دولت قوی در گروی مردم بزرگ؛ برنامه جدید دولت برای احیای پیوند حاکمیت و جامعه
پویش «سلام محله» با مشارکت ۷۰ هزار داوطلب کلید خورد؛ طرحی برای احیای پیوندهای اجتماعی، راهاندازی «بانک زمان» و تسهیل خدمات رفاهی که حکمرانی را از ادارات به دل کوچهها میبرد.

در چرخشی راهبردی از مدل حکمرانی متمرکز به سمت مدیریت محلی، دولت چهاردهم با کلید زدن پویش ملی «سلام محله» در ۲۷۵۰ نقطه کشور، بازگشت به نهاد «محله» را به عنوان فرمول جدید دستیابی به ثبات و توسعه پایدار برگزید. این پویش که با ثبتنام بیش از ۷۱ هزار داوطلب در هفته نخست همراه شده، به دنبال حذف بوروکراسیهای دولتی و جایگزینی آن با مدل «دولت کوچک و مردم بزرگ» است تا شکاف تاریخی میان برنامههای کلان ملی و زندگی روزمره مردم را ترمیم کند.
گذار به «دولت قوی و مردم قوی» با راهبرد محلهمحوری
سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، در آیین افتتاح پویش ملی «سلام محله» این طرح را بخشی از سیاست «محلهمحوری» دولت چهاردهم دانست. او با اشاره به رونمایی از این طرح در ۲۷۵۰ کانون در سراسر کشور، از حمایتهای راهبردی وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی در استقرار رویکرد مشارکتمحوری تشکر کرد و گفت: «این طرح پس از طی یک دوره آزمایشی در ۱۲ نقطه، اکنون به گسترهای ملی رسیده و تا این لحظه بیش از ۷۱ هزار داوطلب در سامانه آن ثبتنام کردهاند که این آمار جریانی روزافزون است.»
حسینی با تحلیل سیر تحول دولتها، به آسیبشناسی مدل «دولت خدمتگزار» پرداخت و گفت: «دولت خدمتگزار با هدف ایجاد رفاه، باعث شکلگیری ساختارهای اداری بسیار گسترده و پرهزینهای شد که به مرور زمان خدمات را کند و بهرهوری را کاهش داد و در نهایت به عدالت اجتماعی لطمه زد.»
او با تایید شعار جهانی "کوچک زیباست" برای چابکسازی دولت، یک اصل جدید را مطرح کرد و گفت: «ما معتقدیم "بزرگ، زیباتر است"؛ اما این بزرگی باید متعلق به مردم باشد. دولت قوی زمانی شکل میگیرد که مردم بزرگ و قوی شوند.»
او با تبیین راهکار قدرت گرفتن مردم گفت: «مردم زمانی قدرت میگیرند که به حساب آیند و مشارکتشان به صورت تشکیلاتی، مستمر و با رویکرد زندگی محلی باشد. حکمرانی مطلوب ما بر پایه تبدیل محله به مدرسه و مدرسه به جامعه استوار است؛ مسیری که رئیسجمهور محترم نیز بر آن تأکید ویژهای دارند تا با کوچک و چابک شدن دولت، فضا برای بزرگ شدن مردم فراهم شود.»
رئیس سازمان بهزیستی اجرای مطلوب این طرح را بر چهار رکن اساسی استوار دانست که در گام نخست شامل بهرهگیری از ظرفیت سه هزار تسهیلگر آموزشدیده این سازمان برای ایجاد فضای گفتگو و سازماندهی مشارکتهای مردمی در محلات است. در رکن دوم، با شناسایی دو هزار و ۷۵۰ کانون و پاتوق محلهمحور، بستری برای پیوند زنجیروار اهالی فراهم میشود تا مسائل محلی را شناسایی کنند و با کمک دولت، مداخلات حرفهای انجام دهند. رکن سوم این پویش بر حضور داوطلبان محلی تکیه دارد؛ افرادی که دانش، تخصص و سرمایه خود را در خدمت توسعه محله قرار میدهند و تا به امروز بالغ بر ۷۱ هزار نفر از آنها در این مسیر همراه شدهاند. در نهایت، رکن چهارم این طرح بر بهرهگیری از توان بیش از ۱۰ هزار تشکل فعال محلهای، همچون مراکز مثبت زندگی و گروههای سلامت اجتماعی، استوار است تا با پیوند دادن داوطلبان جدید به این ساختارهای باسابقه، شبکه خدمات اجتماعی در عمق محلات گسترش یابد.
حسینی در پایان از برنامههای آتی این پویش نظیر ایجاد «بانک زمان»، راهاندازی «حساب نجات امید محله» با همکاری بانک رفاه و تشکیل تعاونیهای محلهمحور خبر داد و گفت: «ما اکنون در مرحله آغازین و ستادی کار هستیم. خدماتی همچون غربالگری سلامت سالمندان، استعدادیابی نوجوانان و تشکیل پرونده سلامت اجتماعی با تکیه بر داراییهای مادی، انسانی و فرهنگی خود مردم محقق خواهد شد تا این ایده مطلوب به یک پدیده نهادینه و پایدار در جامعه تبدیل شود.»
محلهمحوری؛ راه حل «معمای تاریخی» توسعه و ثبات در ایران
علی ربیعی، دستیار اجتماعی رئیسجمهور، در این مراسم با تبریک ایام دهه فجر، به نقد کوتاه نهادهای تبیینگر در ارائه تصویری منصفانه از گذشته پرداخت و گفت: «رفتارهای غلط و نارساییهای ما باعث شده که نسل جدید بپرسد چرا برخی مناسبات در حال تکرار است؟ اگر نقدی به دولتها داریم، باید از این منظر باشد که چرا شبیه قبل از انقلاب میشویم.» او با اشاره آرمانهای دروغینی که امروز القا میشود، ابراز امیدواری کرد که انتظارِ حال خوب و جوانان بانشاط محقق شود.
ربیعی دستیابی به توسعه در جامعه پیچیده ایران را یک چالش بزرگ دانست و تأکید کرد که هیچ نظریه خطی برای حل معضل «ثبات و توسعه» وجود ندارد؛ بهویژه در منطقهای که با دخالت بیگانگان و نابرابریهای تاریخی روبروست.
دستیار اجتماعی رئیسجمهور، ریشه اصلی مشکلات را در عدم پیوند برنامههای اقتصادی با زندگی واقعی مردم دانست و گفت: «بزرگترین گیر ما در ایران این است که مردم هیچ پیوندی با برنامههای ما پیدا نمیکنند. دودکشها و کارخانهها ساخته شدهاند، اما چون نسبتی با زندگی روزمره مردم برقرار نکردهاند، رضایت ایجاد نمیکنند. ما نیازمند اصلاحاتی هستیم که امنیت، ثبات و توسعه را به هم گره بزند و گسترش جوامع محلی، تنها راه پیونددهنده رضایت مردم با ثبات کشور است. اگر بتوانیم ساختار حکمرانی را به سمت محلهمحوری ببریم، به نظر من «توسعه به مثابه شادی» و رضایت مردم محقق خواهد شد.»
او با استناد به شاخصهای اعتماد عمومی، سازمان بهزیستی را معتبرترین نهاد نزد مردم و تنها «نهاد میانجی» و «وسطی» در کشور خواند که باید سمنها و خیریهها را به عنوان واسطههای اجتماعی گسترش دهد. ربیعی تأکید کرد: «بهزیستی اگر تبدیل به یک NGO بزرگ شود که یک سرش به دولت و سر دیگرش به عمق جامعه وصل باشد، موفق خواهد بود؛ چرا که نیروهای کارشناسی درجهیک و باسوادی دارد.
او با ابراز اطمینان از دانش و انگیزه وزیر رفاه، گفت که طرح «سلام محله» میتواند سلامی بر رشد، ثبات و رفاه مردم باشد.
احیای محله؛ راهبرد «نظام یادگیرنده» برای پیوند دوباره با مردم
احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، با تأکید بر ضرورت نهادینه شدن رویکرد محلهمحوری در ساختار اجرایی کشور، محله را بعد از خانواده، مهمترین نهاد در حمایت اجتماعی و رفاه دانست. او با اشاره به اینکه تحولات جغرافیایی و اقتصادی در همهجا باعث تضعیف محلات شده است، گفت: «احیای محله مانند زنده کردن یک تالاب خشک شده است؛ وقتی از بین رفت، بازسازی آن بسیار پیچیده است، اما کارکردهای آن برای سرزندگی جامعه هیچ جایگزینی ندارد.»
وزیر رفاه مرز میان سقوط و پایداری یک سیستم را در «یادگیرنده بودن» آن دانست و با بازخوانی ریشههای انقلاب گفت: «نظام پهلوی یک نظام یادگیرنده نبود و خطاهایش را اصلاح نمیکرد. در آن دوره شکاف عمیقی بین حاکمیت و جامعه ایجاد شد؛ بهطوری که رسانهای مثل تلویزیون در دهه پنجاه هیچ شباهتی به فرهنگ و اعتقادات عموم مردم نداشت و همین تضاد باعث عصبانیت جامعه شد.»
میدری ریشه پایداری جمهوری اسلامی را در ظرفیت «اصلاح درونی» برشمرد و افزود: «نظام یادگیرنده در برابر تغییرات بزرگ بازنگری میکند. به طور مثال، انتشار اسامی جانباختگان حوادث اخیر یک نوع یادگیری است تا راه بر آمار دروغ بسته شود. نظامی که یاد میگیرد و خطاهایش را تصحیح میکند، میتواند پایدار بماند.»
او با تأکید بر اینکه حکومتها در انجام مداخلات ظریف و بههنگام اجتماعی ناتوان هستند، محله را نهادی دانست که میتواند شکاف دولت و ملت را به حداقل برساند. میدری با ذکر مثالی یادآور شد: «گاهی یک کمک کوچک همسایهای در محله، سرنوشت نسلها را تغییر میدهد؛ مثل فردی که با پرداختی ناچیز در سال ۸۰ مانع از ترک تحصیل یک جوان شد و او را به مدارج عالی رساند. اینجاست که مردم باید یاور هم باشند.»
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت که پروژه محلهمحوری بهزیستی، یک راهبرد اساسی مورد تأکید رئیسجمهور برای کاهش فاصله میان مردم و حاکمیت است که باید با همت همگانی محقق شود.




