تا سال ۱۴۳۰، یکسوم جمعیت کشور سالمند میشوند
۱۲ درصد جمعیت امروز ایران را سالمندان تشکیل میدهند و این رقم تا سال ۱۴۳۰ به حدود ۳۲ درصد، یعنی نزدیک به یکسوم کل جمعیت کشور، خواهد رسید. عددی که بهگفته کارشناسان، نه فقط یک شاخص جمعیتی، بلکه زنگ خطری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است.

در سالن اجتماعات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، جمعی از جامعهشناسان و مدیران حوزه سلامت گرد آمدهاند تا درباره «سالمندی، سلامت و بازنشستگی در ایران» گفتوگو کنند. غلامرضا غفاری، رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، سخنانش را با یادآوری این جمله آغاز کرد که سالمندی پدیدهای تازه نیست، اما در دنیای مدرن امروز با سویههای جدیدی روبهرو شده که نیازمند فهم علمی و اجتماعی است.
او توضیح میدهد: در گذشته نیز سالمندان حضور داشتند، اما امروز پیچیدگیهای زندگی شهری، فناوری، و تغییر در شبکههای اجتماعی، معنای تازهای به سالمندی داده است. ما اکنون با جمعیتی روبهرو هستیم که تا چند دهه دیگر، بخش اصلی نیروی انسانی و حافظه اجتماعی کشور خواهند بود.
غفاری تأکید میکند: مسئله فقط رشد عددی سالمندان نیست. در کنار گفتمان کمی، باید گفتمان کیفی نیز شکل بگیرد تا کیفیت زندگی آنان در مرکز سیاستگذاری قرار گیرد. سلامت ـ بهویژه سلامت اجتماعی ـ مهمترین شاخص این کیفیت است.
او هشدار میدهد که نزدیک به ۶۰ درصد سالمندان تنها زندگی میکنند؛ آماری که از نگاه او نشاندهنده شکنندگی پیوندهای اجتماعی در ساختار خانواده و شهرهای امروز است. غفاری معتقد است فناوری و شبکههای اجتماعی میتوانند فرصتی برای بازسازی این ارتباطها باشند، اگرچه سازگاری با فضای دیجیتال برای بسیاری از سالمندان آسان نیست و نیازمند آموزش و پشتیبانی است.
در بخش دوم نشست، مژگان رضازاده، رئیس دبیرخانه شورای ملی سالمندان، از روند فزاینده افسردگی، تنهایی و انزوای اجتماعی در میان سالمندان، بهویژه زنان سالمند ساکن شهرها سخن میگوید: این پدیده در حال تبدیلشدن به یکی از چالشهای جدی سلامت اجتماعی کشور است.
رضازاده ادامه میدهد: در سالهای اخیر، بار بیماریهای غیرواگیر مانند دیابت، فشار خون و آلزایمر در کنار مشکلات روانی و اجتماعی سالمندان، بهویژه در شهرها، افزایش یافته است. نگاه ما به سلامت، فراتر از بیماری است. ما سالمندان را محور سیاست عوامل اجتماعی مؤثر بر سلامت میدانیم که ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و فرهنگی را دربر میگیرد.
به گفته او نگاه صرف به سلامت جسمی دیگر پاسخگو نیست. سیاستگذاریها باید بر ابعاد روانی و اجتماعی تمرکز کند تا کیفیت زندگی سالمندان حفظ شود.
رضازاده معتقد است: اگر سیاستگذاریها از درمانمحوری به سمت توانمندسازی و مشارکت اجتماعی تغییر جهت دهد، سالمندی تهدید نیست؛ فرصتی است برای توسعه کشور.
او با اشاره به برنامههای دبیرخانه شورای ملی سالمندان میگوید:سالمندان میتوانند در حل مسائل محلی نقشآفرین باشند. باید از تجربه و تخصص آنها برای کارآفرینی و ایجاد چرخههای اقتصادی استفاده کرد.
به گفته او، ایجاد بنیادها و تعاونیهای محلی با محوریت سالمندان و استفاده از ظرفیت «فرزانگان و ارشدان جامعه» از برنامههای در دست اجراست.
رضازاده با اشاره به طرح بینالمللی شهر دوستدار سالمند توضیح میدهد: کشورهای شرق آسیا، مانند ژاپن و کره جنوبی، سالها پیشتر از ما وارد دوره سالمندی شدند. آنها با طراحی شهری متناسب با حضور سالمندان و ترویج اقتصاد نقرهای، تهدید را به فرصت بدل کردند. برنامههایی مانند گردشگری سالمند، دانشگاههای نسل سوم، و توانمندسازی زنان سالمند تنها، در دستور کار ما قرار دارد. هرچه سالمندان فعالتر باشند، هزینههای دولت در آینده کمتر خواهد بود.
در ادامه نشست، محمد احیایی، رئیس امور علمی، فرهنگی و اجتماعی حوزه معاون اول رئیسجمهور، هم توضیح می دهد: ایران با سرعت در حال ورود به مرحلهای است که نسبت سالمندان در آن افزایش چشمگیری خواهد یافت. اگر بیتوجه بمانیم، این مسئله میتواند به چالشی سنگین در حوزه رفاه، سلامت و انسجام اجتماعی تبدیل شود.
او راهحل را در علم، آیندهنگری و فرهنگ ایرانی میداند: دانشگاهها باید با پژوهشهای میانرشتهای، به طراحی خدمات هوشمند مراقبتی و سامانههای پیشبینی جمعیتی کمک کنند. در عین حال باید ارزشهای اصیل احترام به سالمند را در جامعه احیا کنیم.
کارشناسان حوزه سالمندی دراین نشست تاکید کردند؛اگر سالمندی با نگاهی انسانی، علمی و مشارکتمحور مدیریت شود، نه تهدید است و نه بحران؛ بلکه فرصتی است برای بازآفرینی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور.در آیندهای نهچندان دور، چهره ایران با حضور فعال و توانمند سالمندان شکل خواهد گرفت؛ نسلی که اگر در سیاستگذاریها جدی گرفته شود، میتواند حافظ ارزشها و نیروی توسعهیافتگی کشور باشد.





