اقتصاد پلتفرمی؛ فرصتهای تازه و تهدیدهای پنهان
مشاغل پلتفرمی به سرعت بازارهای جهانی را تصرف میکنند. کاربران از سرعت، سهولت و شفافیت سکوها راضیاند و زندگی روزمرهشان سادهتر شده، اما در سوی دیگر، فعالان این مشاغل از محدودیتها، ناامنی، نبود بیمه و فشارهای پنهان میگویند؛ واقعیتی که نشان میدهد پشت تصویر ساده و مدرن کار آنلاین، چالشهای جدی برای نیروی کار و حتی اعتماد عمومی پنهان مانده است.


چند کلیک و بارگذاری مدارک هویتی کافی است تا استخدام شوی و شروع به کار کنی؛ این ماهیت مشاغل پلتفرمی است. حالا دیگر درخواست دادن، شرکت در مصاحبه و انتظار برای انتخاب شدن از میان سیل متقاضیان در کار نیست و داشتن سرمایه زیاد برای شروع کسبوکار هم ضرورتی ندارد. با این وجود کار کردن آنلاین به همین راحتی نیست و با چالشهای زیادی همراه است. کارهای بر بستر آنلاین در حال تغییر چهره بازارهای جهانیاند. این بستر مزیتها و دشواریهایی دارد که تدوین سازوکارهای جدیدی را در بازار کار میطلبد.
در سالهای اخیر کار «پلتفرمی» به جریانی فراگیر برای کسب درآمد در ایران تبدیل شده است؛ از ارائه خدمات حملونقل و پیک گرفته تا بازارهای آنلاین و خدمات خانگی و فریلنسینگ.
دگرگونی آرام در خانهها
خدمات خانگی یکی از حوزههایی است که به سرعت در سکوهای آنلاین رشد کرد. انگار شیوه سنتی دیگر پاسخگوی جمعیت کنونی و پیچیدگی شکل شهرنشینی نیست. تا همین یک دهه پیش، پیدا کردن نیروی نظافتچی یا تعمیرکار برای خانه اغلب با تلفنهای پیاپی به آشنایان یا نگاه کردن به تراکتهای کاغذی انجام میشد. روندی که امروز با فاصلههای اجتماعی جدید و مشغلههای زیاد پرزحمت است و گاهی بینتیجه میماند.
حالا کافی است شهروندی اپلیکیشن را باز کند، درخواستش را ثبت کند و در کمتر از چند ساعت نیرویی با پروفایل، امتیاز و سابقه کاری مشخص، پشت در خانه حاضر شود. این یکی از نشانههای گسترش اقتصاد پلتفرمی در زندگی روزمره ایرانیان است؛ تغییری به ظاهر کوچک اما همراه با به چالش کشیدن ساختار روابط سنتی.
روایتهای خرد در دل بازاری کلان
نشستن در خانه و خدمات موردنیاز را دریافت کردن راحتیهای زیادی برای مشتریان دارد. آنها دیگر با فرد طرف نیستند. کارها از طریق اپلیکیشن انجام میشود؛ درخواست، انجام کار، پرداخت، دادن امتیاز و تمام. مهری کارمند است و وقت زیادی برای کارهای خانه ندارد. او میگوید: «سفارش خدمت کار مرا خیلی راحت کرده. هفتهای چند ساعت یک کارگر خدماتی میآید و کارها را انجام میدهد. از خدمات خشکشویی و باغبانی هم استفاده میکنیم و راضی هستیم.»
این تجربه محدود به او نیست. کاربران زیادی از سرعت و سهولت استفاده از این پلتفرمها میگویند. امکان انتخاب بین چند نیرو، مشاهده عکس و مدرک هویتی به مردم حس امنیت میدهد و نوعی شفافیت ایجاد میکند.
اما این شیوه تازه مشکلاتی هم دارد و واقعیت همیشه مثل تبلیغات و تجربیات چندنفر نیست. روی دیگر سکه تهدیدهایی در دل خانه است. گزارشهای پلیس نشان میدهد که در کنار خدماتدهی استاندارد، مخاطراتی جدی وجود دارد. پروندههایی از سرقت طلا و جواهر توسط نظافتچیانی که به خانهها راه یافته بودند، یا حتی کلاهبرداری در پوشش پرستاری خانگی، نشان میدهند که همیشه نظارت درستی وجود ندارد.
یکی از سارقان که زنی جوان است و توسط پلیس دستگیر شده در بازجویی گفته است: «بعضی از شرکتهای خدماتی مجوز و دفتر دارند. مدارک هویتی و سفته میگیرند و حتماً باید متقاضی کار را حضوری ببینند. اما بعضی شرکتها فقط میگویند عکس کارت ملی را در شبکههای اجتماعی برایشان بفرستیم. آنها هم آدرس و شماره تلفن مشتری را به ما میدهند. اینطوری نمیتوانند بفهمند ما صاحب کارت ملی هستیم یا نه. من از همین شرکتهای آنلاین استفاده میکردم و با کارت ملی مالباختههای قبلی، کار جدید میگرفتم و به خانه مشتریهای بعدی میرفتم.»
طبق آییننامه اجرایی تبصره ماده ۸۷ قانون نظام صنفی، اتحادیه کسبوکارهای مجازی مجاز به صدور مجوز برای پلتفرمها در شش رسته شغلی از جمله «ارائه خدمات در محل» است. این مجوز بهمنزله شناسه فعالیت رسمی و الزام به رعایت قوانین مربوطه صنفی، انتظامی، بهداشتی و ایمنی است. براساس قوانین، پلتفرمها باید نسبت به صحت هویت و صلاحیت ارائهدهندگان خدمات مطمئن شوند. اگر ارائهدهنده خدمات مجوز رسمی نداشته باشد، در صورت بروز حادثه یا تخلف، پلتفرم به دلیل نظارت نکردن مسئول شناخته میشود. اینها اما در تعارض با گزارشهای موجود از آزار و اذیتهای برخی رانندگان تاکسیهای اینترنتی، سرقت نظافتچیان از منازل و کلاهبرداریهای سایبری است. به همین خاطر کاربران گاهی به شک میافتند؛ از سرعت و راحتی خدمات استفاده کنند یا بهخاطر تجربیات منفی، قید دریافت خدمات شرکتی را بزنند. به خاطر همین موارد، شناخت بازار کار جدید، تدوین قوانین تازه و نظارت بر اجرای آن قدم اول برای ساختن اکوسیستمی قابل اعتماد و پایدار است.
کارکنانی بدون حمایت اجتماعی
داستان فقط درباره مشتریان نیست. بسیاری از کسانی که از طریق پلتفرمها کار میکنند در وضعیت متزلزلی قرار دارند. آنها فرصت دسترسی به مشتریان بیشتر و درآمد سریعتر را پیدا کردهاند، اما از سوی دیگر از بیمه، قرارداد شفاف یا حمایت صنفی محروماند.
فاطمه مژهکار است و با یکی از پلتفرمهای خدماتی کار میکند. او درباره تجربه کاری خود میگوید: «چون بچه دارم، این کار از نظر شناور بودن ساعت کاری خیلی خوب است اما نبود بیمه و قرارداد همیشه تو را معلق نگه میدارد. مدام از این خانه به آن خانه رفتن هزینه زیادی روی دستم میگذارد که گاهی با درآمدم همخوانی ندارد.»
او یکی از چالشهای اصلی خود را ارتباط با متقاضیان میداند: «بعضی مشتریها انتظارات عجیب و غریبی دارند. بارها شده تا جلوی خانه مشتری رفتهام، در را باز کرده و سفارش را رد کرده. بعضیها نگاه از بالا به پایین دارند. اگر اعتراض کنی تهدید میکنند که کامنت منفی میگذارند. هر کامنت منفی یعنی سه روز تعلیق من از طرف پلتفرم. چندروز پیش خانمی درخواست داده بود ساعت چهار صبح برای ترمیم مژههایش بروم. وقتی نپذیرفتم عصبانی شد و بد و بیراه گفت.»
اگر نحوه تأمین امنیت و حمایت از متخصصان را از سوی پلتفرم بررسی کنیم میبینیم عملاً سازوکار حمایتی وجود ندارد. فاطمه ادامه میدهد: «اگر مشتری پول ندهد پلتفرم میگوید آنقدر آنجا بمان تا پول را بگیری. یا اینکه هیچ اطمینانی نیست که به چه خانهای با چه آدمهایی وارد میشوی. برای ورود به هرخانه استرس دارم. اگر اتفاقی بیفتد نمیدانم باید چه کنم.»
قانون کار ایران به صراحت تکلیف میکند که در صورت استخدام رسمی خدمتکار یا پرستار، کارفرما ملزم به تنظیم قرارداد کتبی، پرداخت حقوق، بیمه تأمین اجتماعی، مرخصی، سنوات و پوششهای قانونی است. اما در مشاغل آنلاین این قانون رعایت نمیشود. کارکنان این سکوها از بیمه بیکاری، خدمات درمان یا جبران خسارت ناشی از آسیبهای شغلی بیبهرهاند.
عبدالله، کارگر خدماتی است و خانوادهاش در شهری دیگر منتظر حقوق او برای گذران زندگیاند. لیسانس الهیات دارد و قبلا کارهای اداری و مغازهداری انجام داده. او میگوید: «کارکردن با شرکت بیگاری است. 20 درصد کمیسیون زیادی است و تهش چیزی برای تو نمیماند. مشتریها انتظارات بیجا دارند. چهارساعت کارگر میگیرند، توقع دارند کل خانه بالای صدمترشان را در آن زمان تمیز کنی. خب نمیشود. من هیچ پساندازی ندارم، بیمه ندارم و نمیدانم با این کار سخت تا کی توان دارم کار کنم. به خاطر زانودرد و کمردرد بعضی روزها نمیتوانم سرکار بروم. نگران بازنشستگی و نداشتن حقوق در آن دوران هستم. اولین فرصتی که بتوانم، از این شغل میروم بیرون.»
در تحلیلِ معیشتِ پلتفرمی، پنهان ماندن استهلاک و هزینههای واقعیِ نیروی کار باعث بزرگنماییِ درآمد خالص میشود. امین، کارگر یکی از شرکتهای خدماتی آنلاین میگوید: «همه فکر میکنند ما پول زیادی درمیآوریم و چون هزینههایی مثل اجاره و مالیات نداریم همهاش سود خالص است. اما نمیدانند که ما خیلی زود ازکارافتاده میشویم، حوادث کار و استهلاک زیاد است و کمیسیون هم میدهیم. اینها را کسی نمیبیند.»
سرنوشت نامعلوم نیازهای صنفی
کارکنان مشاغل آنلاین بیمه میخواهند. با وجود طرحهای اعلامشده برای بیمه آنها، این گروه همچنان بدون پشتوانه بیمهای و حمایتی به کار ادامه میدهند. بخشنامههای سازمان تأمین اجتماعی و تشکیل کارگروه مشترک با اتحادیه کسبوکارهای مجازی همچنان روی کاغذ اعتبار دارند.
در راستای اهمیت بیمه شاغلان پلتفرمی، قرار است در در چارچوب برنامه هفتم توسعه از سال ۱۴۰۴ بیمه شاغلان فضای مجازی اجرایی شود. طبق برآوردها سه تا چهار میلیون کارگر پلتفرمی بیمه ندارند و با احتساب خانوادههایشان حدود ۱۲ میلیون نفر در معرض آسیبهای معیشتی ناشی از نبود حمایت اجتماعی قرار دارند.
دو روز پیش احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره بیمه رانندگان تاکسیهای اینترنتی و مشاغل پلتفرمی گفت: «طرح پیشنهادی برای بیمه این گروهها با دریافت بخشی از هر تراکنش به مجلس ارائه شده است.»
نیمه آذرماه امسال هم فضلاله رنجبر، سخنگوی کمیسیون اجتماعی مجلس درباره روند بررسی لایحه مربوط به بیمه مشاغل پلتفرمی در مجلس توضیح داد: «لایحهای که در مجلس مطرح است، در کمیسیون مشترک عمران و اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته و مرحله اول را در صحن گذرانده است، اما به دلیل برخی ایرادات و ابهامات، مجدداً به کمیسیون ارجاع داده شده که موارد مذکور هم رفع و نهایی شده است.»
همچنین احمد فاطمی، رئیس کمیته رفاه کمیسیون اجتماعی مجلس درباره این موضوع به ایلنا گفته: «نگرش غالب بر شمول بیمه اجباری رانندگان اینترنتی تأکید دارد. اختلاف بر سر آمار رانندگان با توافق در وزارت کشور حل شد و قرار بر این است که موضوع به صورت لایحه یا طرح به مجلس ارائه شود.»
البته رانندگان تاکسیهای اینترنتی فقط بخشی از کارکنان مشاغل پلتفرمی هستند که بحث بیمهشان به جریان افتاده و انواع مشاغل دیگر همچنان منتظر حمایتهای اجتماعیاند.
مسئله دیگر صدای خاموش کارکنان است. دسترسی نداشتن کارکنان به یکدیگر امکان اعتراض را کمرنگ میکند. فاطمه میگوید: «من همکارانم را نمیشناسم و آنها را نمیبینم. تنها کسی که با او در ارتباط هستم پشتیبان شرکت است.» در این نوع مشاغل نوعی گسستگی بین نیروهای کار به وجود آمده که فعالیت در زمینه مطالبات صنفی را دشوار میکند. در این شرایط آنها میتوانند از طریق شبکههای اجتماعی حلقههایی برای اعتراض تشکیل دهند.
اقتصاددانها بر این باورند که پلتفرمها بخشی از راهحل برای مدرنسازی بازار خدمات هستند، اما تنها زمانی پایدار خواهند بود که نهادهای قانونی چارچوبهای مشخصی برای نظارت، بیمه و هویتسنجی سختگیرانه داشته باشند. در غیر این صورت، بیاعتمادی عمومی شدت میگیرد و این سکوها با مشکل روبهرو میشوند. همچنین به باور جامعهشناسان پلتفرمها نباید صرفاً واسطه باشند. آنها باید مسئولیت امنیت مشتریان و کرامت شغلی کارگران را هم بر عهده بگیرند.





