داغدیدگیهای پيچيده و درازمدت
بیش از چهل روز از به خاک و خون کشیده شدن هزارها ایرانی که بیشتر آنها جوان بودند، میگذرد. مردم ما هنوز از بهت و اندوه در نيامدهاند و بهسوگنشستگان از جای برنخاستهاند.

در این نوشتار بر آن نیستم که زمینههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی این رویداد غمافزا و بیسابقه را بررسی کنم چون دانش و سزاواری آن را ندارم، بلکه میخواهم به اندازه توان اندک علمی و تجربه رواندرمانگری خود، برای همدلی و حمايت از داغدیدگان، نکاتی کاربردی و روشنگرانه به مسئولان کشور و همراهان ماتمزده یادآوری کنم.
در سیاهه هولمز و راهه، انواع رویدادهای عمده و تنش های زندگی بر مبنای شدت فشار روانی از نمره ۱۰۰ تا ۲۰ درجهبندی شدهاند. در این مقیاس «مرگ یکی از اعضای درجه یک خانواده» در صدر قرار دارد و نمره ۱۰۰ میگیرد. پس از آن «مرگ یک دوست» با نمره ۷۲ قرار دارد.
چند تن از شاعران بزرگ ایرانی که فرزندان جوان خود را از دست دادهاند، مانند فردوسی، خاقانی و حافظ مرثیههای سوزناکی در فقدان آنها سرودهاند که هنوز پس از سدهها، خواندنشان دل را به درد میآورد و اشک را از دیدگان روان میکند. از بین آن سوگوارهها، ابیاتی را از قصیده بلند و رسای خاقانی که در سوگنامه فرزندش امیر رشیدالدین سروده است و ترنمالمصائب نام دارد میآوریم:
صبحگاهی سر خوناب جگر بگشایید
ژاله صبحدم از نرگس تر بگشایید
دانهدانه گهر اشک ببارید چنانک
گره رشته تسبیح ز سر بگشایید
سیل خون از جگر آرید سوی باغ دماغ
ناودان مژه را راه گذر بگشایید
خاقانی در بیتهای بعد خوابی را به یاد میآورد که زبانههای سهمگین آتش باغ او را به تمامی سوزانده و خاکستر کرده است و در تعبیر آن میگوید:
آری آتش اجل و باغ به بر فرزند است
رفت فرزند شما زیور و زر بگشایید
و آنگاه ناله سر میدهد:
نازنینان منا! مرد چراغ دل من
همچو شمع از مژه خوناب جگر بگشایید
خبر مرگ جگرگوشه من گوش کنید
شد جگر چشمه خون چشم عبر بگشایید
انواع فشارهای روانی
روانشناسان چهار نوع فشار روانی را از هم متمایز میکنند:
▪︎فشار روانی حاد: همان چیزی است که بیشتر مردم آن را استرس یا فشار روانی مینامند. فشار روانی حاد از پیشامدهای ناگهانی ناشی میشود و افراد آن را به شکل سردردهای تنشی، آشفتگیهای هیجانی، اختلالات گوارشی، احساس بیقراری و فشار احساس میکنند.
▪︎ فشار روانی حاد دورهای: جدیتر است، از این حیث که از بروز مکرر فشار روانی حاد ناشی میشود. فشار روانی حاد دورهای میتواند به میگرن، فشار خون بالا، سکته مغزي، اضطراب، افسردگی و یا ناراحتیهای گوارشی جدی منجر شود.
▪︎فشار روانی آسیبزا (تروماتیک): به فشار روانی حاد کلان گفته میشود که اثر آن میتواند تا سالها یا حتی تا پایان عمر ادامه داشته باشد. فشار روانی آسیبزا از نظر علائم مربوط به پاسخ به فشار روانی، اساساً با فشار روانی حاد تفاوت دارد. این مجموعه علائم اختلال فشار روانی پسآسیبی (PTSD) نامیده میشود و نشانگانی است که در افراد درگیر در رویدادهای تهدیدکننده زندگی مثل جنگ، بلایای طبیعی، رویدادهای تروریستی، تصادفات جدی، تعدیهای خشونتآمیز و قتل مشاهده میشود.
▪︎فشار روانی مزمن: شکل جدی دیگری از فشار روانی است که پایان نمیگیرد. روزهای پیاپی برای فرد ادامه مییابد تا وقتی که مقاومت او تحلیل رود. بسیاری از بیماریهای جدی مانند دیابت، کاهش کارکرد دستگاه ایمنی یا بیماریهای قلبی-عروقی میتوانند از فشار روانی مزمن ناشی شوند.
سوگ آسیبزا، پیچیده و طولانیمدت
واکنشهای فقدان، جهانی، متغیر و معمولاً کوتاهمدت هستند. بیشتر داغدیدگان فقدان را میپذیرند و عملکرد طبیعی خود را بازیابی میکنند. اما برخی از افراد که عزیز دلبند خویش را بر اثر حادثهای خونبار و دلخراش بهطور ناگهانی و دور از انتظار از دست دادهاند، دچار سوگ آسیبزا (تروماتیک) میشوند. این اختلال که با نامهای سوگ طولانیمدت و سوگ پیچیده نیز شناخته میشود، در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی، ویراست پنجم، به عنوان یک اختلال مرتبط با تروما و فشار روانی طبقهبندی شده است.
در گزارش نظرسنجی کیفی لوئیس کیسی در سال ۲۰۱۱ که به سفارش وزارت دادگستری انگلستان با ۴۰۰ نفر از بازماندگان درجه اول کسانی که در اثر قتل یا تصادفات جادهای جان خود را از دست داده بودند صورت گرفت، معلوم شد که آنها در طول سالهای زیادی در چنبره شش پیامد رنج خردکننده گرفتار بودهاند. آنا مورز در سال ۲۰۱۹ نیز با پیمایشی مشابه یافتههای کیسی را تأیید میکند. این زخمهای عمیق التیامنیافته عبارتاند از:
۱. رنجهای عاطفی و روانی:
در حالی که به نظر میرسد برای برخی از اعضای خانوادههای داغدار، تأثیر عاطفی و روانی با گذشت زمان کاهش مییابد، بسیاری دیگر نمیتوانند از روانرنجوریهای بلندمدت از جمله اضطراب و ترس، خشم و پرخاشگری، نگرانی نسبت به فرزندان و سختگیری به آنها و زندگی را بیمعنا و شکننده دیدن رهایی یابند. این افراد بیش از دیگر کسانی که درگیر فشارهای روانی برآمده از مشکلات جسمی، مالی و خانوادگی میشوند، در معرض اختلال فشار روانی پس از آسیب (PTSD) قرار میگیرند. اختلال فشار روانی پس از آسیب دو ویژگی اصلی دارد: واکنشهای منفی به ضربه روانی یعنی احساسات، افکار و خاطرات رنجآور ادامه یابند و از بین نروند و نیز این آشوبهای هیجانی و ذهنی زندگی روزمره فرد را مختل کنند.
تکرار خاطرات ناخواسته از رویداد آسیبزا که افکار ناراحتکننده و توانفرسا را برمیانگیزند، دیدن کابوس و خوابهاي پریشان، بازگشت فکری، احساسی یا رفتاری به گذشته و متن آن رویداد کوبنده که گويي در حال وقوع است و احساس تنیدگی و برانگیختگی جسمی (تند شدن ضربان قلب و نبض و تنفس سریع)، گوشبهزنگی، تحریکپذیری، تمرکز ضعیف و باورهای بدبینانه نسبت به خود، دیگران و جهان از شایعترین نشانههای اختلال فشار روانی پس از آسیب هستند.
۲. تندرستی و سلامت جسمی:
دردمندیهای روانی اگر سالها ادامه یابند، تأثیرات سنگین و عمیقی بر تندرستی بازماندگان میگذارند. از جمله فراوانترین موارد میتوان به سردردهای تنشی، تغییر در عملکرد شناختی، وابستگی به الکل یا داروهای روانگردان، فشار خون بالا و تشدید بیماریهای قبلی و زمینهای به علت تضعیف سیستم ایمنی اشاره کرد.
۳. روابط اجتماعی:
پیوندها و رابطههای اجتماعی بازماندگان، قربانی سوگ میشوند. افراد داغدیده چون احساس میکنند «باید خودش را حفظ کند» از نزدیکان و دوستان و حتی شریک زندگیاش فاصله میگیرند. بیاعتمادی به دیگران و احساس ناامنی، باعث میشود در لاک تنهایی خود فرو روند و ناراحتیهای جسمی و روانیشان افزایش یابد.
۴. کارهای عملی و اجرایی:
بعد از درگذشت عضو اصلی و محبوب خانواده، مسئولیتهای جدید به دوش بازماندگان میافتد: پیگیری امور قضایی و قانونی، مراقبت و سرپرستی از فرزندان او، انجام کارهای ناتمام خانوادگی و تعهدات اداری و اجتماعی.
۵. مشکلات مالی:
از دست دادن عزیزان تأثیر بلندمدتی بر وضعیت مالی بازماندگان میگذارد. بسیاری از آنها نانآور خانواده را از دست میدهند. به علاوه به دلیل پذیرفتن مسئولیتهای جدیدی که نام بردیم، مجبور میشوند کار تماموقت خود را کنار بگذارند.
۶. تأثیر بر خانواده، دوستان و همکاران:
در دو نظرسنجی یادشده، بسیاری از بازماندگان اصلی گزارش داده بودند که روابط بین اعضای خانوادهشان آسیب دیده و متشنج شده است. برخی چون گفتوگو درباره حادثه غمبار بر پریشانخاطریشان میافزود، از صحبت کردن با همسر و دیگر اعضای خانواده خودداری میکردند. تأثیر منفی کشته شدن پدر یا مادر برای بعضی فرزندان چنان وخیم بود که اقدام به خودکشی کرده بودند. همکاران و دوستان قربانی نیز دچار سردرگمی و مشکلات روانی مانند غمگینی، احساس گناه و شرم میشوند.
ترومای جمعی
افزون بر تأثیرات درازمدت و ویرانگری که حوادث خونبار دیماه بر داغدیدگان و حاضران در آن صحنههای هولناک گذاشته است، ما با «ترومای جمعی» نیز روبهرو هستیم. آسیب یا ضربه روانی جمعی یا «تودهای» وضعیتی است که در آن گروه بزرگی از مردم، به طور همزمان، رو در روی یک رویداد فاجعهبار مشترک قرار میگیرند. مهمترین عوارض و پیامدهای ضربه روانی جمعی عبارتاند از:
● شیوع اختلال فشار روانی پس از سانحه
● افزایش میزان خودکشی و مصرف مواد
● سوگ عارضهمند یعنی سوگی شدید و طولانی که به اختلال هویت میانجامد.
● از بین رفتن اعتماد عمومی
● عمیقتر شدن شکافهای سیاسی و اجتماعی
راهکارهای ملموس، عملی و بلندمدت
برای برخورد مؤثر با انبوه مشکلاتی که برشمردیم یکیدوبار سر زدن به سوگواران و تسلیت گفتنهای کلیشهای، اگر بر اندوه و خشم داغدیدگان نیفزاید، گرهگشای مشکلات و التیامبخش دردهایشان نخواهد بود. پس چه باید کرد؟
نخست جدی گرفتن و پذیرفتن واقعیتها و پیامدهای مبتنی بر دانش و تجربهای که به اختصار بيان کردیم و آنگاه برنامهریزی و اقدام سریع برای کاهش رنجهای داغدیدگان و حمایت از آنها از طریق :
● فعال کردن مددکاران اجتماعی، مشاوران، رواندرمانگران، روانپزشکان و گروههای مردمی یاریرسان
● آسانگیری، رواداری و برخوردهای مهربانانه و آشتیجویانه مسئولان قوه قضاییه با دستگیر شدگان
● حمایت دولت از بازماندگان هموطن برای رفع مشکلات مالی و شغلی آنها و نیز رسیدگی به وضعیت تحصیلی فرزندانی که پدر یا مادر خود را از دست دادهاند.
● برقراری گفتوگوهای شفاف و اعتمادبرانگیز با مردم
تأکید میکنیم حمایتها باید ملموس، عملی و درازمدت باشند.
شب است و مادران شهر غمناک
هزاران گل شکفت و خفت بر خاک
عزیزم داغدارم، دست وا کن
به پا کن بیرق صبح طربناک
(سایه)
منبع: ماهنامه سپیده دانایی شماره 191





