بازار کار نابرابر؛ کمترین مشارکت اقتصادی در کهگیلویه و بویراحمد، سیستان و بلوچستان و ایلام
نرخ بیکاری کشور در پاییز امسال به ۷.۸ درصد رسیده و شمار بیکاران از دو میلیون نفر عبور کرده است. در حالی که نیمی از مشاغل ایجادشده طی یک سال گذشته در تهران متمرکز بوده، برخی استانها همچنان با نرخهای دو رقمی بیکاری دستوپنجه نرم میکنند؛ واقعیتی که از شکاف عمیق منطقهای در دسترسی به کار حکایت دارد.


دسترسی برابر به «کار شایسته» یکی از مهمترین شاخصهای عدالت اجتماعی است؛ کار شایسته ابزاری نهادی است برای مهار دوباره بازار کار و بازگرداندن کرامت انسانی به قلب مناسبات اقتصادی. این چارچوب بر چهار رکن ایجاد اشتغال پایدار و رسمی، حقوق بنیادین کار، حمایت اجتماعی و گفتوگوی اجتماعی استوار است. با این حال، بررسی دادههای رسمی در ایران نشان میدهد که دسترسی به فرصتهای شغلی، در سطح جغرافیایی با شکافهای معنادار همراه است؛ شکافی که خود را در تفاوتهای پایدار میان استانها، تمرکز اشتغال در قطبهای خاص و تداوم محرومیت در مناطق پیرامونی نشان میدهد.
بیکاری کمتر در روستا به معنای عدالت بیشتر نیست
بر اساس گزارش اخیر «عدالت شغلی» که از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی منتشر شده، بررسی روند نرخ بیکاری در مناطق شهری و روستایی از سال ۱۳۹۵ تا بهار ۱۴۰۴ نشان میدهد که بیکاری در روستاها همواره کمتر از شهرها بوده است. نرخ بیکاری شهری از ۱۳.۷ درصد در سال ۱۳۹۵ به ۸ درصد در بهار ۱۴۰۴ رسیده، در حالی که این نرخ در مناطق روستایی از ۸.۹ درصد به ۶.۹ درصد کاهش یافته است.

اما کارشناسان بازار کار تأکید میکنند که پایینتر بودن نرخ بیکاری در روستاها لزوماً به معنای برخورداری بیشتر از «کار شایسته» نیست. سهم بالای اشتغال غیررسمی، فصلی و کمدرآمد در مناطق روستایی سبب میشود که بسیاری از افراد در آمار رسمی «شاغل» محسوب شوند، در حالی که از امنیت شغلی، بیمه و درآمد پایدار برخوردار نیستند.
بیشترین نرخ بیکاری در خوزستان، گلستان و سیستان و بلوچستان
یکی از مهمترین جلوههای نابرابری جغرافیایی، تمرکز فرصتهای شغلی در پایتخت است. به گفته وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، ۵۰ درصد مشاغل ایجادشده در یک سال گذشته تنها در استان تهران شکل گرفته که نشاندهنده تمرکز قابل توجه ظرفیتهای اقتصادی در یک نقطه جغرافیایی است.
گزارش جدید منتشر شده از سوی مرکز آمار نیز این موضوع را تایید میکند. بررسی نتايج طرح آمارگيری نيروی كار در پاييز 1404 نشان می دهد، بیشترین نرخ بیکاری مربوط به استانهای خوزستان (۱۲ درصد)، گلستان (11.5 درصد) و سیستان و بلوچستان (11.2 درصد) بوده است. اما خراسان جنوبی (3.7 درصد)، هرمزگان (5.2 درصد) و آذربایجان غربی (5.6 درصد) در پاییز امسال شاهد کمترین نرخ بیکاری بودند. نرخ بیکاری در تهران نیز 7.3 درصد برآورد شده است.

بر اساس این گزارش نرخ بیکاری در کل کشور از 7.2 درصد در زمان مشابه سال قبل به 7.8 درصد در پاییز امسال رسیده است. بر این اساس تعداد بیکاران 15 ساله و بیشتر از بیش از یک میلیون و 950 هزار نفر در پاییز سال قبل به بیش از دو میلیون و 90 هزار نفر در زمان مشابه سال جاری رسیده است.
کمترین مشارکت اقتصادی در کهگیلویه و بویراحمد، سیستان و بلوچستان و ایلام
علاوه بر نرخ بیکاری، شاخص «نرخ مشارکت اقتصادی» نیز تفاوتهای قابل توجهی را در استانهای مختلف نشان میدهد. در پاییز امسال بیشترین نرخ مشارکت اقتصادی در زنجان، اردبیل و خراسان شمالی و کمترین نرخ مشارکت اقتصادی مربوط به کهگیلویه و بویر احمد، سیستان و بلوچستان و ایلام بوده است. پایین بودن مشارکت اقتصادی در برخی استانها میتواند نشاندهنده دلسردی از جستوجوی کار، کمبود فرصتهای رسمی یا موانع ساختاری در ورود به بازار کار باشد.
مهاجرت، حاشیهنشینی و بازتولید نابرابری
تمرکز فرصتها در استانهای بزرگ و مرکزی پیامدهایی فراتر از بازار کار دارد. این ناهمگنی به تمرکز فرصتها در قطبهای صنعتی/ خدماتی و کمبرخوردار بودن استانهای پیرامونی اشاره دارد و خود را در مهاجرتهای کاری، حاشیهنشینی و نابرابری منطقهای بازتاب میدهد.
بررسی یکی از گزارشهای «نیروی کار و حمایت اجتماعی» که در سال 1400 از سوی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی منتشر شده بود، روند بیکاری ناشی از اشتغال موقت در ایران را بررسی کرده است. این گزارش نشان میدهد از سال ۸۸ تا ۹۹ به طور میانگین 15 درصد از بیکاران، به دلیل «موقت» بودن و 18 درصد به دلیل «موقت» یا «فصلی» بودن شغل قبلی بیکار شدهاند. درصد بیکاران موقت و فصلی به کل بیکاران در طی این سالها از 16 تا ۱۹ درصد متفاوت بوده است.
نسبت بیکاران ناشی از کار موقت و بررسی توزیع استانی فصلی به کل بیکاران در ایران نشان میدهد که به طور نسبی ساکنان مناطق مرکزی، نسبت به مرزنشینان آسیب کمتری از موقتی و فصلی بودن مشاغل دیدهاند و بخش غربی و شمال شرقی کشور به وضوح بیشترین درگیری نسبی را با پدیده کار موقت دارد.
در مجموع بررسی شاخصهای بیکاری، مشارکت اقتصادی و اشتغال موقت نشان دهنده توزیع نابرابر فرصتها و کیفیت پایین اشتغال است. این وضعیت نشان میدهد بدون سیاستهای منطقهمحور و تقویت اشتغال رسمی و پایدار، شکاف جغرافیایی در دسترسی به کار شایسته همچنان پابرجا خواهد ماند. تمرکز فرصتها در قطبهای اقتصادی، مهاجرت، حاشیهنشینی و تشدید نابرابری منطقهای را به دنبال دارد.





