاشده فقط مسئله کاربری دیده نشدهاند و افزایش پوشش گیاهی و بهبود شرایط محیطی و کاهش گرمای محلی برای آنها پیشنهاد شده است.
راهکار ترکیبی درخت و سایه و سبزینگی میتواند برای عابر مؤثرتر باشد اما تهران شهری است که با کمبود آب روبهروست. مطالعه مرکز مطالعات شهرداری درباره بام سبز نیز همین محدودیت را یادآوری میکند. در این گزارش تأکید شده که استفاده از بام سبز در تهران باید با گیاهان کمآبطلب و روشهای کممصرف آبیاری و جمعآوری آب باران و استفاده دوباره از آب همراه باشد. در غیر این صورت راهکاری که برای کاهش گرما انتخاب شده میتواند مصرف آب شهر را افزایش دهد.
بنابراین حتی درختکاری و فضای سبز نیز نمیتواند به یک عدد ساده در گزارش عملکرد تبدیل شود. باید معلوم باشد درخت کجا کاشته شده و چه اندازه سایه ایجاد میکند و آیا پس از چند سال زنده مانده است و آب آن از کجا تأمین میشود. همین نگاه درباره بام سفید و آسفالت روشن نیز لازم است. مسئله فقط تعداد پروژهها نیست و باید نتیجه آنها در خیابان و در زندگی روزمره مردم سنجیده شود.
فرم شهر نیز در گرما نقش دارد. گزارش مرکز پژوهشهای مجلس هشدار داده است که تجمع ساختمانهای بلند بدون توجه به جریان طبیعی هوا میتواند دمای محلی را افزایش دهد. فاصله و جهت ساختمانها میتواند به عبور هوا کمک کند یا جلوی آن را بگیرد. این مسئله در تهران به دلیل اختلاف ارتفاع شمال و جنوب اهمیت بیشتری دارد. احد وظیفه، رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی کشور نیز به نقش جریان هوای کوه و دشت اشاره میکند و میگوید: «شبها بخشی از هوای خنک ارتفاعات به سمت پایین حرکت میکند و در روز الگوی جریان تغییر میکند.» اگر مسیر طبیعی حرکت هوا با ساختوسازهای متراکم و بلند محدود شود بخشهایی از شهر دیرتر خنک میشوند.»
مطالعه فضای سبز تهران نیز پیشنهاد میکند مسیرهای سبز و باز در امتداد شمال به جنوب برای کمک به حرکت هوا حفظ شوند. معنای این یافته برای طرح جامع روشن است. یک برج فقط پرونده تراکم و ارتفاع نیست. باید دید در مسیر حرکت هوا قرار گرفته یا نه و چه اثری بر گرمای محله اطراف خواهد داشت.
احد وظیفه میگوید: «تهران اکنون ششمین سال متوالی خشکسالی را تجربه میکند و در بعضی سالهای این دوره میزان بارش ۳۰ تا ۵۰ درصد کمتر از حد معمول بوده است.» حتی انتقال آب طالقان نیز نتوانسته فشار بر منابع آبی را بهطور کامل کاهش دهد و سفرههای زیرزمینی همچنان در حال افت هستند. وقتی برای تأمین آب شهری صحبت از چاههایی با عمق ۲۵۰ متر و بیشتر میشود روشن است که مسئله از یک دوره کمبارشی کوتاه عبور کرده است. جنوب تهران نیز همزمان با افت آب زیرزمینی یکی از پهنههای درگیر فرونشست است و ادامه برداشت فقط مسئله تأمین آب نیست و میتواند زیرساخت و ساختمان و راه و شبکههای حیاتی شهر را نیز تحت فشار قرار دهد.
اما وظیفه تأکید دارد: «همه کاهش آب سدهای تهران را نباید پای تغییرات آبوهوایی نوشت.» در بالادست سدها ساختوساز بیشتر شده و ویلا و باغچه و استخر و چاه سهم بیشتری از آب را پیش از رسیدن به پاییندست مصرف میکنند. بخشی از آبی که زمانی وارد رودخانه و سد میشد حالا در همان مسیر برداشت میشود. از سوی دیگر افزایش دما نیز فشار را بیشتر کرده است.
او میگوید: «در بخشی از دادهها کمترین دمای روز در تهران هر سال حدود پنج صدم درجه بالا رفته است. یعنی حدود نیم درجه در یک دهه و یک و نیم درجه در سه دهه. خط برف البرز نیز نسبت به گذشته بالاتر رفته و هر یک درجه افزایش دما میتواند میزان تبخیر را حدود هفت درصد بیشتر کند. در چنین شرایطی حتی ثابت ماندن میزان بارش هم به معنای ثابت ماندن آب قابل استفاده نیست.»
تهران اکنون شش سال خشکسالی را پشت سر گذاشته است. بعضی مناطق شهر در فصل گرم بیش از پنج درجه از بخشهای دیگر گرمترند. چاهها عمیقتر شدهاند و بارگذاری جمعیت ادامه دارد و پژوهش تازه سویل نیز نشان میدهد حتی راهکاری که دمای هوا را پایین میآورد ممکن است برای عابر نتیجه معکوس داشته باشد. بنابراین معیار موفقیت سیاست اقلیمی تهران نمیتواند فقط تعداد درخت و مترمربع بام سبز و طول آسفالت روشن باشد. باید معلوم شود مردم چند ساعت کمتر گرمای شدید تحمل کردهاند و این نتیجه با چه میزان آب و هزینه به دست آمده است.
برنامه پنجم و بازنگری طرح جامع نخستین اسناد مهم تهران در دورهای هستند که گرما و کمآبی دیگر پیشبینی آینده نیستند. اگر ظرفیت آب و دما و جریان هوا همچنان از تصمیم درباره جمعیت و ساختوساز جدا بمانند همه بحران آینده تهران را نمیتوان به تغییرات آبوهوایی نسبت داد. بخشی از آن حاصل تصمیمهایی خواهد بود که همین امروز درباره شهر گرفته میشود.